سیما منصوری
مبارزه مردم علیه “کرونای حکومتی” در ایران، با جنبش سرنگونی گره خورده است
چهارشنبه, 20ام فروردین, 1399  
اشتراک گذاری

کرونا ویروس، از همان بدو ورودش در ایران با بقاء حکومت وقدرت سیاسی و سرکوب گره خورده است.

“کُرونای حکومتی” ترجمه تعرض و آوار یک ویروس مرگبارتر بر جان و زندگی مردم و مرتبط با همه تحولات سیاسی/اجتماعی تاکنونی، و در پیوند با همه تلاش های ضدانسانی/ضدانقلابی حاکمیت سرمایه در حفظ نظم موجود زیر تیغ سرکوب  است.

این وضعیت هرچه که هست، چه پنهانکاری از یک تبهکاری سیاسی، و یا  با “تئوری توطئه حکومتی” به متن جامعه رانده شده باشد، بلحاظ جدالهای سیاسی دیگر میتوان گفت موضوعی در ارتباط و متصل با گذشته است، با دوره قبل از “کروتای حکومتی”.!

 بعبارت روشنتر دوره ای که اکنون کلید خورده است، اساسی ترین تبعات و نقش عملش بربستر یک کشمکش و جدال عظیم طبقاتی در جامعه، درست در مرکز جدال کار وسرمایه و برمتن جدال این مردم و حکومت نشسته است.این دوره ادامه آبان ۹۸ است!

 انقلاب چیزی نیست که بشود پنهانش داشت، یا جائی متوقف و ذخیره اش کرد! یا در جنگ است و یا سرش را بریده اند!

این “کُرونای حکومتی” از هرکجا و به هر شکل که اینجا آمده باشد، بر متن یکی از مهمترین و عظیم ترین تحولات و جدال های طبقاتی تاریخی یکصدساله اخیر، برمتن جدال کار وسرمایه و در مرکز تعیین کننده ترین خیزش انقلاب کارگران وفرودستان بردگی مزدی و توده مردم که علیه ارکان نظم موجودسرمایه و علیه ستون فقرات اسلام سیاسی به میدان آمده، پدیدار گشته و در جهت منفعتِ قدرت سیاسی سرمایه و علیه این انقلاب به خدمت گرفته شده است .

 انقلابی که در ایران شیپور رژه  شورش اش بصدا در آمد، نه تنها میدان حل وفصل جدال طبقه کارگر(بمفهوم وسیع) و توده مردم علیه بربریت مناسبات موجود و دست سازترین رژیم های سیاسی اوباش سرمایه در ایران و منطقه، بلکه قطعا” در سیر پیشروی سازمان یافته تر اجتماعی با ماهیت پرولتاریائی وتحول رادیکالیسم ضدسرمایه دارانه و ظرفیت هایش قادر است آنچه را که کمون پاریس و شوراهای کارگری ۱۹۱۷ ناتمام گذاشتند را به سرانجام پایان این وارونگی …  نزدیکتر کند.

ایران میتواند بستر شروع این تحول باشد.  و این نه تنها اغراق نیست، که با نگاهی به عروج جنبش طبقاتی کارگران در ایران و در عرصه بین الملل بر متن اوجگیری جدال کار وسرمایه و بازتاب تقابل این نظم موجود در  برابر بقای انسانی و زیست گاهش در  همه چهره و رفتار بورژوازی نمایان است.

   نکته اینجاست که در پس همه تحولات تاکنونی در ایران با روند رو به گسترش و طولانی تر شدن این وضعیت، حاکمیت سرمایه دارد میکوشد بر چنین متنی و یک مهندسی اجتماعی،  مبانی و بسترهای مبارزه طبقاتی را به یک عقبگرد اساسی سوق دهد. و مهمتر آنکه، دارند تلاش میکنند چنین اهداف و منفعت مرتبط با “قدرت سیاسی” را برمتن کُشتارِ انقلاب و بر بستر عجز واستیصال بردن مردمی که به فقر محاصره شده اند بجلو برانند. و اینکه ، به هرمیزان دور کردن این مردم از مکانیسم ها و سوخت سازهای اجتماعی/اقتصادی شان و نزدیکتر کردن آنان به عجز و استیصال در معاش و هراس از جان، قطعا” سناریوئی سازمان یافته برای هدایت شأن  به سمت “تمکین“ است.

