جليل جليلى
تمرینات فاشیستى!
سه شنبه, 14ام بهمن, 1399  
اشتراک گذاری

در جریان جنگ بین دار ودسته هاى حاکم در جمهورى هاى آذربایجان و ارمنستان بر سر حاکمیت بر منطقه قره باغ، ناسیونالیسم ترک توانست با تحریک احساسات مردم تظاهراتهایى را در برخى از شهرها، از جمله در تبریز، اردبیل، خوى، ارومیه و میاندوآب براه بیاندازد. شاید هر کسى با یک انگیزه خاصى در این تظاهراتها شرکت کرده بود. ولى علیرغم این انگیزه هاى مختلف، آنچه که از طریق ویدئو کلیپ هاى منتشره در مدیاى اجتماعى بطور برجسته مشاهده شد سرداده شدن شعارهایى بود مانند ”کورد، فارس، ارمنى-آذربایجان دشمنى‟ (کرد، فارس، ارمنى-دشمن آذربایجان)، ”تورکون تورکدن باشقا دوسدو یوخ‟ (تورک غیر از تورک دوست دیگرى ندارد)، ”فارس دیلى، ایت دیلى‟ (زبان فارس، زبان سگ). در آن موقع فعالین کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگراى با نوشتن مقالات مختلف، صدور اطلاعیه و پخش گفتارهاى تلویزیونى، ضمن دفاع از آزادى بیان و حق تظاهرات و ابراز نظر شهروندان، هم حملات وحشیانه نیروهاى سرکوبگر جمهورى اسلامى و ضرب و شتم و بازداشت تظاهر کنندگان را محکوم کرد و هم اینکه چنین شعارهایى را فاشیستى و نفرت پراکنانه ارزیابى کرد و در کنار آن به مردم آذربایجان هشدار داد که در برابر توطئه هاى مشترک حکومت اسلامى و ناسیونالیسم ترک هوشیار باشند و این قبیل شعارها را تکرار نکنند.
لازم میدانم اینجا تاکید کنم که از نظر ما اعتراض علیه هرنوع ستم و تبعیض ملى حق مردم آذربایجان و حق هر بخشى از جامعه است که احساس میکنند چنین تبعیضى در مورد آنها روا داشته میشود. ما خود را بخشى از این اعتراض برحق میدانیم و در این اعتراض در کنار مردم آذربایجان هستیم. ولى ما سرراست ترین و مناسب ترین راه پایان دادن به ستم و تبعیضات ملى و فرهنگى علیه مردم ترک زبان در ایران را، در شرایط فعلى، در سرنگونى جمهورى اسلامى و برقرارى یک دولت متکى بر شوراهاى مردم میدانیم؛ دولتى که در قوانین اش اعمال هرگونه تبعیض به هر بخش از مردم بر اساس زبان، مذهب، جنسیت و تمایلات جنسى، و یا لباس و ویژگى هاى محلى و غیره را ممنوع اعلام کند، زبان رسمى اجبارى را ممنوع اعلام کند، انتخاب یکى از زبانهاى رایج در کشور را بعنوان زبان ادارى و آموزشى اصلى، و در کنار آن حق آموزش بزبان مادرى را برسمیت بشناسد، امکانات و تسهیلات لازم براى متکلمین به سایر زبانها، در زمینه هاى سیاسى و اجتماعى و اموزشى را فراهم کند و حق شرکت در کلیه فعالیتهاى اجتماعى بزبان مادرى را جزئى از حقوق شهروندى قلمداد کند و حق هر کس به اینکه بتواند به زبان مادرى خویش در کلیه فعالیتهاى اجتماعى شرکت کند و از کلیه امکانات اجتماعى مورد استفاده همگان بهره مند شود را محفوظ بدارد.
ولى این یک بحث جداگانه است و هدف من اینجا نه بحث در مورد علل و ریشه هاى ستم و تبعیض ملى بلکه نگاهى دوباره به تلاشهاى مذبوهانه ناسیونالیسم ترک در توجیه سیاستها و شعارهاى بغایت ارتجاعى، عقب مانده، تفرقه افکنانه، نفرت پراکنانه و فاشیستى است. هدف من افشا کردن یک تلاش فاشیستى است که میخواهد بر زمینه وجود یک ستم و تبعیض واقعى، یعنى ستم و تبعیض ملى، و بر زمینه حقانیت مبارزه علیه این ستم، هم مبارزه مردم علیه جمهورى اسلامى را و هم مبارزه علیه ستم و تبعیض ملى، هر دو را، به کجراه ببرد.
همانطور که گفتم، ما شعارهایى مانند ”تورکون تورکدن باشقا دوسدو یوخ‟ (تورک غیر از تورک دوست دیگرى ندارد)، و ”کورد، فارس، ارمنى-آذربایجان دشمنى‟ (کرد، فارس، ارمنى-دشمن آذربایجان) را راسیستى و فاشیستى ارزیابى کردیم و آنها را مورد نقد قرار دادیم. اکنون، چهار ماه بعد از آن تاریخ، بنظر میرسد که مبلغین و سخنگویان گروه هایى که تلاش کردند که در تظاهراتهاى یاد شده چنین شعارهایى سر داده شود، متوجه شده اند که آن شعارها نه تنها نتوانسته است در میان نسل امروز و مترقى ترک زبانان ایران و مردم آذربایجان جایى باز کند بلکه از طرف حتى بخشى از بدنه و اطرافیان همین گروه ها هم مورد نقد و انتقاد قرار گرفته است و این آنها را به تلاشى مذبوهانه براى توجیه کردن و برحق نشان دادن این شعارها وادشته است. اخیرا من متوجه شدم که سخنگوى یک گروه ناسیونالیستى به اسم ”آزوخ‟ در یک سخنرانى در یک گروه تلگرامى به اسم ”گونى آذربایجان سسى‟ (صداى آذربایجان جنوبى) مثل یک ملا، تلاش کرده است با توسل به استدلالات خیلى عوامانه، مسخره و چندش آور به شنوندگانش بقبولاند که این شعارها راسیستى و نژادپرستانه نیستند بلکه فقط ناسیونالیستى هستند! آرى تعجب نکنید ایشان به ناسیونالیست بودن خود افتخار میکند. و از گفته هایش چنین برماید که او فقط از راسیست و نژاد پرست نامیده شدن پرهیز میکند. ایشان چنین استدلال میکند که، اگر بشود آنرا استدلال نامید، شعار ”تورکون تورکدن باشقا دوسدو یوخ‟ (تورک غیر از تورک دوست دیگرى ندارد) یک شعار درست و بنفع مردم ترک زبان است. چرا که، از نظر ایشان، تاریخ نشان داده که همه مردم متکلم بزبانهاى دیگر به ترکها ظلم کرده اند. او میگوید این شعار راسیستى نیست چون این شبیه انتخاب دوست است و اگر شما خودتان دوستانتان را انتخاب کنید نباید راسیست تلقى شوید! تلاش ایشان براى اینکه ثابت کند شعار ”کورد، فارس، ارمنى-آذربایجان دشمنى‟ (کرد، فارس، ارمنى-دشمن آذربایجان) هم یک شعار راسیستى و نژادپرستانه نیست، از این هم مسخره تر و عوامانه تر است. او میگوید: ”اگر ما بگوییم که تورک دشمن کورد است یا تورک دشمن فارس و ارمنى است، آنوقت میشود راسیستى و نژادپرستانه. ما که این را نگفتیم. ما گفتیم کورد، فارس ارمنى آذربایجان دشمنى. یعنى آنها دشمن ما هستند و نه ما دشمن آنها!‟ (نقل به معنى از سخنان ایشان) آرى این فرد در سخنرانى یکساعته خود این قبیل ”استدلات‟ را بارها و بارها تکرار میکند تا به شنوندگان خود بقبولاند که شعارهاى مورد اشاره ایشان بنادرست راسیستى و نژادپرستانه قلمداد شده اند. ولى من بعید میدانم حتى تعداد کمى از مخاطبین ایشان چنان ساده لوح باشند که به اینگونه استدلالات نخندند چرا که این شعارها نه فقط راسیستى و فاشیستى بلکه آشکارا خیلى عقب مانده و دور از واقعیات دنیاى مدرن امروز هستند.
اینجا لازم میدانم، با استفاده از همین فرصت، بگویم که نسل امروز مردم آذربایجان و نسل جدید تورک زبانان ایران، نسلى بسیار مدرن تر، مترقى تر و اجتماعى تر از تصورات و انتظارات عقب مانده ناسیونالیسم ترک است. ناسیونالیستهاى ترک هم، مثل دیگر ناسیونالیستها، تصورات و توهمات عقب مانده خود را بجاى واقعیات مینشانند و بهمین خاطر تصویرى را که از مردم آذربایجان و مردم تورک زبان ایران ارائه میدهند و انتظاراتى که از این مردم دارند از یک لحاظ شبیه تصویر و انتظار جمهورى اسلامى از مردم ایران است. حکومت اسلامى مردم ایران را مسلمان معرفى میکند و خیال میکند چنین هم هست و ناسیونالسیتهاى تورک هم تلاش میکنند مردم آذربایجان و تورک زبان هاى ایران را ناسیونالیست و طرفداران امپراتورى توران قلمداد کنند و چنین تصویرى از آنها بدهند. ولى ناسیونالیسمى را، که مثل هر نیروى ناسیونال- راسیست و ناسیونال – فاشیست دیگر، هم استدلالاتش ساده لوحانه و عوامفریبانه است و هم نیرویش را از میان آن بخش از جامعه میگیرد که تعصبات کور بیشتر از تفکر و منطق در زندگى شان نقش بازى میکند، اسمى جز ارتجاع و فاشیسم نشاید.
فاشیسم در آذربایجان و در میان مردم تورک زبان ایران جایى ندارد. ولى اینگونه تلاشهاى عوامفریبانه براى توجیه شعارهایى اینچنن نفرت پراکنانه و استدلالات بى پایه و منطق براى توجیه شعارهایى که بوى گندشان مشام انسان را آزار میدهد، مطمعنن تلاشهایى براى کاشتن تخم فاشیسم است؛ اینها فاشیسم را تمرین میکنند.
جلیل جلیلى

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی