تجمع بازنشستگان کرمانشاه، تصویری باشکوه از یک عزم سیاسی عمومی- مهران محبی

کارگر کمونیست۸۱۶
بازنشستگان ایران بعد از فروکش کردن اعتراضات خیابانی انقلاب “زن، زندگی، آزادی” با تداوم و گسترش بخشیدن به تجمعات خود در اعتراض به وضعیت معیشتی، به یکی از کانونهای گرم اعتراضات تبدیل شده اند.
در میان بازنشستگان شهرهائی که هر هفته و هفته ای حداقل دو بار تجمعات برگزار کرده اند، بازنشستگان کرمانشاه یک پای ثابت بوده اند و نمونه هائی از همبستگی و همراهی میان بخشهای مختلف خود از قبیل تأمین اجتماعی، کشوری و مخابرات را همراه با بروز نمونه هائی تلفیقی از مبارزات و اعتراضات صنفی و سیاسی در عرصه خیابان به معرض نمایش گذاشته اند.
روز سه شنبه سوم بهمن 1402 که حکومت قاتل و جنایتکار جمهوری اسلامی در ساعات اولیه صبح همزمان با پخش صدای اذان مرگ، محمد قبادلو جوان 23 ساله معترض دستگیر شده در جریان انقلاب جاری و فرهاد سلیمی زندانی عقیدتی را با هدف ایجاد ترس و وحشت و ساکت نمودن جامعه در زندان به دار آویخته بود، بازنشستگان کرمانشاه طبق برنامه هقتگی، اما اینبار با جمعیتی بیشتر یک تجمع باشکوه با حضور بیش از 400 نفر در برابر استانداری را تشکیل دادند.
حکومت که دو قتل سیاسی را به قصد جلوگیری از تجمع و اعتراض مردم مرتکب شده بود، چند ساعت بعد از جنایت اش در برابر اعتراض توده ای و تنفر و انزجار عمومی در داخل و خارج مواجه گردید و سرش به سنگ خورد. تجمع بازنشستگان کرمانشاه یکی از صحنه های اعتراضی همبسته به قتلهای دولتی محمد قبادلو و فرهاد سلیمی و فوران خشم و نفرت نسبت به جمهوری اسلامی بود.
در این روز بازنشستگان کرمانشاه طبق معمول از زبان کل مردم جامعه، حکومت جلادان و دزدان و غارتگران را به محاکمه کشیدند، اما فراتر از گذشته اینبار برعزم سیاسی جامعه برای پایان دادن به عمر حکومتی که عامل همه بدبختیها است و پاسخی غیر از کشتن و اعدام کردن در برابر خواست مردم ندارد، تأکید کردند.


شعارهائی که بازنشستگان در تجمع خود سر دادند، خلاصه پاسخ کوبنده عموم مردم به حکومت بود که این روزها علی رغم شدت بخشیدن به جنون آدمکشی و اعدام، سرانش به التماس افتاده اند و گدائی مشروعیت می کنند. پاسخی که مدتهاست با قتل مهسا امینی هر روزه با ادامه انقلاب تکرار می شود و آن این است که سرنگونتان می کنیم. فریاد “ما چیزی برای از دست دادن نداریم که بترسیم” در اعتراضات خیابانی سال گذشته که امروز در شعار بازنشستگان، رو به حکومت اعدام تکرار می شود معنایش سرنگونی است.
روز سه شنبه سوم بهمن بازنشستگان شعار دادند “ما به خونخواهی زندگی آمده ایم، شما زندگی را کشته اید”! این پاسخی است که آنها بدون لکنت زبان و ترس به دل راه دادن رو به حکومتی که چند ساعت قبل دو جوان را به قتل رسانده بود، دادند. گفتند که تو ضد زندگی هستید، تو پاسدار تباهی و سیاهی و جهل هستید و ما عزم کرده ایم به تو و همه تباهی ها و سیاهی هائی که بر جامعه کشانده اید، پایان دهیم. خونخواهی زندگی یعنی سیاهی و جهل قاتل زندگی را جارو کردن و به زیر کشیدن کل دستگاه و نظامی که هر آنچه سیاهی و تباهی است بر برگ، برگ و در جمله به جمله قوانین و ایدئولوژی اش رنگ پاشیده و لجن و تعفن ازشان تراوش می کند.


جامعه هر روز دارد به اشکال مختلف به قول بازنشستگان کرمانشاه از حکومت خونخواهی زندگی می کند. از بازتشسته و کارگر رسمی و غیر رسمی نفت و کارگر فولاد اهواز گرفته تا معلم و پرستار، زندگیشان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی سیاه و تباه شده، اما مأیوس نشده و همچنان با امید به تغییر اوضاع به نفع خود اعتراض و مبارزه می کنند. مردم دست از سر جمهوری اسلامی که فقر و گرسنگی را با قدرت ماشین سرکوب و کشتار و اعدام تحمیل می کند تا زمانیکه به زندگی انسانی برسد و شور و نشاط را به زندگی برگرداند، بر نمی دارد.


این روزها که سال 1402 در حال سپری شدن و پایان یافتن است، مسؤلین دزد و جنایتکار حکومتی از دولت گرفته تا مجلس اسلامی سرگرم بحث و تبادل نظر حول چگونگی تصویب و اعمال میزان حداقل حقوق چند برابر زیر خط فقری دیگر برای سال 1403 بر کارگران و کارمندان هستند.
دولت و مجلس با براه انداختن جنگ زرگری بر سر حل اختلاف 2 درصدی به اصطلاح در حال کشمکش هستند. مجلس با خواست 20درصدی افزایش حقوق کارمندان دولت در برابر دولت که فقط تا 18 درصد افزایش حقوق موافق است ژست مردمی به خود گرفته است و قصد دارند حقوق کارگران مشمول تأمین اجتماعی را نیز به همین میزان به اصطلاح افزایش دهند. در حالیکه نرخ تورم رسما اعلام شده نزدیک به 50 درصد و تورم واقعی هم سر به فلک کشیده است.
تحمیل حقوقهای چندین برابر زیر خط فقر بر کارگران و مزدبگیران بعلاوه وجود ده ها میلیون بیکار که در فقر مطلق هستند، مصداق کشتن زندگی است که بازنشستگان اعلام آمادگی برای خونخواهی اش را کردند. زندگی جوانب مختلفی از قبیل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، محیط زیستی، عاطقی و احساسی دارد که حکومت 44 سال است آنها را هدف تباه کردن و محدود کردنشان تا حد ممکن قرار داده است. حکومت همه این بلایا را با اراده سیاسی و بکارگیری ماشین سرکوب و کشتاری که تابع این اراده و دستگاه سیاسی و حاکمیتی است بر مردم تحمیل می کند. ماشین سرکوب جمهوری اسلامی یک ماشین سرکوب سیاسی است.


تحمیل دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر بر شاغلین و بازنشستگان و تحمیل بیکاری و گرسنگی بر بخش عظیمی از جامعه یکی از جوانب زندگی مردم است که هدف هجوم و غارت حکومت قرار گرفته است. این روزها اعتراضات به زمزمه های افزایش 20 درصدی حقوقها در میان کارگران و بازنشستگان در کنار دیگر اعتراضات معیشتی در جریان است. وظیفه همه بخشهای جامعه است که در دفاع از زندگی به تجمعات بازنشستگان، کارگران، معلمان و پرستاران بپیوندند. در تجمعات خود مانند بازنشستگان کرمانشاه به اعدام ها اعتراض کنیم و با خواست لغو فوری احکام اعدام، حکومت را زیر فشار قرار دهیم. هر سرکوب حکومت اعم از تهدید، بازداشت، اعدام و کشتار مردم معترض، سیاسی است و ما نیز باید اعتراضات خود را هر چه بیشتر سیاسی کنیم.


تنها راه دفاع از زندگی و برخورداری از یک سطح معیشت معادل معیارها و استانداردهای امروزی زندگی در کشورهای پیشرفته غربی، یکی کردن اعتراضات صنفی و سیاسی و گرفتن ابزارهای سیاسی سرکوب مانند زندان و کشتار و اعدام از دست حکومت است.
تجربه ثابت کرده است که مبارزات و اعتراضات پراکنده فشار کافی را بر حکومت وارد نمی کند و نتیجه مطلوب برای ما مردم حاصل نخواهد کرد. باید به شعار “درد ما در شماست، مردم به ما ملحق شوید” بازنشستگان عمل کنیم و برای درمان درد مشترک که به زیر کشیدن جمهوری اسلامی است، اقدام مشترک کنیم.


مبارزه مشترک علیه اعدام در کنار دیگر مبارزات صنفی و اجتماعی اولین اقدام و گام اساسی برای تحقق فوری خواستهای معیشتی و اجتماعی و درادامه سرنگونی حکومت قاتل و خلاصی از همه نکبتها و کثافاتی است که این حکومت به جامعه سرایت داده است.

اینرا هم بخوانید

حقوق های نجومی و حنای بی رنگ انتخابات- حمید دائمی

در گیر و دار دست و پا زدن های زبونانه و خفت بار انتخابات، که …