گفت و گو
حکم ترامپ در ممنوعیت شهروندان هفت کشور. کدام اهداف؟ کدام چشم انداز؟
جمعه, ۱۵ام بهمن, ۱۳۹۵  
اشتراک گذاری

انترناسیونال ۶۸۹

این مصاحبه بر مبنای برنامه تلویزیونی گفتگو تنظیم شده است.

پرسش: دستور العمل جدید دانالد ترامپ، رئیس جمهور جدید آمریکا، با موجی از واکنشهای اعتراضی درسطح آمریکا و جهان مواجه شده است. این دستور العمل چه میگوید؟ دامنه این اعتراضات چیست؟ شعارهای محوری کدام است؟

علی جوادی: این “حکم ولایتی” ورود شهروندان هفت کشور اسلام زده از جمله ایران را به آمریکا برای مدت سه ماه و ورود پناهندگان این کشورها را برای مدت چهار ماه ممنوع کرده است. پناهندگان سوری برای همیشه از ورود به خاک آمریکا منع شده اند. در پس اجرایی شدن این “حکم ولایتی” تعداد زیادی را از فرودگاههای محل ورود به آمریکا، علیرغم داشتن ویزای معتبر، به کشورهای محل تولد دیپورت کردند. حتی کودک چهارساله ای را که دارای تابعیت آمریکا بود به بهانه پوچ و واهی “امنیت آمریکا” در فرودگاه دالس دستبند زده و برای ۵ ساعت بازداشت کردند.

اما از همان ابتدای صدور این حکم ضد انسانی ما شاهد شکل گیری اعتراضات گسترده و وسیعی در مخالفت و در همبستگی با قربانیان آن مواجه شدیم. بسیاری از فرودگاههای بین المللی کشور و همچنین کاخ سفید محل تجمع اعتراضات گسترده اردوی آزادیخواهی در مقابله با این تهاجم فاشیستی هیات حاکمه جدید آمریکا شد. شعارها انسانی و برابری طلب بود: “نه منع، نه دیوار”، “هیچ انسانی غیر قانونی نیست”، “این سرزمین من است، سرزمین تو است، سرزمین ما است”، “تعرض به مهاجرین ممنوع”. بسیاری برای کمک های حقوقی و ترجمه به سمت فرودگاهها شتافتند. بسیاری از وکلای مدافع حقوق مدنی دادگاهها را با موجی ازدعاوی حقوقی مبنی بر نقض حقوق مدنی این افراد و غیر انسانی بودن این “حکم حکومتی” آن مواجه کردند. بطوریکه با حکم یک دادگاه نیویورک توانستند حکم تعلیق موقتی این حکم و آزادی افرادی را که در فرودگاهها تحت بازداشت بودند، دریافت کنند. این اعتراضات همچنان ادامه دارد. مراکز دانشگاهی، حتی موسسات عالی تکنولوژیک نیز به اعتراض پرداخته اند.

پرسش: نقد اصولی و عملی شما به این سیاست چیست؟

علی جوادی: ما اصولا منتقد سازمانیابی جوامع بشری بر مبنای کشور و جدایی مردم این کره خاکی بر مبنای جغرافیای مکان تولد هستیم. ما از جامعه ای که به دور آن سیم خاردار و دیوار بکشند، مردم جامعه بشری را تحت انقیاد طبقه حاکمه نگهدارند، تا بهتر بتوانند استثمارشان کنند، بیزاریم. ما بطور اصولی با تقسیم بندی جامعه بشری بر مبنای کشور مخالفیم. ما از اینکه باید از نیرویی- دولتی برای سفر و چرخش در این جهان با هزار خواهش و تمنا و مورد تحقیر واقع شدن “روادید” گرفت، بیزاریم. ما از اینکه مانع و سدی در رابطه با ورود و خروج انسانها مبنی بر اینکه کجا زندگی کنند، کجا کار کنند، به کجا سفر کنند، از کجا بازدید کنند، بیزاریم و چنین سازمانیابی را ضد انسانی میدانیم. ما این موانع را عقب مانده، ارتجاعی و مغایر با اصل اصالت آزادی و برابری انسانها میدانیم. جامعه مورد نظر ما جامعه ای جهانی مبتنی بر تعاون و نه رقابت است. مرزهای ملی و کشوری باید ملغی شود!

اما مادامیکه و تا زمانیکه چنین مرزها و تقسیمات کشوری موجود است ما خواهان: “ممنوعیت اعمال هر نوع محدودیت بر ورود و خروج اتباع سایر کشورها. اعطای تابعیت کشور به هر فرد متقاضی که تعهدات حقوقی شهروندی را میپذیرد. صدور بی قید و شرط اجازه اقامت و کار برای متقاضیان اقامت” در ایران و هر گوشه ای از جهان هستیم. (یک دنیای بهتر، برنامه حزب کمونیست کارگری)

اما نقد مشخص من به این “حکم ولایتی”: این حکم بر خلاف ادعای پوچ و ظاهری آن تعرضی به حقوق مدنی شهروندان هفت جامعه است که جرمی به غیر از تولد در جغرافیایی که خود هیچ دخالتی در وقوع آن نداشته اند. این حکم شهروندان این جوامع را به جرم حاکمیت دولتها و جریانات تروریستی – اسلامیستی بر سرنوشتشان مورد تعرض قرار میدهد. این حکم قربانیان اسلام سیاسی را مورد تعرض قرار میدهد و مجازات میکند، کسانی که برای فرار از کثافتی که اسلام سیاسی بر زندگی شان زده است، ناچار به فرار و انتخاب مکانی دیگر برای کار و زندگی و تحصیل شده اند. این حکم بعضا مردمی را که خود تاریخ درخشانی از مبارزه علیه اسلام سیاسی خلق کرده اند، مجازات میکند. این یک مجازات دسته جمعی است. به لحاظ فسلفه قضایی متعلق به قرون وسطی دارد، قبیله ای و ارتجاعی است. این حکم انسانهای بیشماری را به خاطر جرمی که مرتکب نشده اند، مجازات میکند. ضد انسانی و عقب مانده و ارتجاعی است.

پرسش: بطور چه اهدافی در پس این تعرض دنبال میشود؟ این گوشه ای از کدام سیاست ماکرو و عمومی تری است؟

علی جوادی: بنظر من این اقدام در پایه ای ترین سطح همانطور که اشاره کردید گوشه ای از یک تعرض عمومی و بنظر من نئوفاشیستی برای باز تعریف و تغییر سیاست طبقه حاکمه در آمریکا و متعاقبا در سطح جهانی است. اما مشخصا به این سئوال باید پاسخ داد که چرا و چگونه؟

این لیست همه کشورهای اسلام زده و یا به اصطلاح “مسلمان نشین” را مورد تعرض قرار نداده است. از این رو آن شاخه ای از اسلام سیاسی که پروآمریکایی است و در تقابل با شاخه دیگر آن و مشخصا حکومت اسلامی در ایران قرار دارد، در این لیست قرار ندارد.

اما کشورهایی که شهروندان آن در این لیست کذایی قرار گرفته اند، اساسا حوزه هایی از نفوذ و عملکرد حکومت اسلامی حاکم بر ایران هستند. عراق، سوریه، یمن، سودان، به طور مشخص و قابل وضوحی. و به قول رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و از همدستان باند ترامپ، هدف کشورهایی است که “منشاء خطرند”. و اگر شما دولتهای کشورهای ذکر شده در این لیست را در کنار تبلیغات سیاسی محافل فکری اصلی در هیات حاکمه کنونی آمریکا قرار دهید، مبنی بر اینکه “تمدن غرب” مورد تعرض “تروریسم اسلامی” قرار گرفته است، ما در گرماگرم “جنگ تمدنها” هستیم، متوجه خطوط اصلی نقشه عمل عمومی این جریان میشوید.

این جریانات دارند میکوشند که حکومت اسلامی در ایران و اسلام سیاسی آنتی آمریکایی را در مکان و ظرفیت کیسه بوکس و نیروی “شر”، نیروی “ضد مدنیت غرب” و در مقابل آمریکای “سفید و مسیحی” قرار دهند. میخواهند بلندش کنند، تا بکوبندش و احتمالا به جنگش بروند. میخواهند برای این دوره جدید از تکاپوی آمریکای میلیتاریست یک دشمن به اصطلاح “قابل” و “قدر” تعریف کنند. (و این مائده ای آسمانی برای حکومت جانیان اسلامی است. دستشان را برای تعرض به تحرکات گسترده جاری در جامعه بازتر میکند.) این سیاست به طور ویژه ای سیاست قبلی هیات حاکمه آمریکا را که اساسا خود را در مقابله با “روسیه جدید”، “روسیه پوتین”، در دوران پس از جنگ سرد تعریف میکرد و میکوشید که آرایش کنونی جهان سرمایه داری در غرب را اساسا در قبال این روسیه تعریف و باز تعریف کند، به کناری میزند. نزدیکی و چرخش سیاسی موضع سیاسی هیات حاکمه جدید آمریکا در قبال روسیه اساسا در این چهارچوب قابل تبیین است.

چرخشهای سیاسی بسیاری در سطح جهان در حال شکل گیری است. جهان وارد دوران پر تلاطمی از تاریخ خود شده است.

پرسش: مبلغین این سیاست میگویند که برای حفظ امنیت داخلی مردم آمریکا ناچار به صدور این دستور العمل شده اند؟ پاسخ شما چیست؟ برای حفظ امنیت مردم از تعرض تروریسم واقعا چه باید کرد؟

علی جوادی: مزخرف میگویند! حتی خود مبلغین “فهیم تر” طبقه حاکمه آمریکا میگویند که خطری از جانب این مردم متوجه مردم در آمریکا نیست. میگویند احتمال اینکه شهروند آمریکایی مورد تعرض تروریستی این افراد که در لیست سیاه قرار داده شده اند قرار گیرد از احتمال تصادف در اتوبانهای آمریکا با گاو یا خطر کشته شدن در حین پوشیدن لباس، کمتر است!؟

واقعیت چیز دیگری است. اینها دارند “نیروی شر” جدید را تجدید در دوران ترامپ تعریف میکنند. در دوران جنگ دوم جهانی هم شهروندان ژاپن را دستگیر و روانه کمپهای اجباری کردند. دارند در این راستا حرکت میکنند. البته جامعه هم ساکت و بی اعتنا ننشسته است. آن دوران و آن فجایع هم بهیچوجه به سادگی قابل تکرار نیستند. جامعه اجازه نخواهد داد.

بعلاوه نیرویی که خود سهم مهمی در به قدرت رسیدن هیولای اسلام سیاسی در ایران و بخشهایی از خاورمیانه داشته است، نمیتواند مدعی مبارزه جدی علیه اسلام سیاسی باشد. کسانی که خود عصای  زیر بغل و چوبدستی اسلام سیاسی در تسلط بر جوامع بشری شده است، نمیتوانند مدعی مبارزه جدی علیه اسلام سیاسی باشند. کسانی که خود همواره و هم اکنون نیز اسلام سیاسی را به “خوب و بد” تقسیم میکنند، و از بخش “خوب” آن بر علیه بخش دیگر آن دفاع میکنند، نمیتوانند مدعی مبارزه جدی علیه تروریسم اسلامی باشند. کسانی با جنگ و میلیتاریسم و لشگر کشی به عراق دست به کشتار بیش از یک میلیون انسان بی گناه و نابودی شیرازه جامعه زدند و زمینه را برای تحرک گسترده تر تروریسم اسلامی و به میدان آمدن هیولای دیگری، داعش، فراهم کردند، نمیتوانند مدعی مبارزه علیه تررویسم شوند. کسانی که هم اکنون از پدر خوانده های داعش و سایر شرکاء شان دفاع میکنند و انها را تجهیز میکنند، نمیتوانند مدعی مبارزه علیه تروریسم اسلامی شوند. اینها خود روی دیگر همان توحش و ضدیت با انسان امروزی اند.

برای تامین امنیت و آسایش مردم باید به سراغ دولتها و گروههای اسلامی رفت. باید بشریت را از شر این نیروها خلاص کرد. جنگ و میلیتاریسم و لشگر کشی نه تنها پاسخ نیست، بلکه خود بخشی از مساله و روی دیگر همان سکه است. آخوندهای مسلح و دولتها و جریانات تروریستی و ژنرالهای آماده شلیک هر دو دشمن آزادی و آسایش و امنیت مردم اند. برای خلاصی از شر تروریسم اسلامی باید ریشه ها و زمینه های آن را علاوه بر دولتها و گروهبندیهای آنها مورد تعرض قرار داد. و این کار ماست. کار جنبش کمونیسم کارگری است. هر درجه گسترش آزادی و برابری و رفاه مردم گام بزرگی در حفظ آسایش و امنیت مردم است. حل مساله فلسطین و ایجاد کشور مستقل و متساوی الحقوق فلسطین یک حلقه مهم در این چهارچوب است. استراتژی ما برای نابودی تروریسم اسلامی، سرنگونی حکومت اسلامی و حل مسائل ریشه ای است که به این جنبش پرو بال داده است.

پرسش: برخی میگویند که این دستور العمل یک اقدام علیه “مسلمانان” است. اقدامی برای “ممنوعیت مسلمانان” به آمریکا است. آیا به عنوان یک جریان ضد اسلامی نباید با این اقدام همسویی کرد؟

علی جوادی: بهیچوجه! ابتدائا باید تاکید کنم که ما خود در صف مقابل هر نوع تعرضی به شهروندان جامعه مستقل از تعلق و باورهای مذهبی و خرافی و هر باوری هستیم. تعرض به مردم منتسب به اسلام تعرض به جامعه است. ضد انسانی است. ما برای جامعه ای مبارزه میکنیم که هیچگونه تبعیضی در آن بر حسب جنسیت، ملیت، تکلم به زبانهای مختلف و یا مذهب وجود نداشته باشد. ما در حین مبارزه برای کوتاه کردن دست مذهب از زندگی مردم در سطح حقوقی برای آزادی مذهب و بی مذهبی مبارزه میکنیم.

بعلاوه اطلاق “مسلمان” و یا “اسلامی” قلمداد کردن مردم و جامعه ایران یک سیاست آشکارا ارتجاعی و در خدمت جنبش کثیف اسلام سیاسی است. ما بارها اعلام کرده ایم که ایران جامعه اسلامی نیست. دولت ارتجاعی حاکم بر ایران اسلامی است. باید کور بود و ندید که  جامعه  ایران هر روزه درگیر یک مبارزه همه جانبه علیه اسلام و قوانین و سنتها و حکومت اسلامی حاکم است. این جامعه برای خلاصی خود از شر هیولای اسلامی جانفشانیهای بسیاری کرده است. حکومت اسلامی برای اسلامیزه کردن جامعه هر روز میزند و دستگیر میکند و شکنجه  میکند. ما هر روزه شاهد گوشه ای از یک جهاد ضد انسانی برای تحمیل اسلام بر زندگی و فکر و روان جامعه در مقابل مردمی که نمیخواهند اسلامی باشند، هستیم. مردمی که میخواهند آزاد و برابر و مرفه و امروزی باشند.

مبارزه ما علیه اسلام بمثابه یک صنعت مافیایی مبارزه ای فرهنگی و آگاهگرانه و سیاسی است. ما همانطور که آزادی مذهب را برسمیت میشناسیم، در همان حال خواهان کوتاه کردن دست مافیای مذهب از زندگی مردم هستیم، همانطور که جامعه را باید از شر مالاریا و طاعون و سایر مضرات اجتماعی باید نجات داد، باید جامعه را از شر مصائب دستگاه مذهب خلاص کرد.

پرسش: شهروندان ایران و شش کشور دیگر در لیست “ممنوع” شدگان قرار گرفته اند. برخی از جریانات ملی – اسلامی و اصلاح طلبان حکومتی میگویند که چرا ایران در این لیست قرار گرفته است؟ در حالیکه افرادی با تابعیت عربستان سعودی، مصر و پاکستان و امارات متحده عربی عامل اجرایی بسیاری از اقدامات تروریستی درسطح جهان بوده اند؟ چرا این کشورها در لیست نیستند؟ پاسخ شما چیست؟

علی جوادی: پاسخ من روشن است. همانطور که قبلا اشاره کردم، ما مخالف پایه ای هر نوع مجازات دسته  جمعی هستیم. ما نمیخواهیم شهروندان بی گناه عربستان سعودی و مصر و پاکستان به جرم جنایت جریانات و دولتهای تروریستی مجازات شوند. اگر گروههایی با تابعیت سعودی و یا مصری و پاکستانی مرتکب جنایاتی شده اند، باید به سراغ مجرمین و عاملین و آمرین این جریانات رفت. تعرض به مردم بیگناه به جرم “هم کشوری” بودن، یک سیاست تماما ارتجاعی است.

میدانم که فهم این مساله برای ناسیونالیسم کپک زده ایرانی سخت است. شاید “تقصیری” هم ندارند!؟ ضدیت با نفس انسانیت انسان یک رکن ایدئولوژی و فکری این گرایش ارتجاعی است.

اما این کشورها در لیست کذایی ترامپ قرار ندارند چرا که دولتهایشان (سعودی و پاکستان) بعضا در زمره شاخه ای از اسلام سیاسی هستند که کم و بیش در کمپ آمریکا قرار دارند. مصر یک دولت نظامی پلیسی متحد آمریکا است. بعلاوه این یک انتخاب سیاسی است. حقیقی و واقعی نیست. گوشه ای از یک جدال سیاسی است. جدال اردوگاههای تروریستی در سطح جهان معاصر.

پرسش: گرایشات راست و ارتجاعی اپوزیسیون ایران، از سلطنت طلبان دو آتشه گرفته تا توده ای ها و مجاهدین در دفاع از این سیاست به خط شده اند. این اقدام و سایر سیاستهای سیاستهای ترامپ را اقدامی علیه رژیم اسلامی میدانند؟ آیا منفعت مبارزه علیه رژیم اسلامی ایجاب نمیکند که با این سیاستها همسو شد؟

علی جوادی: خیر! در درجه اول باید گفت که این اقدام ارتجاعی مائده ای آسمانی برای حکومت اسلامی و سایر جریانات تروریست اسلامی در سطح خاورمیانه است. بر خلاف تصور این جریانات ارتجاعی در اپوزیسیون حکومت اسلامی جمهوری اسلامی به استقبال این “مائده” آسمانی میرود. دستشان در تعرض ارتجاعی و فالانژیستی علیه جامعه ای که در گیر مبارزه ای جدی برای سرنگونی و خلاصی از حکومت اسلامی است، باز تر میشود. تاثیرات این اقدام مانند نقش جنگ ارتجاعی ایران و عراق برای حکومت اسلامی است. از نظر ما هم اعمال تحریم های ضد انسانی و هم قرار دادن خطر جنگ در بالای سر جامعه اقدامی ضد مردمی و بیمارگونه است و کوچکترین ربطی به امر آزادی ندارد.

جریاناتی که این واقعیت را نمی بینند، تاریخ را نمی بینند، جامعه را نمی بینند. این جریانات با حمایتشان از ترامپ تنها سیاهی و کراهت عمق سیاستهایشان را به نمایش میگذارند. همسویی این جریانات با تروریسم دولتی و میلیتاریسم آمریکا گوشه از استراتژی سیاهی است که در مخیله دارند. افشای بی امان این جریانات و نشان ماهیت  ضد انسانی سیاستها و اهدافشان یک وظیفه سیاسی ما در کسب آزادی و برابری و رفاه همگان و پیش شرط آن، سرنگونی حکومت  اسلامی است.

ما در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی هیچگونه همسویی با میلیتاریسم و تروریسم دولتی نداریم. همسویی ما با امر آزادی و برابری و انقلاب کارگری است. همین!

پرسش: به عنوان سئوال آخر، ارزیابی و پیش بینی شما از این وضعیت چیست؟

علی جوادی: دوره ای جدی از تلاطمات اجتماعی و سیاسی جهانی آغاز شده است. در یک سو ما شاهد تعرض جریان نئوفاشیست ترامپ و متحدین اش علیه بشریت مترقی و “خطر سوسیالیسم” هستیم. و در سوی دیگر شاهد اعتراضات گسترده ای که نشان از بیداری و پایان یافتن دوران رخوت و سستی پس از  پایان جنگ سرد می باشیم. تا همین جا بشریت مترقی توانسته است که صفحات درخشانی در تاریخ مبارزات اجتماعی خلق کند. پیروزی در این مبارزات، پیروزی در این جدال عظیم نیازمند غلبه یک افق سوسیالیستی و رادیکال بر این اعتراضات اجتماعی است. مستلزم شکل گیری و رهبری احزابی از جنس کمونیسم کارگری درسطح  جهانی است. سوسیالیسم تنها راه خلاصی از این بربریت و توحش سرمایه داری است. راه حل میانه ای در کار نیست.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com