    این یک مهندسی اجتماعی در سوق دادن اردوی مزدی کار و این مردم و جامعه بطورکل  به سقوط انتظارات و افق آینده شان !

جمهوری اسلامی یک حکومت آدمکش است که میان مخمصه بحرانهای ذاتی خود و خشم ونفرت انباشته مردمانی که در داخل و منطقه به محاصره سرنگونی اش گرفته اند گرفتار آمده است.

 حکومتی که در ناعلاجی بحرانهایش و تغییر توازن قوا در نبرد نهائی به نفع مردم، حتی تیغ سرکوبش در قامت کنونی توان مقابله با مردم به میدان آمده در کارخانه، خیابان و دانشگاه و زندانها و…… را ندارد،  و این را خود خوب میداند که سرنگون میشود !  این رژیم میداند  که انقلاب آبان پشتِ در است!

 و اینک  میخواهند مکانیسم ها و سوخت سازها و ابزارهای ابراز موجودیت سیاسی /اجتماعی مردم را با “هرچه ایزوله تر شدن” و دور شدن از بسترهای عینی مبارزاتی و اعتراضی از هم بُگسلند!

رژیم اسلام سیاسی فزونی کُشتار مردم بربستر”کرونای حکومتی” را وجه المصالحه وابزار فشار در چانه زنی با دولت های غرب و برای کاهش تحریم ها در تأمین و افزایش بنیه مالی ساختارهای اعمال قدرت و سرکوبگری شان، و بعنوان “دریچه رحمت” در جهت منفعت حاکمیت قرار داده است . برای پیشبردن “دیپلماسی مظلومیت” در کشمکش با سرمایه جهانی، هرچه کُشته های مردم فزونتر باشد، قدرت چانه زنی را در لابی های حکومتی شان “حق بجانب تر” و کاسه بخشش غرب را پُربارتر میبینند !

حاکمیت اسلام سیاسی در ایران، همه ظرفیت های ضدانسانی و اندوخته ها وتجاربش را بکار گرفته است تا با انفکاک و تجزیه اجتماعی و سیاه کردن فضای جامعه، نیروهای اجتماعی پراتیک وعنصر مادی تغییر(انسان) و به میدان آمده انقلاب را  با خلق چنین بستر و موقعیت غیرمتعارفی غافلگیر کند. رژیم میخواهد بگوید  که برای یک “تغییر” یا دگردیسی سیاسی از بالای سر و برمتن کشتار مردم و بعضا قربانی کردن “خودی های” بی خاصیت شده وبعنوان مسببان این وضعیت، یک “قدرت سیاسی” منسجم ومتمرکز تر که بتواند برای دوره ای بماند و بکُشد را در قامت شبه نظامیان و بمثابه ” ناجی” این وضعیت و اقدامی فوق العاده برای حفظ نظام(حاکمیت سرمایه و نه لزوما شمای کنونی جمهوری اسلامی ضروری است.

مهمترین مسئله در بحران سیاسیِ جدی در ایران و در دوره اخیر، نه فقط ترکیب و شمای رژیم کنونی در جدال طبقاتی علیه طبقات فرودست ومردم است، بلکه محور جدال ها و معضلات درونی خود سرمایه در ایران نیز هست.

بر این اساس، پایه ای ترین رویکرد سیاسی این حاکمیت در وضعیت موجود و امروز با هر تعابیری که خلق شده باشد، پاسخ به موضوع “قدرت سیاسی” و سرکوب انقلاب،برمتن کشتار در یک تعرض سازمان یافته و مهندسی شده اجتماعی، بر جان و مزد وسفره های معاش مردم است.

فراخوان “جهش تولید” خامنه ای الدنگ در یک اقتصاد ویران و از هم  پاشیده و در اوج تحریم ها و….، پای دوم این سناریوی مهندسی  شده و  تنها اسم رمز افزایش شدت استثمار و غارتگری فقرمزدی با تعرض دریده تر به سفره معاش اردوی مزدی کار و فرودستان با تکیه بر قشون و صدور مجوز سرکوب هماهنگ است !

چه باید و میتوان کرد !؟

رویدادهای سیاسی واجتماعی بزرگ و چشمگیر و تعیین کننده ای در انتظار جامعه و مردم،و در شُرُف وقوع است.

در همین وضعیت غیرمتعارف موجود، وحشت از گرسنگی و فلاکتِ معاشِ میلیونها خانوار ومردمانِ به تنگنا رانده شده بر هراس شان از بیماری “کرونای حکومتی” پیشی خواهد گرفت و معاش،  مبنا و پایه هر تصمیم و رفتار اجتماعی چشمگیر این مردم خواهد بود!

 مردم میدانند که جنگ شان با “کرونا” بر بستر  جنگ و جدال هایشان با حکومت است و کارزاها ومطالبات بجلو رانده شده این مردم غیرقابل انکار است!

عنقریب شورش گرسنگان  و جنبش اعتراضی/اعتصابی طبقه کارگر(بمفهوم طبقاتی/اجتماعی) را خواهیم داشت و مردمان فرودست در برابر چنین وضعیتی به میدان مبارزات چشمگیرتر اعتراض خواهند آمد و باید آگاهانه و سازمانیافته به استقبالش رفت.

مردمان گرسنه دست به شورش خواهند زد!

 و آنها که ناخواسته منکر میشوند و شانه بالا میاندازند تنها در اسارت خرده کاریها، باز هم عقب میمانند.

جدال طبقاتی در وضعیت موجودی که رقم زده شده است از موضع منفعت طبقه کارگر وهمه  اردوی مزدی کار و توده مردم، ادامه جدال و جنگ مردم علیه همه وضعیت موجود  و علیه رژیم آدمکُشی ست که تنها رویکردش حفظ نظم سرمایه وبقاء “قدرت سیاسی” آن بطور کلی و  با هر جنایتی در دل بحرانهای جدی اش است.

این وضعیت با خیزش سرنگونی طلبانه آبان ماه و همه رویدادهای پس از آن گره خورده و چفت شده است.

 هم اکنون،  سلامت جان و درمان وتأمین معاش و زیست انسانی مردم در یک قرنطینه استاندارد و  رایگان متمدن،حق خدشه ناپذیر و بدون قید و شرط همه مردم و بخصوص اردوی مزدی کار و مردمان فرودست و به تنگنا رانده شده( و زندانها،پادگانها و….،است و پیکان مبارزات جنبش های اجتماعی و جدال های از سرِمنفعت انسانیِ این مردم باید برای به تمکین بردن حکومت در پذیرش  به اقدام عاجل و بموقع آنها زیر بمباران پراتیک اعتراضات و برمتن سازوکارهای دخالتگرانه اجتماعی مردم باشد!

پول وثروت ومنابع وهمه امکانات مورد نیاز (داخل و خارج)، قابل دسترس و موجود ودر تملک حاکمیت به جبر سرکوب است که باید به منفعت مردم برگردانده و هزینه شود.

اصلی ترین وظیفه ای که این متد و جهت گیری سیاسی بر دوش جنبش های اجتماعی و تشکلات متعین وسازمانداده شده میگذارد، اتخاذ راهکارها و سازوکارهای متناسب وقابل دسترس و شدنی برای گسترش و تعمیق بخشیدن ادامه کار سوخت وسازهای سیاسی/ اجتماعی دخالتگرانه مردم و بخصوص طبقه کارگر  در شرایط موجود است.

این متدولوژی و جهت گیری، اساس پراتیک و پایه تلاش همه عناصر مادی/اجتماعی تغییر و بهبود وضع موجود از سر منفعت توده مردم در شرایط حاضر و پیش روست!

علیرغم همه تلاش این رژیم آدمکش با نیّات انفکاک و ایزوله کردن سیاسی/اجتماعی مردم با باصطلاح “فاصله گذاری اجتماعی” کاملا” شیادانه،  قشون کشی به بهانه “کرونای حکومتی”، لزوما بمعنای تفوق رژیم درخلع سلاح و قیچی کردن ارتباطات مردم نیست و به راحتی نمیتواند فائق آید.

سهمگین ترین و گسترده ترین همسوئی اعتراضی و درهم تنیده شدن سراسری مطالبات اساسی مردم در همین وضعیت بجلو آمده و حکومت را به چالش جدی فراخوانده است !

مطالبات و راهکارهای بجلو آمده و متناسب ( در بیانیه ها و چه با اشکال اعتراضی) با روند پیش رو و قابل دسترس، از سوی جنبش ها و نهادها و تشکلات مستقل کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان و….، نه تنها نشان از هوشیاری طبقه کارگر دارد بلکه انعکاس دخالتگری و قدبرافراشتن وسیعترین و قدرتمندترین نیروهای طبقاتی جامعه با سازوکارهای اجتماعی موجود و در دل همین شرایط است.

