تروریسم افسارگسیخته آدمکشان الله و یهوه. در مقابل توحش حماس و اسرائیل باید ایستاد!محسن ابراهیمی

روز شنبه 7 اکتبر، یک نقطه عطف دیگر در نمایش توحش، جنایت و بربریت بود. این روز شهروندان اسرائیل، مردم منطقه و جهان چشمانشان را به یک تراژدی انسانی دیگر گشودند. جهنمی انسان سوز که این بار حماس، قطعا با حمایت حکومت اسلامی آتش آن را روشن کرد. حماس با یک حمله غافلگیرانه و قتل عام مردم بیگناه در جنوب اسرائیل، دروازه جهنمی را گشود که میشد فورا متوجه شد که آتش خانمان براندازش فورا هزاران انسان محروم و بیگناه در غزه را به کام خود خواهد کشید. هیئت حاکمه مذهبی- قومی دست راستی در اسرائیل که پرونده خونینی از جنایت علیه مردم فلسطین زیر بغل دارد، فورا ماشین قدرتمند آدمشکی اش را به کار انداخت و جنایت حتی هولناکتر و گسترده تر علیه مردم غزه راه انداخت.

هیئت حاکمه اسرائیل سریعا اعلام کردند این حمله 11 سپتامبر اسرائیل است و اینکه خاورمیانه چهره جدیدی خواهد داشت. فقط همین مقایسه با 11 سپتامبر خبر میداد که بلافاصله با چه صحنه هایی مواجه خواهیم شد. تصاویر و ویدیوها و اخبار تجاوز، سربریدن و چهره های مغموم و وحشت زده کودکان اسیر و گروگان گرفته شده توسط حماس؛ برجهایی با جمعیت زیاد در غزه که لحظه به لحظ به تلی از خاکستر تبدیل میشوند، ویرانی، بیخانمانی، بدنهای تکه پاره شده، کودکان پرپر شده در همین پنچ روز گذشته به خوبی نشان داد که چهره جدید خاورمیانه چقدر خونین خواهد بود.

بار دیگر با جنگ تمام عیار تروریستها، تروریسم اسلامی از یکطرف و تروریسم دولتی اسرائیل از طرف دیگر آنهم به نام امنیت مردم دو کشور مواجه هستیم. نه دولت حاکم در اسرائیل مردم اسرائیل را نمایندگی میکند و نه حماس مردم  فلسطین را. اینها فقط خودشان، ایدئولوژی مذهبی، قومی و نژاد پرستانه شان را نمایندگی میکنند. هر دو طرف مشغول جنایت علیه مردم طرف مقابل، و به این اعتبار جنایت علیه بشریت هستند و جنایتشان را هم نشان مردم جهان میدهند و به رخ میکشند. در میان تروریستهای اسلامی به نمایش گذاشتن توحش یک نرم و یک سنت شده است. طرف مقابل هم با نشان دادن جهنمی که در غزه براه انداخته است، قدرت ویرانگرش را به جهانیان نشان میدهد. وزیر دفاع اسرائیل در مقابل دوربینها با وقاحت و خونسردی تمام، قطع آب و برق و غذا و انرژی مورد نیاز بیش از دو میلیون انسان – انسانهایی حیوان خطابشان میکند –  را اعلام میکند!

این یک تروریسم افسار گسیخته توسط سربازان زنجیر پاره کرده الله و یهوه علیه مردم، یک جنایت تکان دهنده علیه مردم اسرائیل، مردم فلسطین، و به این اعتبار جنایت علیه بشریت است و باید در مقابلش ایستاد.

اهداف تهاجم مرگبار حماس، اهداف جمهوری اسلامی

بی تردید حکومت اسلامی در این حمله تروریستی حماس مستقیما نقش داشته است. حکومت اسلامی حماس را با پول و ثروت مردم ایران پروار کرده است برای استفاده در همین روزها.

در حساب تویتری (اکس)، خامنه ای هیجان زده اعلام کرد: “به خواست خدا سرطان رژیم اشغالگر صهیونیستی به دست مردم فلسطین و نیروهای مقاومت در سراسر منطقه ریشه کن خواهد شد. #طوفان الاقصی”. قاضی حمد، سخنگوی حماس، روز شنبه در پاسخ به سوال مجری برنامه “نیوز آور” بی‌بی‌سی که پرسید “در این عملیات چقدر از حمایت ایران برخوردار بودید”، گفت “من افتخار می‌کنم که خیلی کشورها به ما کمک می کنند. ایران به ما کمک می‌کند. کشورهای دیگر به ما کمک می کنند. یا با پول یا با سلاح یا حمایت سیاسی که مشکلی ندارد”. وال استریت جورنال از قول بعضی از سران حماس از دیدارهایی خبر داد که هفته های گذشته در لبنان با حضور فرمانده سپاه قدس و تروریستهای اسلامی منطقه در جریان بوده است. حتی اگر هیچ سندی برای دخالت جمهوری اسلامی در این توحش افشا نشده باشد، تحلیلا روشن است حکومتی  که به اعتراف سران حماس و حزب الله سالهاست هزینه ادامه حیاتشان را تامین کرده است و علنا و شبانه روز بر طبل نابودی کشور اسرائیل با جمعیتی بیش از 9 میلیون کوبیده و از موشک “اسرائیل زن حاج قاسم” پرده برداری کرده است، نمیتواند دخالت فعال در چنین تروریسمی علیه مردم اسرائیل نداشته باشد.

بیدلیل نیست که سران حکومت اسلامی پای هم را لگد می کنند تا آدمکشی حماس را حماسه بنامند و تبریک بگویند. هر چه دو طرف در اسرائیل و غزه تعداد بیشتری آدم میکشند، آدمخواران حاکم در ایران هم بیشتر ابراز شادی می کنند. این وسط محمد خاتمی که مدت کوتاهی مردم دنیا را با “دیالوگ تمدنها” سرکار گذاشته بود، سربریدن کودکان و تجاوز و قتل عام توسط حماس را “دستاورد بزرگی برای مردم فلسطین” نامید و نشان داد که نسخه “خوب” ایدئولوژی اسلامی به همان اندازه نسخه ارویجینالش انبانی از لجن و چرک و خون و کثافت است.

حکومت اسلامی چه هدفی را دنبال میکند؟ پاسخ به این سئوال مستقیما مربوط به موقعیت حکومت هم در داخل و هم در منطقه است که در هر دو قلمرو با تحولات بیسابقه ای مواجه شده است.

در ایران هنوز در شوک بیسابقه ترین جنبش برای سرنگونی، یک انقلاب بزرگ بسر میبرد. نگران بازگشت قدرتمندتر امواج انقلاب است و برای رهایی از آن ظرفیت دست زدن به غیرقابل باورترین و شنیعترین اعمال است که حمله شیمیایی به کودکان و دانش آموزان فقط یک نمونه تکان دهنده اش است.

در منطقه هم “دشمنان” حکومت اسلامی دست دوستی به سوی هم دراز کرده اند. در ادامه “پیمان ابراهیم” میان اسرائیل و امارات و بحرین، برنامه برقراری مناسبات میان “شجره خبیثه ملعونه آل سعود” و اسرائیل که خامنه ای هر چند سال یکبار طول عمرش را تعیین می کند، بسرعت داشت پیش میرفت. خوب، روشن است چنین اتفاقاتی برای موقعیت نیروهای اسلامی در منطقه و موقعیت حکومت اسلامی سم است. روشن است که هر چقدر اسرائیل و دولتهای عربی منطقه به هم نزدیک شوند و زمینه برای کاهش تنش میان اسرائیل و فلسطین فراهم شود، همانقدر میدان برای تغذیه نیروهایی مثل حماس و جمهوری اسلامی از مساله فلسطین تنگتر میشود.

خامنه ای آنچنان از این اتفاق نگران بود که حتی بعد از تسلیم به خواست شی جین پینگ برای نزدیکی به عربستان، نتوانست نفرت خود از نزدیکی اسرائیل و عربستان را پنهان کند و علنا عربستان را تهدید کرد که روی”اسب بازنده” شرط بندی میکند و “باخت” در انتظارش است. از منظر جمهوری اسلامی، جنایت حماس در ابعاد بزرگ علیه شهروندان اسرائیل که معلوم بود زمینه برای جنایتی متقابل و ویرانگرتر توسط اسرائیل علیه شهروندان غزه را فراهم خواهد کرد، اقدامی در جهت دادن تصویر “اسب بازنده” از اسرائیل بود. اقدامی بود برای به هم زدن روندی که در منطقه در جریان است.

یک نکته را هم نباید فراموش کنیم که این توحش حماس و خامنه ای در اسرائیل، خدمت بزرگی برای پوتین بود. قبلا، ولادیمیر پوتین یک جلد قرآن نفیس به خامنه ای هدیه داده بود. خامنه ای هم در ادامه پاچه مالیهای قبلی، از طریق توحش حماس هدیه خوبی به پوتین که در باتلاق خود ساخته اش در اوکراین دست و پا می زند تحویل داد. جبهه جدیدی باز شده است که بخشی از توجه و انرژی دول غرب را از جبهه اکراین منحرف خواهد کرد. 

هدیه دوم خامنه ای به خود نتانیاهو، یکی از دشمنان اصلی مردم فلسطین است که با بزرگترین چالش توسط نیروهای سکولار علیه “اصلاحات” مذهبی و ارتجاعی او مواجه بود و کمک کرد موقتا هم که شده، از بحران سیاسی و حکومتی نجات پیدا کند.

و بالاخره، در کنار این هدیه ها، خامنه ای بزرگترین ضربه را به آرمان مردم فلسطین زد. قساوت داعشی حماس علیه شهروندان و مخصوصا کودکان کمک کرد که یک اجماع جهانی در میان دول غرب بوجود بیاید که علنا نه تنها چشمانشان را به جنایات هیئت حاکمه دست راستی اسرائیل در غزه ببندند بلکه به نام “حق دفاع اسرائیل” دستش را برای ادامه قتل عام غزه باز بگذارند و ماشین ویرانگر نظامیش را تقویت کنند.   

آیا جمهوری اسلامی به اهدافش خواهد رسید؟

اگر چه این جنگ تا همین حالا تلفات انسانی عظیمی برای مخصوصا مردم در نوار غزه بر جای گذاشته است، در انتهای این مسابقه خونریزی، “اسب بازنده” خود خامنه ای خواهد بود که عمامه و عبا و نعلینش سراپا خون آلود است.

قبل از هر چیز، مردم جهان یک بار دیگر ظرفیت بالای توحش و بربریت اسلام سیاسی را تجربه کردند که جمهوری اسلامی در قالب یک حکومت نقش پدرخواندگی را در راس این جنبش بازی میکند. یکبار دیگر معلوم شد جمهوری اسلامی پشت چه موجوداتی در منطقه هست. یکبار دیگر معلوم شد این حکومت در کنار موشک زدن به هواپیمای مسافربری، حمله شیمیایی به کودکان و به رگبار بستن معترضین در خیابانهای ایران، در منطقه و جهان هم نقش فعال در ترور و ناامنی شهروندان بازی می کند. معلوم شد که تا این دمل چرکین و خونین از پیکره منطقه ریشه کن نشود، جنگ و جنایت و ناامنی در منطقه ادامه خواهد داشت و به این اعتبار، شرایط حتی بیشتر از گذشته برای بایکوت جهانی این حکومت آماده میشود.

در خود ایران چطور؟ آیا این اتفاق مانع امواج بعدی انقلاب خواهد شد؟ نمایش حکومتی با حضور بسیجی ها و مزدوران نظامی و جمعیت کرایه ای و عربده های نخ نما در حمایت از جنایات حماس کسی را فریب نمیدهد که گویا مردم پشت سیاستهای تروریستی رژیم هستند. شعار جوانان در ورزشگاه آزادی تهران به گویاترین شکل نشان داد که در این مورد هم مردم و حکومت در مقابل هم هستند. وقتی ماموران حکومت پرچم فلسطین را در حمایت از حماس علم کردند، جوانان حاضر در استادیوم با صدای بلند همان پرچم را حواله حکومت کردند و علنا به خامنه ای پیام دادند که “رهبر الدنگ” بشین سرجات که ما را نمی توانی با هیچ پرچمی فریب دهی. بشین سرجات که خوب می دانیم یک دلیل فلاکت مردم ایران همین تروریست پروری شماست. اینها همان جوانانی هستند که قبلا در مقابل عربده های ضد آمریکایی حکومتیها، فریاد زده اند “دروغ میگن آمریکاست، دشمن ما همینجاست”. اینها همان جوانانی هستند که با شعار “فلسطین را رها کنند، فکری به حال ما کن” اعلام کرده اند از سیاستهای تروریستی حکومت در منطقه به نام مردم فلسطین در کنار تحمیل فقر و فلاکت به مردم ایران منزجر هستند.

خامنه ای بعد از چهار روز رجزهای حکومتی در حمایت از حماس، وقتی دید رسانه ها از دخالت حکومت اسلامی در این تروریسم صحبت میکنند، دیروز لحنش را عوض کرد و دخالت حکومتش را تکذیب کرد. به نظر میرسد او و مشاورانش از کشیده شدن احتمالی این جنگ به ایران نگران شده اند و می دانند الان دیگر دوره جنگ ایران و عراق نیست که توانستند صدها هزار نوجوان را با کلید بهشت روی مینها و زیر تانکها بفرستد. نگران هستند که اگر در صورت کشیده شدن جنگ به ایران، جوانان بپاخاسته علیه “بهشت اجباری”، جوانانی که میدانند “دشمن ما همینجاست” به جای روی مینها و زیر تانکها و “بهشت اجباری” می توانند خامنه ای و حکومتش را به جهنم اجباری روانه کنند.

آیا راه برون رفتی وجود دارد؟

در کوتاه مدت، تنها و تنها یک اتفاق می تواند به افسار گسیختگی دو طرف به درجاتی مهار بزند: حضور وسیع و قدرتمند مردم جهان علیه تروریسم هر دو طرف، علیه کشتار شهروندان بیگناه، علیه نابود کردن دهشتناک زندگیهای بی شمار، علیه ویران کردن مدارس و بیمارستانها و کشتار کودکان. هرچقدر چنین نیروی سومی با قدرت بیشتر برای پایان دادن به این نمایش مرگ و نیستی، میدانها و خیابانهای پایتخت های جهان را تسخیر کنند و دولتها را زیر فشار قرار بدهند و مجبورشان کنند که به جای حمایت از این یا آن طرف، برای پایان دادن به این کشتار علیه دو طرف تلاش کنند، همانقدر امکان دارد دریچه امیدی برای خاموش کردن هر چند موقت آتش این جهنم باز شود. 

اما در دراز مدت و راه حل پایدارتر و شاید ریشه ای تر منوط به این است که حق زندگی مردم فلسطین و اسرائیل در دو کشور در کنار هم از هر دو طرف پذیرفته شود و مردمی که مستقل از هر تاریخی همین امروز در این جغرافیا زندگی میکنند، بتوانند در چهارچوب دو کشور و دو دولت با تمام اختیارات و حقوق و رسمیت جهانی در کنار هم زندگی کنند.

روشن است که مهمترین سد در مقابل چنین چشم اندازی، جریانات راست و مذهبی و قوم پرست در هر دو طرف است که مساله شان نه زندگی و امنیت و آرامش مردم بلکه ادامه حیات سیاسی و مذهبی خودشان است و به تداوم  خصومت و نفرت و تنش متقابل به عنوان منبع اصلی اکسیژن برای تنفس نیاز دارند. همچنانکه بارها گفته ایم  حماس و نیروهای اسلامی تروریست از یکطرف و جریان دست راستی مذهبی- قومی در اسرائیل شدیدا به هم نیاز دارند. از جنایات همدیگر تغذیه می کنند. همدیگر را با خونی آبیاری میکنند که از مردم طرف مقابل می ریزند. برای کنار زدن این دو مانع مردم فلسطین و اسرائیل را نباید تنها بگذاریم.

باید تاکید کنیم که کله افعی اسلام سیاسی که یک مانع مهم در مقابل راه حل دو دولت در کنار هم است در تهران، در بیت خامنه ای است. وقتی سر این افعی جنبش اسلامی در ایران کوبیده شود، وقتی اسلام سیاسی در ایران تار و مار شود، حماس و حزب الله و حشد الشعبی و دهها گروه اسلامی دیگر که پدرخوانده خود را از دست داده اند و از پول و ثروت تاراج شده مردم ایران، از سلاح  و حمایت لجستگی محروم شده اند، خیلی سریع با شمارش معکوس در باره حیاتشان مواجه خواهند شد و بی تردید مسیر برای تحقق شرایطی که مردم اسرائیل و فلسطین در کنار هم بدون خطر جریانات مذهبی و دست راستی زندگی کنند هموارتر خواهد شد.***

22 مهر 1402- 14 اکتبر 2023

اینرا هم بخوانید

حمله پهبادی جمهوری اسلامی به اسرائیل. اعلام حمایت آمریکا از این کشور

*سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید در بیانیه‌ای با اشاره به آغاز «حمله هوایی ایران …