اخاذی400 میلیارد تومانی وزارت آموزش و پرورش- مهران محبی

در یک دوره چند روزه ثبت نام از داوطلبان آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش که در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ به پایان رسید، این وزارتخانه مبلغ ۴۰۰ میلیارد تومان از داوطلبان  را اخاذی کرده و به بقیه دزدی ها و سرکیسه کردن های دیگر خود اضافه کرد.

رضامراد صحرائی وزیر اختلاسگر و اخاذ آموزش و پرورش، ابراز خوشحالی می کند و این استقبال وسیع یک میلیون نفری برای رقابت بر سر ۷۲ هزار فرصت شغلی جدید در آموزش و پرورش را بی سابقه می نامد!

صحرائی حق دارد از این استقبال یک میلیون نفری به وجد بیاید. وزارتخانه تحت ریاست اش تحت فشارهای فراوان اجتماعی بویژه خانواده های دانش آموزانی که از ابتدای سال تحصیلی امسال ماه ها بدون معلم بودند، می خواهد ۷۲ هزار معلم را استخدام کند و حالا که شرایط بیکاری گسترده ای که حکومت اش بر جامعه تحمیل کرده و امکان اخاذی کلانی را فراهم نموده است چرا استفاده نکند؟!

وزارت دزد و کلاهبردار آموزش و پرورش که در زمینه اخذ شهریه و اخاذی ها به بهانه های هزینه های تعمیرات مدارس و تهیه کامپیوتر و بخاری و کاغذ امتحانی و غیره از والدین دانش آموزان پرونده ای قطور دارد، در جریان این ثبت نام از هر دواطلب مبلغ ۳۸۷ هزار تومان پول گرفته است و از این طریق در مجموع ۴۰۰ میلیارد تومان کلاهبرداری کرده است.

کسی مانند صحرائی که این گونه از سر و دست شکستن یک میلیون نفر بر سر اینکه یکی از آنهائی باشند که جزو ۷۲ هزار نفر دارای شانس استخدام شوند، مسرور می شود و به آن افتخار می کند، اگر از سوی یکی از کارگزاران هر یک از دولت هائی که در کشورهای دارای یک اقتصاد با نظم متعارف هستند رخ می داد، آن دولت به عنوان دولتی که کارآمدی خود را از دست داده و ناچار به استعفا و کناره گیری می شد.

در کشورهای پیشرفته سرمایه داری که دولت ها وظیفه مهار تنش ها و کنترل ناهنجاری های اجتماعی ای که می توانند در نظم متداول و متعارف تولید و اقتصاد سودآور اختلال ایجاد کنند را برعهده دارند، ناگزیر هستند استانداردهای فی الحال پذیرفته شده از جانب خود نظام سرمایه داری در رابطه با شرایط زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عموم مردم را تأمین و مدیریت کنند. اگر چه در آن کشورها نیز یک تلاش دولتهای سرمایه داری تعرض به دستاوردهای مبارزاتی مردم است.

اما در ایران وضع کاملا دگرگون است. نظام اقتصادی ایران از قوانین و استانداردهای نظام اقتصاد جهانی تبعیت نمی کند. از قوانین و ضوابط متعارف چرخه تولید بر مبنای رابطه کار و سرمایه که نیروی کار مورد نیاز سرمایه دار باید با پرداخت بخشی از ارزش آن به عنوان دستمزد به کارگر تأمین و بازتولید شود، پیروی نمی کند. فلسفه نظام سیاسی حاکم بر ایران خارج از سیستم سیاسی و مدیریتی بازار اقتصاد جهانی است و یک بردگی تمام عیار است. در ایران نظام اقتصادی به کلی تحت سیطره و کنترل حکومت رانت خوار و مافیائی اسلامی قرار دارد و عملا به یک اقتصاد فاسد و دزدسالار  خارج از قوائد  دنیای اقتصادی مدرن امروز تبدیل گشته است. انقلاب زن زندگی آزادی انقلابی برای رهایی از جهنم جمهوری اسلامی و برای داشتن یک زندگی انسانی است. امروز مردم با  تمام قوا برای همواره کردن مسیر پیشروی انقلاب خود تلاش میکنند.

نظام سرمایه داری ایران مانند هر نظام اقتصادی مافیائی، تمرکزش بر افزایش توان مالی باندهای اداره کننده اش است. مافیاهای آن مانند هر مافیای اسلحه و مواد مخدر و غیره تنها بر ثروتها و منابع مالی ای که از بنگاه ها و مؤسسات خود می توانند به فوریت به چنگ آورند، توجه دارند. همانطور که مافیاهای مواد مخدر و غیره در مواقع بحرانی از دست دادن مکانها و تأسیسات خود برایشان چندان اهمیت ندارد، حکومت مافیائی ایران نیز به ورشکستگی و به تعطیلی کشیده شدن صنایع موجود اهمیت نمی دهد.

سیستم اقتصادی ای که ۴۵ سال است بر معیشت ما مردم ایران سایه افکنده، یک مافیای مالی است که توسط یک نظام ایدئولوژیکی بر مبنای ارتجاعی ترین آموزه ها و توصیه های غارتگرانه مکتب اسلام حفاظت و اداره می شود.

در چنین نظام سیاسی ای است که دزدی، رانتخواری، کلاهبرداری و اخاذی به وجوه اخلاقی و فکری و ذهنی سران، مدیران و کارکنان دستگاه های حکومتی از قانونگذاری گرفته تا اداری و اجرائی تبدیل می شوند.

برای هیچ یک از سران و کار بدستان جمهوری اسلامی اهمیتی ندارد که چه بلایائی بر سر مردم آورده و می آورند. تنها چیزی که برای این دزدان و مافیاها اهمیت دارد این است که به چه طرقی دست در جیب مردم ببرند. برای کسی مانند صحرائی وجود میلیون ها تحصیل کرده بیکار و در تنگنا قرار گرفته یک مائده است تا در چنین شرایطی بتواند جیب هایشان را بتکاند.

برای جمهوری اسلامی نه معیشت و نه رفاه و آموزش و بهداشت و نه دیگر ملزومات و ضرویات زندگی عموم مردم برایش اهمیتی ندارند. میلیونها انسان فاقد شغل و حداقل درآمد هستند. چندین نسل از اکثریت مردم رفاه و لذت بردن از زندگی را تجربه نکرده اند. بهداشت و درمان مناسب و به موقع از دسترس میلیونها انسان خارج است. محیط زیست در حال نابودی و انواع بیماری های ناشی از آلودگی های تنفسی و غذائی سلامتی و جان عموم مردم را به مخاطره انداخته است. آموزش با کیفیت و فضای مناسب آموزشی برای اکثر دانش آموزان مهیا و موجود نیست و هر ساله میلیونها کودک، نوجوان و جوان از تحصیل و ادامه تحصیل باز می مانند. در حالیکه رقابتهای سران و عوامل حکومتی حول دزدی، اختلاس و اخاذی و کلاهبردای لحظه ای متوقف نمی شوند.

در همین وزارت آموزش و پرورش که ۴۰۰ میلیارد تومان را از یک میلیون جویای کار اخاذی کرده است، طبق آمار خودشان ۳۰۰ هزار معلم کمبود است و این دزدان فعلا تصمیم به استخدام کمتر از یک چهارم از آن گرفته اند، آن هم به قیمت خالی کردن جیب بیش از ۹۰۰ هزار نفر که استخدام نخواهند شد. اما سالانه هزاران آخوند در طرح امین آموزش و پرورش بدون آزمون برای مسموم ساختن اذهان دانش آموزان با خرافات مذهبی جذب آموزش و پرورش می شوند.

به گفته خان محمدی رئیس سازمان نوسازی مدارس ۱۰۰ هزار کلاس درس ناایمن در کشور وجود دارد و طبق آماری که همین مهره حکومتی ارائه کرده است در حال حاضر ۶۰ مدرسه کپری از ۸۷۰ مدرسه کپری سال ۱۳۷۰ در استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان، لرستان و کهکیلویه و بویر احمد باقی مانده است و این بی شرم می گوید: ,, این عدد هم به زعم خان محمدی به عنوان یک مشکل عمومیت یافته مطرح نیست؛؛! علاوه بر این هنوز هزاران دانش آموز مناطق محروم در کانکسها و مدارس خشت و گلی درس می خوانند.

کارگر کمونیست 819

اینرا هم بخوانید

تعرضات وسیعتر کارگری علیه حکومت، پاسخ به دستمزد چهار برابر زیر خط فقر- مهران محبی

کارگر کمونیست ۸۲۴ طبق معمول هر سال در آخرین روز اسفند 1402 شورایعالی کار حداقل …