حقوق های نجومی و حنای بی رنگ انتخابات- حمید دائمی

در گیر و دار دست و پا زدن های زبونانه و خفت بار انتخابات، که همه اجزاء و گوشه کنارهای جمهوری نخ نمای اسلامی را به تلاطم واداشته است؛ انتشار خبر افشای حقوق نمایندگان مجلس، پس از هک شدن سرورهای سایت مجلس شورای اسلامی، آب پاکی را بر دستان تا گردن آغشته به خون آمران و عوامل و کاربدستان جمهوری اعدامی ریخت. گرچه هنوز از رو نرفته و در تلاش برای تهیه ویترینی  برای نمایش در مقابل انظار جهانی به جهت کسب اعتبار و عمر دو سه چند روزه  شان هستند. اما دهان به دهان شدن همین خبر و حرف و حدیث های بسیاری که دامن زده است -چنان ولوله ای در جامعه افکنده، که بعید است با بامبول جدیدی بتوان آن را بزودی از ذهن مردم زدود.

اولا اینکه این موضوع سال ها مورد انتقاد و اعتراض جامعه بوده و پیشروان کارگری و بازنشستگان و معلمان مشخصا شعاری را در این رابطه در مراسم و تجمعات و راهپیمایی ها سر میدادند که معرف همگان است و آن شعار پایه ای و کلیدی “حقوق های نجومی، فلاکت عمومی” است. طرح این شعار اتفاقی و از سر ذوق شاعری نبود(یا صرفا این نبود). بلکه جامعه بدرست میدانست که این حقوق های نجومی و گستردگی فقر و محرومیت چه نسبتی با هم دارند.

کارگران و مزدبگیران آگاه می دانند که دلیل وجود قوه ای بنام مقننه از چه رو است و کارکردها و سوخت و ساز آن چیست!؟ در همه نظام های پارلمانی این دستگاه به کمک طراحی و تنظیم سیستم حقوقی برای دوام و بقای نظام تولیدی حاکم بکار گرفته می شود. در ایران اما غیراز این وظیفه، نقش حراست و حفاظت از دیکتاتور حاکم و وابستگانش و برای حفظ منافع آنان بخدمت گرفته می شود. گرچه در همه دنیا قوای مقننه نماینده طبقات حاکم و در صدد تأمین نیازهای حقوقی  و قانونی بخش های مختلف سرمایه هستند. ولی در ایران همه چیز زیر نظر “بیت رهبری” و قوای عمده نظامی اقتصادی، یعنی “سپاه پاسداران” دیکتاتوری حاکم هستند. از اینرو کارگران آگاه هیچ زمانی توهمی به این بخش از حاکمیت نداشته و بی اختیاری و سر سپردگی آنان سال هاست برای مردم روشن است.

اندک توهمات جامعه(حتی در بین عوامل رژیم) نسبت به این اراذل و اوباش و جیره خواران بی اختیار جمهوری اعدامی، زمانی از میان رفت،  که در گیر و دار “انقلاب زن زندگی آزادی”، اکثر این به اصطلاح “نمایندگان مردم” در صحن مجلس در دست هم با مشت های گره کرده علیه زنان و جوانان و مردم زحمتکش انقلابی که در خیابان ها جان می باختند، خواستار سرکوب بیشتر و اعدام دستگیر شدگان بودند و مدتها پیگیر اجرایی شدن احکام اعدام و فشارهای بیشتر برای اسرا و زندانیان این جنبش بودند. در انقلاب زن زندگی آزادی مردم با شعار فقر فساد گرونی میریم تا سرنگونی کل حاکمیت را به چالش کشیدند و بر خلاصی از شر جهنم جمهوری اسلامی تاکید کردند.

و اما در مورد “حقوق های نجومی”، قبل از هرچیز باید اعلام کرد که حقوق و مزایای نمایندگان مجلس در هیچ دوره ای، معادل و یا حتی نزدیک به حقوق کارگران و کارمندان نبوده است. اگر صحت داشته باشد که حقوق ثابت ماهیانه هر نماینده 250 میلیون تومان است؛ معادل دستمزد 2 سال من کارگر است. همین یک قلم نشان می دهد که این سر و دست شکستن ها و رد و تأیید صلاحیت ها بابت چیست!؟  فراموش نکنیم که هم اکنون نزدیک به نیمی از مزدبگیران معادل حداقل حقوق تعیین شده دستمزد دریافت می کنند و با این وجود دریافتی  ثابت(غیر از مزایای حقوق) هر نماینده معادل دستمزد بیش از 4 سال، نیمی از مزدبگیران جامعه است.

با نگاهی به سوخت و ساز نمایندگی در جمهوری اعدامی ثابت می شود که اولا این اوباش نماینده چه کسانی هستند و در ثانی نقش شان در فلاکت عمومی چیست؟

غیر از مزایای شغلی مانند حق مسکن، اجاره دفتر، اتومبیل دولتی و حق مأموریت ها و دیگر سهمیه ها که از سوی خود نهاد مجلس به ایشان تعلق می گیرد، اکثر این اراذل دستی در کارچاق کنی و واسطه گری برای مافیای تجارت داخلی و خارجی داشته و دست آموز نهادهای تولیدی نظیر بنگاه های نفتی، صنایع، نظیر اتومبیل سازی و فولاد و راه و ساختمان و بانک ها را دارند. بیشتر آنان یا ذینفعان این بخش ها و یا “تلکه بگیر” و جیره خوار آنان هستند.  آن بقیه هم عمدتا یا مواجب بگیر و ریزه خواران کله گنده های مجلس هستند و یا خود کار و کاسبی نظیر واردات و ساخت و ساز و یا تولیدی های پر سود مثل قطعه سازی و یا واسطه های این بخش ها هستند. در یک کلام؛ آدم سالم در این جماعت کیمیاست و از اینرو به صراحت می توان گفت؛ همه ی این اوباش در فقر و فلاکت این مردم شریک یکدیگر هستند.

یکی دیگر از مواردی که انگل های مجلس در آن نقش دارند، ایفای نقش در تعیین بودجه برای مراکز و مراجعی که به جریان قدرت نزدیکترند و برای حفظ نظم موجود ضروی اند، است. مانند حوزه ها، مراکز دینی و ایدئولوژیک، بنیادهای ریز و درشت و مراکز انتشار اراجیف و خرافات، صدا و سیما و غیره. دریغ از یک طرح و لایحه مردمی و رفاهی برای جامعه. مثلا در مورد افزایش دستمزدها همسان با تورم و بالای خط فقر، یکی از موانع جدی خود مجلس است. تخصیص بودجه برای بیمه و خدمات اجتماعی، به سلامت و درمان، آموزش و پرورش، مراکز دانشگاهی و علمی- تحقیقاتی و … در همه این موارد و هزاران مورد مطالباتی دیگر جامعه، نمایندگان مجلس همواره مخالف و مانع جدی برای رسیدن جامعه به حق و حقوق شان بوده اند. در مورد بی عملی و بی توجهی در نقاط مختلف از جمله زیست محیطی و خطرات طبیعی و غیر طبیعی مانند آلودگی هوا و از بین رفتن منابع آب، غارت و فروش منابع معدنی و دریایی، کوهستان ها و جنگل ها و مراتع و … و دیگر کثافت کاری های مافیای هزارپای “بیت رهبری” و سپاه پاسداران، نمایندگان مجلس به مثابه انگل های بی مصرفی که تنها هنرشان مکیدن خون مردم و خدمت رسانی و ارتزاق به  بساط دزدسالار حاکم است.. بیراه نیست که آنان را محلل های دوره ای جنایات رژیم می خوانند.

نقش شان در حمایت از پیشبرد طرح های اتاق فکر رژیم برای جامعه روشن است. در انعقاد قراردادهای ننگین و زبونانه که دارائی های مردم را به تاراج قدرت هایی نظیر روسیه و چین دادن و حمایت از قاچاقچیان سپاه پاسداران و واسطه های ریز و درشت نفتی و تجهیزات نیروگاه های هسته ای و موشک های ساخت چین و تسلیحات دیگر و همچنین در شاخ و شانه کشی در معادلات برجامی و نتیجه آن هزینه های تحریم که بر مردم تحمیل شده و فقر و فلاکت را عمیق و فجیع تر کرده؛ بر هیچ کسی پوشیده نیست.

کارگران و مزدبگیران و مردم آگاه خوب می دانند که اینان تنها برای مشایعت به قربانگاه سراغ توده های مردم می آیند. از مردم به منزله گوشت قربانی بی زبان برای مطامع و منافع  اربابان خویش یاد می کنند و چندی با لباس “دوستان مردم” در صدد فریب جامعه  بر می آیند ودر نهان با ساتورهای آخته و بران برای سلاخی آنان به تکاپو افتاده اند.

زهی خیال باطل. گذشت آنزمان و هرگز دوباره باز نمی گردد. چرا که جامعه عزم داردکه  به دیروز بر نخواهد گشت و حساب همه این اراذل و اوباش را از پیش روشن کرده است. با شعار حقوق های نجومی، فلاکت عمومی، سال هاست که به این جماعت اخطار داده است و تا تعیین تکلیف نهایی، سر باز ایستادن ندارد.

چاره کار اما تمام قد در مقابل این انگل ها ایستادن است. نباید فرصت نفس کشیدن دوباره به آنان داد. قبلا هم در پاسخ به صندوق های کذایی رای شان اعلام کردیم که رای ما مردم سرنگونی است.  کارگران و مزدبگیران آگاه خوب میدانند که باید جامعه را متحدانه در مقابل سیاست کثیف و مطامع

تبلیغاتی انتخاباتی شان به جلو کشید. باید هر روزه کل انگل دانی مجلس را به نقد کشید و به تکرار نمایش کریه انتخاباتی پایان داد. راه برون رفت ما کارگران از منجلاب جمهوری اسلامی؛ سرنگون کردن قهری رژیم کشتار و غارت زحمتکشان است. وقت آن رسیده است که شعار “فقر، فساد، گرونی- میریم تا سرنگونی” را به ثمر رساند.

زنده باد انقلاب انسانی برای جامعه ای انسانی-۳۰  بهمن 1402

کارگر کمونیست ۸۱۹

اینرا هم بخوانید

تعرضات وسیعتر کارگری علیه حکومت، پاسخ به دستمزد چهار برابر زیر خط فقر- مهران محبی

کارگر کمونیست ۸۲۴ طبق معمول هر سال در آخرین روز اسفند 1402 شورایعالی کار حداقل …