شورش گسترده زندانیان، پاسخ و نمادی از انتخاب رادیکال جامعه ی به تنگنا افتاده برای ادامه بقائش است.

در تحلیل نهائی!

سیر تحولات در جامعه ایران به وضعیت قبل از “کرونای حکومتی” برگشت ناپذیر است، هیچ یک از طرفین اصلی جدال، یعنی مردم و حکومت به موقعیت گذشته برنخواهند گشت.

آنان که “منتظرند” همه چیز و حتی جدال طبقاتی اردوی مزدی کار  واین مردم و حکومت برمتن تقابل کار وسرمایه به نقطه قبل برخواهد گشت ویا در این جهت میکوشند، تنها بازنده میدان اند!

هیچ چیز دوباره از نقطه صفر “کرونای حکومتی” آغاز نخواهد شد.

وضعیت موجود، بستر حل وفصل جدال طبقه کارگر وتوده مردم و حاکمیت است.

تنها تضمین پیشروی تحولات در جنگ این مردم علیه همه وضعیت موجود وعلیه رژیم اسلام سیاسی، پراتیک نیروی اجتماعی تغییر است و از جمله بر وجوه زیر تأکید میگذارد:

 ۱-  پراتیک جنبش های اجتماعی از سرمنفعت مردم و جنبش قدرتمند طبقه کارگر وتعین یافته ترین تشکلات سازمان یافته در دسترس اش( از احزاب تاهمه گروه ها و محافل)، حول مطالبات و خواست های بجلو رانده شده و روی میز جامعه

٢- تشکیل ستادهای خودیاری مردمی و گسترش نهادهای مستقل از حکومت، توسط پزشکان ومتخصصان و پرستاران بموازات “وزارت بهداشت و…“ بجهت نظارت و کنترل بر همه تصمیمات و رفتارهای نهادهای منتسب به حاکمیت و همچنین برای حق دخالتگری و اعمال اراده  قاطع و مسئولانه بر همه  امکانات موجود (دولتی و خصوصی و….) پزشکی/درمانی و کمک ها (داخل و خارج) . اینها همه موضوعات مرتبط با سلامت و جان مردم است و  باید و میتواند اعمال شود!

۳- تشکیل شوراها وکمیته های اعتصاب در فرایندهای اقتصاد کارمزدی و دخالتگری از سر منفعت  نیروی کار و نیاز مردم (از تعطیلی کار تا نظارت و کنترل بر تولید و انبار کالاها) !

۴- تشکیل گروه ها و یا ستاد های  مردمی  و دخالتگری آنها بمثابه مکانیسم های اجتماعی در همه مناطق قابل امکان و مستعد و در پیوند با جنبش طبقاتی کارگری و کارمزدی  و ….،!

۵- تشکیل کمیته های دفاع از جان زندانیان توسط خود زندانیان و خانواده ها و همه نهادهای مردمی(داخل و خارج) مدافع برای هر عمل رادیکال ممکن ! و همچنین عینا” برای نجات جان سربازان و انسانهای وفادار مردم!

۶- و بخصوص اینترنت، اصلی ترین ابزار سازوکار اجتماعی، به همان درجه اهمیت و ضرورت رابطه غیرقابل انکارش در تَعیّن دادن به موجودیت اجتماعی و همه تحولات در جامعه ونقش تعیین کننده اش در کشمکش و جدال های طبقاتی جاری و پیش رو، میتواند بسرعت از سوی حکومت بمخاطره بیافتد و از امکان دسترسی مردم قیچی شود، و این یک موضوع بسیار جدی پیش روی مردم در روند رو به گسترش جدال های جاری خواهد بود.

 برای برخوردار بودن از چنین سازوکاری ، یاری گرفتن از هر شیوه ممکن و تلاش در همراه نمودنِ همه انسانیت و جهان متمدن میتواند نقطه اتکا باشد وبه کمک مردم بیاید!

کارگر کمونیست ۶١٧

سیما منصوری

۱۰/ فروردین/۹۹

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

  از همین نویسنده

از این نویسنده مطلب دیگری در دست نیست!

 
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی