غلام اکبری
مرگ دلخراش کارگری دیگر
دوشنبه, 26ام مهر, 1400  
اشتراک گذاری

تا کی میخواهیم خودمان را کنترل کنیم و آرام و بی صدا در دل، خون گریه کنیم؟ تا کی میخواهیم فرزندانمان در دیگ قیر مذاب ساعتها غوطه بخورند و زجرکش بشوند؟، در آن لحظه دردناک واقعا چه میشود کرد که فرد قربانی کمتر زجر بکشد.


ماجرا بر میگردد به افتادن جوانی در قیر مذاب و جان باختن وی. چند ثانیه ، دقیقه و یا ساعتبعد از سقوطش در قیر مذاب هنوز زنده بود؟ و امید این را داشت که کسی بدادش برسد و او را از این جهنم بربریت سرمایه نجات دهد؟ چند لحظه بعد از سقوطش هنوز امید این را داشت که باز هم پیش خانواده اش برمیگردد؟ وقتی امید اینکه دیگر زنده خواهد ماند را از دست داد، چقدر طول کشید تا دیگر چیزی حس نکرد؟ چند دقیقه و یا ساعت هنوز درد را احساس میکرد؟ چند دقیقه امیدش را برای اینکه دوباره فرزندش را درآغوش بگیرد و گردنش را ببوسد تا صدای خنده وبویش را احساس کند، را از دست نداده بود. در آن دقیقه‌های آخر عمرش به چه فکر میکرد؟ راستی اسمش چه بود این کارگر جوان اهل ساری. خانواده اش چی میکشند؟ مادرش زمانیکه او در دیگ قیر مذاب افتاد، هنوز زنده بوده؟ مادرش خبر سقوط جگرگوشه اش را در قیر مذاب شنید؟ یا فقط بهش گفتند که تصادف کرد و جانش را از دست داد؟ خیلی بیرحمانه است اگر به مادرش گفته باشند: فرزند دلبندت که یک عمر برایش زحمت کشیدی که بزرگ شود، اینچنین فجیع جان باخته است. ساعتها در قیرمذاب غوطه خورده است و هیچ کسی هم بدادش نرسیده، حتی …
شاید از روی شانس،مادر این کارگر جوان در قید حیات نبود که با شنیدن خبر زنده زنده سوختن پاره تنتش در دیگ قیر مذاب، آنقدر ضجه بزند و شیون کند تا، بیهوش شود؟ وقتی هم همسایه ها با آب طلا و گلاب، بهوشش میاوردند! باز هم با ضجهو زاری التماس میکرد تا فرزند دلبندش را برایش بیاورند تا برای آخرین بار در آغوشش بگیرد. اگر مادر این کارگر جوان در قید حیاط نبود، یکی از دردهای انسانیت کمتر میشد. همسایه ها به همدیگر میگفتند، خوشبختانه مادرش زنده نبود که این خبر را بشنود، والا درجا سکته میکرد. اما پدرش چه، خواهر و برادرانش چه؟ همسری نداشت؟ فرزندی نداشت ؟ فامیل و دوست و همسایه ای نداشت؟ که از شنیدن خبر سقوطش در دیگ قیر مذاب فریاد بزنند اسمش را؟


همکارانش چه وضعیتی دارند؟ آیا تنها کسی بود که در آن مرکز صنعتی کار میکرد؟ نه مسلم است که تنها فردی نبود که آنجا کار میکرد. حتما همکارانی داشت، کارگران دیگری که هم سرنوشتی‌اش هستند و کارمندان و سرکارگر و دیگر کارکنان کارخانه. جماعتی که به آتش نشانی و آمبولانس زنگ زدند، آنها چه وضعیتی داشتند؟ زمانیکه مامورین آتش نشانی اعلام کردند که هیچ کاری نمیتوانند بکنند و باید تا فردا صبر کرد، آیا همه دوباره سرکارشان برگشتند؟ یا محل کار تعطیل شد.فقط کارگر جوان که در مخزن قیر مذاب گیر افتاده بود، به خانه نرفت. درحالیکه همه کارگران و کارکنان به خانه هایشان رفتند و خانواده هایشان را درآغوش گرفتند و برای کارگر جوان و خانواده و دوستانش اشک ریختند.همکارانش، به بدشانسی اش لعنت فرستادند. و گیج و مبهوت از اتفاقی که افتاده، تمام مدت کارگر جوانی که در قیر مذاب غوطه میخورد را در ذهن خود مجسم میکردند. میبینند. شنیده بودند که او دیگر زنده نیست، شنیده بودند که هیچ چیزی را حس نمیکند، اما هر لحظه که چشمشان را روی هم میگذاشتند چهره کارگر جوان را میدیدند که در قیر مذاب غوطه میخورد و دستش را دراز کرده که کسی کمکش کند. و این فکر که، میتوانست قربانی امروز ٬٬من ٬٬ باشم، هزاران بار از مغزشان عبور میکرد و بعضا هم بزبان میآوردند. و یا اینکه، نفر بعدی شاید ٬٬ من٬٬ باشم،
ماجرای سقوط این کارگر در قیز مذاب و ابعاد تکان دهنده آن تصویر روشنی از فاجعه ای به اسم نا امنی محیط کار در ایران را بدست میدهد. کارزار علیه نا امنی محیط کار کارزاری برای نجات جان انسانها در برابر قربانی شدن هر روزه کارگران در محیط های کار بخاطر سودجویی های سرمایه داران دزد و مفتخور و پایان دادن به این توحش است. ایمنی محیط کار باید به یک خواست سراسری در تمام محیط های کار تبدیل شود و همه جا باید اجرایی شود.


مقصر کیست؟
سایت ایلنا با پز کارگر دوستی وارد بحث شده اعلام میکند که مقصر اصلی بیمه هایی خصوصی هستند که کارفرمایان را بیمه میکنندتا هر وقت اتفاقی افتاد قرامت غرامت کارگر و پول خونش را بجای کارفرما بپردازند. به همین خاطر است که کارفرمایان هم به رعایت اصول ایمنی اهمیت نمیدهند و هزینه ای صرف تجهیزات ایمنی نمیکنند.
ایلنا با این گفته بظاهر انگشت اتهام را بطرف کارفرمایان نشانه رفته و از قوه قضائیه و دادستانی این تقاضا را دارد که با کارفرمایان برخورد جدی بکنند.
اما ایلنا کاری به سیستم سرمایه داری حاکم و حرص و ولع سیری ناپذیر کارفرمایان و سرمایه داران مفتخورکه از هزینه کردن کمترین پول برای ایمنی جان انسانها ابا دارند، ندارد. چون خودش بخشی از همین سیستم حاکم است وصرفادر جدال با بیمه های خصوصی، صرفا اهداف جناحی خود را دنبال میکند. اما کارگران خوب میدانند مقصر اصلی کیست. مقصر اصلی مشتی سرمایه دار مفتخور و چپاولگر هستند که حاضر به کمترین هزینه برای ایمنی محیط کار نیستند تا مبادا قرانی از سودهای کلانی که جیب میزنند کاسته شود. بله کارفرمایان و سرمایه داران مفتخور در پناه دولت حامی خود و قوانین برده وار حاکم مسبب اصلی جنایت هر روزه در محیط های کار هستند.
به عبارت روشنتر ایلنا مقصر اصلی را بیمه های خصوصی ای میداند که کارفرمایان را بیمه کرده اند. اما توضیح نمیدهد که حتی انجام این کار برای اینست که هر وقت جان کسی در محیط کار بخطر افتاد بیمه خصوصی ای که در خدمت کارفرماست سر و ته قضیه را هم بیاورند و کسی جوابگوی کارگر و خانواده ای که عزیزش را از دست داده نباشد. بنابراین نفس همین کار به معنای بیمه شدن کارفرمایان برای هر قتل و جنایتی در محیط کار و راهی برای سردواندن کارگر آسیب دیده و خانواده هایی که عزیزی را از دست داده اند، بین کارفرما و شرکت های بیمه خصوصی است و همه اینها بخشی از سیستم وحشی سرمایه داری چپاولگر حاکم است. با اینکار ایلناعملا داردنظام سرمایه داری دزد سالار اسلامی را از زیر ضرب خارج میکند.


جمهوری مافیاهای دزدان اسلامی با تمام دم و دستگاهش مسبب چنین ابعاد فاجعه بار از کشتار در محیط های کار است. دستمزدهای چندین مرتبه زیر فقر، بیکاری وسیع سهم اکثریت جامعه است و این حکومتیان دزدسالار، تنها و تنها به فکر دزدیدن و چاپیدن بیشتر ثروتهای جامعه اند. تمام دم و دستگاه قانون گذاری و اجرائی و ارتش و پلیس و زندان شان را بکار میگیرند تا از خر مراد پیاده نشوند. ثروتهای مملکت را غارت میکنند و مشتی تروریست وحشی را پروار میکنند تا چند صباحی دیگر خود را در اریکه قدرت نگه دارند. بخاطر این قدرت و موقعیت، اعدامها کرده‌اند و با شلیک مستقیم به مغز و قلب معترضین در خیابان و تجاوز و شکنجه در بازداشتگاه‌ها سعی کرده‌اند باز همقدرت را حفظ کنند. زندانها پر است از فعالین کارگری و نمایندگان معلمان، از کسانی که حق خود و همکارانشان را طلب کرده اند، از کسانی که حقوقهایشان را طلب دارند و یا کسانی که به دزدیهای حکومتیان و آقازاده ها اعتراض کرده‌اند. اما کارگران کوتاه نمی آیند.
در این میان جدالی هر روزه بر سر زندگی و معیشت در سطح جامعه در جریان و است و همه شواهد حاکی از جامعه ایست که بسرعت بسوی رهایی از کل این بساط برده وار خیز برداشته است.


جمهوری مافیاهای دزد اسلامی، حکومتی نیست که بنا به انتخاب و خواست مردم اهرم های قدرت و کنترل جامعه را بدست گرفته باشد. این دزدان هر جنایتی را کرده اند تا خود را در قدرت نگه دارند و از هرجنایتی هم ابائی ندارند. تنها راه نجات بشریت و مردم ایران هم این است که این مافیاهای دزد را به قدرت انقلاب به زیر بکشیم.
اگر نمیخواهیم این همه جنایت ها و فقر وفلاکت ادامه پیدا کند. اگر نمیخواهیم کارگران و شهروندان هر روزه قربانی زیاده طلبی های کارفرمایان شوند، باید جمهوری مافیاهای دزد اسلامی را سرنگون کنیم. خامنه ای و بقیه ارازل اوباش اسلامی که چهل و چند سال است جنایت کرده اند و جنایت میکنندرا باید به زیر کشید و سران این رژیم را باید برای تک تک جنایاتشان به محاکمه کشید. از جمله کشتار بخاطر عدم ایمنی در محیط های کاری یک پرونده قطور از جنایات این حکومت است.
چند خبر تکاندهنده از سوانح محیط کار :

  • روز سه شنبه ۲۰ مهر ماهکارگرجوانی در شهرک صنعتی یزد در ، وقتی در حین کارلباسش به دستگاه مونتاژ آلومینیم گیر کرد. ” بنا بر این گزارش، بعد از چند بار چرخش این کارگر دور میله دستگاه، بدن بی‌جان وی توسط عوامل امداد و نجات از دستگاه جدا شده و مرگ وی توسط عوامل اورژانس تایید شد.”. در همان روز یک کارگر ساختمانی در شهر سقز (کردستان) به اسم امید شافعی بر اثر سقوط بالابر جان باخت. او در حین کار بر اثر سقوط بالابر از طبقه سوم یک ساختمان نیمه کاره در بلوار تلگراف شهر سقز شدیدا مجروح و در عصر روز بیستم مهرماه در بیمارستان بر اثر جراحات وارده و ایست قلبی جانش را از دست داد. به خانواده کارگر جان باخته در شهرک صنعتی یزد و امید شافعی تسلیت میگوییم . اما اولین سوال اینست که سرنوشت خانواده آنها چه میشود؟
    -روز۲۱ مهر ۱۴۰۰، یکی از کارگران شاغل در کارخانه کارتن سازی«فرد مقوا» در قزوین حین کار مصدوم شد. از قرار معلوم کارگر حادثه دیده حوالی ساعت ۱۷:۳۰ آن روز مشغول بریدن در بشکه‌ی ۲۲۰ لیتری حاوی مواد شیمیایی با دستگاه هوا برش بود که بر اثر انفجار ناگهانی بشکه به شدت مجروح شد.طبق اظهارات رئیس فوریت‌های پزشکی استان قزوین؛ یک پای این کارگر از از ناحیه ران قطع و یکی از دست‌های وی هم دچار شکستگی جدی شده است. همچنین روز جمعه ۲۳ مهرماه کارگری ۲۹ ساله در شهرستان باخرز واقع در استان خراسان رضوی حین انجام کار پایش در داخل پره های تیلر گیر و منجر به قطع عضو شد. در همین روز کارگر جوانی در حین کار ساختمانی به علت عدم ایمنی محیط کار از طبقه چهارم سقوط کرد و بشدت مجروح شد. این کارگران دچار از کار افتادگی شده اما معاش و زندگی آنها و خانواده شان چه میشود؟ آیا درمان رایگان شامل حال آنها میشود؟
    با کارزاری سراسری به این جنایات آشکار در محیط های کار باید خاتمه داد.

غلام اکبری

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی