درباره تشکيل کنفدراسيون کار ايران – خارج از کشور. گفتگو با حمید تقویی و شهلا دانشفر

گفتگو با حمید تقویی و شهلا دانشفر در برنامه خط رفاه در کانال جدید

حسن صالحی: روز جمعه ۲۳ فوریه (۴ اسفند) در برلین یک تشکلی بنیان گذاشته شد به اسم کنفدراسیون کار ایران- خارج از کشور. این کنفدراسیون اجلاس اولیه خودش را در ساختمان مرکزی کنفدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان ) DGB ) برگزار و اعلام موجودیت کرد. تشکیل چنین نهادی بحث های بسیار زیادی را دامن زده است. ما تصمیم گرفتیم که در برنامه خط رفاه این هفته  در مورد این نهاد تازه تاسیس صحبت داشته باشیم و مهمانان برنامه ما حمید تقوایی و شهلا دانشفر هستند که  بسیار ممنونم دعوت ما را پذیرفتند. و در این گفتگو شرکت میکنند. اجازه بدهید حمید تقوایی بحث را با شما شروع بکنم.

بعد از یک دوره ای از تلاشی که شماری از فعالین کارگری صنفی و اجتماعی داشتند، این تلاشها منجر به این شد که یک چنین تشکلی را در برلین تاسیس بکنند. تا حالا هم اعلامیه تاسیس و اساسنامه شان را منتشر کرده اند و گزارشی هم از چگونگی برگزاری مجمع عمومی شان هم داده اند. و اینها  اسنادی هستند که از این نهاد تا کنون  منتشر شده اند. البته بحث در مورد این تشکل بسیار است میخواستم ببینم نظر شما  در مورد این نهاد تازه تاسیس چه است؟

حمید تقوایی: در یک سطح عمومی و کلی ما این حرکت را یک گام مثبت میدانیم. اینکه در ادامه خودش چطور فعالیت میکند و تا چه حد آن اهدافی که دراطلاعیه و اساسنامه اش اعلام کرده است را دنبال میکند باید در عمل دید. ولی وقتی بر اساس اسنادی که منتشر کرده قضاوت کنید – که به نظر من مهمترین عامل برای ارزیابی یک جریان اهداف و برنامه و اساسنامه و بیانیه اعلام تاسیس آن است- می بینید نکات مثبت زیادی در آنها هست.

فقط یک بند در اساسنامه این تشکل هست که میگوید اعضای هیات مدیره نباید عضو احزاب ایرانی باشند. این به نظر من کاملا اشتباه است. در اینجا وارد این بحث نمیشوم امیدوارم در ادامه مصاحبه در این مورد صحبت کنیم.

 نکته مهم این اساسنامه اینست که از محدوده مطالبات و خواستهای صنفی و اقتصادی جنبش کارگری بسیار فراتر رفته و در یک سطح اجتماعی از رفع تبعیضات، علیه اعدام، دفاع از آزادی زن، علیه تخریب محیط زیست، در حمایت از ال جی بی تی کیوها و غیره صحبت کرده و اعلام کرده به این اهداف متعهد است. این به نظر من یک حرکت کیفی تازه ای است در تشکیل نهادهای کارگری. چه در ایران و چه حتی در خارج کشور. من تشکل کارگری دیگری در خارج کشور نمیشناسیم که وارد این سطح از مسائل اجتماعی و مدنی و عمومی شده باشد. خود “د گ ب” چنین اهدافی را اعلام نکرده. در جامعه ایران با توجه به انقلاب زن زندگی آزادی و کلا مبارزات جاری، بسیار تعیین کننده است که کارگران، جنبش کارگری و یک تشکل کارگری، در این عرصه ها  و مسائل عمومی مردم صحبت کند، اهدافش را اعلام کند و بر این مبنا تشکلی را سازمان بدهد. این یک جنبه بسیار مثبت این حرکت است.

جنبه دیگر اینست که  برای اولین بار یک تشکل قوی کارگری در غرب، کنفدراسیون “د گ ب”، از این حرکت حمایت میکند و کمک میکند این تشکل ایجاد بشود. این هم عرصه تازه ایست که فعالین کارگری ایران به آن پا میگذارند و از این نظر هم یک نقطه عطف است.

به نظر من اینکه اهداف و سیاستهایشان از خواستهای صنفی فراتر میرود و خواستهای ضد تبعیض، برابری طلبانه، آزادیخواهانه را در بر میگیرد، که تا بحال ندیده ام حتی اتحادیه کارگری در غرب با آنها بپردازند،  اینکه اطلاعیه اعلام موجودیتشان با نام انقلاب زن زندگی آزادی شروع میشود، و همچنین اینکه در اتحاد و با کمک یک تشکل کارگری قدرتمند غربی فعالیتشان را شروع کرده اند، مجموعه اینها این حرکت را مثبت و قابل دفاع میکند.

 این را هم بگویم که قبلا در دل انقلاب زن زندگی آزادی در سال ١٤٠١ ما شاهد انتشار منشور مطالباتی بودیم از جانب ٢٠ تشکل کارگری و معلمان و چند تشکل مبارزاتی دیگر که ١٢ ماده را اعلام کرده بود. بخش عمده آن مفاد در این اساسنامه هم آمده است. همانطور که حزب ما از آن حرکت استقبال کرد از این حرکت هم استقبال میکند. تنها آن بندی که اعضای احزاب ایرانی را به عضویت هیات مدیره نمی پذیرد جای نقد زیادی دارد که امیدوارم بعدا به آن بپردازیم.

حسن صالحی: شهلا دانشفر الان حمید تقوایی نیز اشاره کرد که بخش قابل توجهی از اسناد این تشکل همان اهدافی است که در مواد دوازده گانه منشور بیست تشکل منظور شده بودند. فکر میکنید اهمیت این خواستها و مطالبات چه هستند؟

شهلا دانشفر: این اولین بار و متاثر از انقلاب زن زندگی آزادی است که ما می بینیم که تشکلی می آید و اهدافی را در دستور اساسنامه و  کار خودش قرار میدهد که فراتر از خواستهای صنفی است.و این بسیار بسیار مهم و رویکردی جدید است. این تشکل چه به لحاظ اصولی که طرح میکند و چه به لحاظ  اهدافی که پیش روی خود میگذارد، نکات قابل دفاعی دارد که حمید تقوایی اشاره کردند.  به  نظرم یک گام مثبت است. بویژه اینکه یک اتحادیه بزرگ کارگری در آلمان از این حرکت و راه را باز میکند برای فعالیتهای بین المللی این تشکل و از این نظر هم مهم است. در بخش اصول سازمانی این تشکل هشت بند آن بخشی از همان منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل هستند. که در واقع منشور اتحاد طبقاتی مردم در انقلاب زن زندگی آزادی است. از جمله در بخش اصول سازمانی این تشکل بر نکاتی مانند تلاش برای حفظ و تحقق آزادی بیان و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و عدالت اجتماعی ، مبارزه مبارزه علیه اعدام و هر نوع شکنجه ای، مبارزه با تمام اشکال تبعیض، باورمند بودن به برابری کامل سیاسی و اجتماعی فارغ از ملیت، جنسیت، رنگِ پوست و مذهب  اشاره شده است. و متعهد شدن یک تشکل به چنین اهدافی بسیار مهم هستند. در این بیانیه همچنین از برابری زن و مرد و جمعه ال جی بی تی کیو پلاس صحبت و نیز حفاظت از محیط زیست صحبت شده است که همه اینها بسیار حائز اهمیت هستند. همینطور در بخش اهداف این تشکل  بر تلاش برای تحقق معاهده های جهانی در دفاع از کارگران ایران  از جمله آزادی تشکل‌های مستقل، منع هرگونه تبعیض در استخدام و محیط کار، حق مذاکره ‌دسته جمعی و محو کامل کار کودک تاکید شده است. این دفاع از حقوق پایه ای کارگران در کشور است. از جمله یکی از گفتمان های ما با سازمان جهانی کار این است که کشوری که عضو این سازمان است و همه این معاهده های بین المللی را زیر پا  میگذارد و هر روز کشتار و جنایت میکند باید از این سازمان بیرون انداخته شود. باید بایکوت جهانی شود و تاکید کنفدراسیون کار بر این معاهده نامه در واقع  در همین راستا قرار دارد. در بخش اهداف همچنین در مورد دفاع از افراد و فعالین زندانی و تحت تعقیب سیاسی علی‌الخصوص فعالین کارگری و خانواده‌های آنان در ایران صحبت شده است. و حمایت و دفاع از از پناهجویان و پناهندگان ایرانی که به دلایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اتنیکی، مذهبی و جنسیتی و جنسی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند را در اهداف خود قرار میدهد. بنابراین وقتی تشکلی این اهداف و اصول را در اساسنامه خود قرار میدهد، معلوم است که گامی مثبت است . بنابراین هر قدمی که این تشکل در جهت پیشبرد این اهداف و اصول بردارد   ما دفاع می کنیم. اما همانطور که اشاره شد این اساسنامه یک بندی دارد که در آن گفته شده هیات مدیره نمیتواند عضو احزاب سیاسی ایرانی باشد، که این نادرست است. و جای بحث دارد و امیدوارم در مجمع عمومی بعدی این اشکال برطرف شود. که در مورد آن در سوالات بعدی حتما صحبت خواهیم داشت.

حسن صالحی:  در مورد همین بندی که الان شهلا دانشفر اشاره کرد و شما هم قبلا اشاره کرده بودید یعنی اینکه اعضای هیات مدیره نمی توانند عضو احزاب سیاسی ایرانی باشند شما چه نقدی دارید؟

حمید تقوایی: هم از نظر اصولی  و هم از نظر عملی با توجه به شرایط واقعی سیاسی در ایران به نظر من این بند عقب مانده است. کمترین چیزی که میشود گفت اینست که کاملا عقب مانده است.

 از لحاظ اصولی حزبیت و عضویت در حزب نشاندهنده پیشروی و بلوغ یک جامعه مدنی است. همین اتحادیه هائی که در آلمان و یا کشورها دیگر غربی وجود دارند نه تنها اعضا و حتی رهبریشان عضو احزاب مختلف هستند بلکه بسیاری از اتحادیه به احزاب وابسته (( affiliated هستند. و در انتخاباتها به نفع این یا آن حزب رای میدهند. منتهی در جامعه ای مثل ایران، اساسا بخاطر دیکتاتوری بعد از دیکتاتوری، فرهنگ عقب مانده ای حاکم است که گویا استقلال از احزاب یک فضیلت است! گویا کسی بگوید من عضو حزبی نیستم “مستقل” هست! در حالی که اساس بحث اصولی و مترقی در مورد تشکلهای کارگری استقلال از دولت و کارفرما است و نه استقلال از احزاب.

به همین دلیل به نظر من از لحاظ عملی هم خواه ناخواه، به هر دلیلی که این بند را گنجانده باشند، در چارچوب عقب مانده حزب گریزی و فضیلت سازی از عضو حزب نبودن قرار میگیرد که کاملا مغایر است با بندهای دیگری که من و شهلا دانشفر به آنها اشاره کردیم. در حالی که یک تشکل کارگری از حقوق زن دفاع میکند و به هر نوع تبعیضی معترض است، با مجازات اعدام مخالف است، از رنگین کمانی ها دفاع میکند، از پناهندگان دفاع میکند، علیه تخریب محیط زیست است و غیره، معلوم نیست چرا عضو حزبی که همین حرفها را میزند نمیتواند در هیات رهبری آن باشد!

 این نوع استقلال از احزاب از سوی دیگر در چارچوب آن گرایش عقب مانده کارگرزدگی و صنفی گری قرار میگیرد که معتقد است تشکل کارگری نباید حزبی باشد! به این معنا این بند ارتجاعی میشود. چون طبقه کارگر با حزب خودش و با مبارزه حزبی است که میتواند در جامعه و عرصه مبارزه سیاسی سربلند کند و بالاخره از طبقه سرمایه دار خلع ید اقتصادی و سیاسی بکند. اگر شما تشکل کارگری ای درست میکنید که بجای استقلال از دولت میگذارد استقلال از احزاب، عملا آب به آسیاب همان دولت میریزید چون خود را محدود کرده اید به  مبارزات خارج از حیطه سیاست و خارج از افق و چشم اندازی که چپ و جنبش کارگری موظف است در برابر جامعه قرار بدهد. ازینرو استقلال از احزاب عقب مانده و ارتجاعی است. 

  امیدوارم به این  دلایل نباشد که این بند را در اساسنامه گنجانده اند. همانطور که اشاره کردید گفته اند اعضای احزاب ایرانی نمیتوانند عضو هیات مدیره بشوند. معلوم نیست چرا در این میان روی احزاب ایرانی خط کشیده شده اند.

 ممکن است شرایط امنیتی ایران را مد نظر داشته اند ولی این هم در اینجا موردی ندارد. این کنفدراسیون اعلام کرده که در خارج کشور فعالیت میکند و بنابراین محذورات امنیتی هم نمیتواند مطرح باشد. نمیدانم دلایلشان چه بوده ولی هر دلیلی داشته اند معنی اجتماعی و واقعی آن عقب مانده است و باید آنرا کنار گذاشت. من هم مثل شهلا دانشفر امیدوارم در مجمع عمومی شان این بند را کنار بگذارند. این بند کاملا مغایرست با سیاستها و اهدافی که اعلام کرده اند.    

حسن صالحی: اجازه بدید ما وارد بحث هایی که منقدین و یا کسانیکه به این سازمان تازه تاسیس انتقاد دارند بشویم. انتقادات متعددی و از زوایای مختلفی بوده. خود من در کلاب هاسی شرکت داشتم و بخشی از این انتقادات را شنیدم. اجازه بدهید یکی یکی به این نقدها بپردازیم و ضمن گفتگو این انتقادات را رصد کنیم.  

شهلا دانشفر یک انتقاد اینست که این نهاد از بالا تشکیل شده و ربطی به کارگران و نیروی کار در ایران ندارد. البته خود کسانی هم که این نهاد را تشکیل داده اند و در مصاحبه هایی که داشته اند، گفته اند که اسم این نهاد هست: کنفدراسیون کار ایران- خارج کشور. داخل کشوری نیست. این تشکل در خارج کشور است. و اهدافش همانطور که اشاره شد جلب حمایت از اتحادیه های کارگری برای نیروی کار در داخل کشور است. جواب شما به اینکه انتقاد میکنند و میگویند از بالا تشکیل شده چیست؟

شهلا دانشفر: اولا شما یک تشکلی را نشان دهید که از پایین تشکیل شده باشد. این شرایط ایران است. کنفدراسیون کار ایران تشکلی است که میخواهد صدای اعتراض کارگران در ایران در سطح بین المللی باشد. میخواهد رابطه ای برقرار کند بین اعتراضات کارگر با اتحادیه های کارگری، و بدین ترتیب بتواند از مبارزات کارگران در ایران در سطح بین المللی حمایت و پشتیبانی بگیرد و بتواند این اعتراضات را تقویت کند. معلوم است برای ایجاد هر تشکلی اول یک عده جلو می آیند و درستش میکنند. منطق همه تشکلها همین است. به همین دلیل این یک بهانه گیری است. اینکه میگویند ربطی به کارگر ندارد، ربط این تشکل به طبقه کارگر را باید در اهداف و اصولی که پیش روی خود گذاشته سنجید. نه اینکه چون یک  عده ای آمده اند این تشکل را ایجاد کرده اند، ربطی به کارگر ندارد. من از این دوستان که چنین نقدی را طرح میکنند می پرسم که آیا دفاع از حقوق کارگر، دفاع از حقوق زن، مبارزه علیه اعدام و شکنجه ، مبارزه در دفاع از محیط زیست، در دفاع از پناهنده، دردفاع از ال جی بی تی ها، در دفاع از انقلاب زن زندگی آزادی که سرسخن بیانیه اعلام تاسیس آنست آیا ربطی به کارگر دارد یا نه؟ آیا شما این مطالبات را از آن خود میدانید یا نه؟ من تعجب میکنم که دراین اوضاع احوال این نوع افراد جمع میشوند و بسیج میشوند که به مخالفت با این تشکل برخیزند. به نظر من این برخوردها غیر سیاسی، غیر اجتماعی، و مهر آن خفقان جامعه را دارد. جامعه ای که بخاطر سرکوب و اختناق در آن تشکل تجربه ضعیفی دارد. در آن جامعه ای که  در آن ایجاد تشکل هزینه دارد  و تحزب تابو است . از جمله فشار این وضعیت را حتی بر روی همن بند معین اساسنامه کنفدراسیون کار هم گذاشته است و میگوید کسانیکه عضو احزاب ایرانی هستند نمیتوانند عضو هیات مدیره آن باشند. از نظر من اینها همه مهر چنین شرایطی را بر خود دارد. و باید نقد شوند. یک نقد دیگر اینست که چرا اسم این تشکل کنفدراسیون گذاشته شده است.  میگویند این کنفدراسیون نیست.  اگر اسمش چیزی مثل کمیته هماهنگی بود، ما حرفی نداشتیم. یعنی  اینکه اگر اسم این تشکل چیزی جز کنفدراسیون کار بود  به کارگر ربط داشت، ولی الان دیگر ربط ندارد.این صحبتها نتاقص این منتقدین را  نشان میدهد.  بعلاوه با استدلالات این دوستان همین تشکلهایی که طی این سالها تشکیل شده اند، باید مورد نقد قرار گیرد. بطور مثال سندیکای نیشکر هفته تپه، سندیکای شرکت واحد، اتحادیه آزاد کارگران ایران، ایا در همان آغاز که تشکیل شدند ظرف تشکل همه بدنه کارگری بودند  که هدف خود قرار دادند.  این تشکل ها با این اسامی که بر روی خودشان گذاشتند در واقع هدف و استراتژی فعالین خودرا اعلام کردند. بطور مثال گفتند ما میخواهیم صدای اعتراض کارگران شرکت واحد در سطح سراسری باشیم. ما میخواهیم ظرف اتحاد سراسری کارگران باشیم . باید گفت زنده باد به همه شما و این فعالیت ها همه دستاوردهای جنبش کارگری است. امروز هم کنفدراسیون کار با اهدافی و اصولی که اعلام کرده میخواهد استراتژی فعالیت خود را توضیح دهد. این تشکلها نقش مهمی در ابراز وجود سیاسی ، از جمله  بانیان منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل بودند. کنفدراسیون کار نیز یکی دیگر از این دست تلاشهای کارگری است. این دوستان به اسم این نهاد چسبیده اند و همه اهداف و اصولی که این تشکل پیش روی خود گذاشته اند. معلوم است که این بحث ها هیچ پایه و اساسی ندارند و حقیقتا برای جنبش کارگری سم است.

حسن صالحی: اجازه بدید حمید تقوایی به شما برگردم.یک بحث دیگر اینست که این تشکل تازه تشکیل شده دولتی است. بخصوص اینکه به کمک (د گ ب) شکل گرفتند. و می گویند اینها اتحادیه های زرد هستند. بعضا آنقدر پیش میروند که میگویند کار اینها شببه کنفرانس گوادلوپ است. یک نقشه و یک توطئه است. برای منحرف کردن جنبش کارگری و کارگران . اینها از جمله استدلال میکنند که بورژوازی غرب از نیروهای راست دل بریده و دلسرد شده و  حالا رو آورده به نیروهایی که رنگ و لعاب چپ دارند. و میخواهد از اینها استفاده کند و جنبش را به کج راه ببرد. در جواب به این انتقادات پاسخ شما چیست؟

حمید تقوایی: به نظر من این نوع انتقادات کاملا بی پایه و تخیلی و پوچ است. در بهترین حالت باید گفت سیاسی نیست، ایدئولوژیک است و چنان دنیا را سیاه و سفید می بیند که قدم از قدم نمیتواند بردارد. حتی میگویند چرا با تلویزیون اینترنشنال مصاحبه کرده اید، این تلویزیون راست و بورژوائی و غیره است، یا میگویند “د گ ب” دولتی است و یا راست و سوسیال  دموکرات است. میخواهم بپرسم آیا در همین دنیای پر از راست  نباید مبارزه کرد، نباید افکار عمومی را جلب کرد، نباید هر نوع تشکل کارگری که میتوان را حول اهداف و اساسنامه و اصول چپ و رادیکال ایجاد کرد؟ همانطور که توضیح دادم اهداف و اساسنامه و بیانیه اعلام موجودیت این تشکل نه بورژوایی است، نه سوسیال دموکرات به معنی منفی کلمه است و نه ربطی به رسانه های راست و غیره دارد. اینکه رسانه ها یا دولتها و غیره به حرکتی توجه میکنند یا از آن استقبال میکنند معیار درستی برای ارزیابی آن حرکت نیست. امثال همین نیروهائی که این نقد را مطرح میکنند  در سال گذشته وقتی مقام یک کشور غربی، مثل ترودو نخست وزیر کانادا، از انقلاب زن زندگی آزادی حمایت کرد حمله به او را شروع کردند. با این استدلال که ایشان راست است و همدست امپریالیسم آمریکا است. یا وقتی یک فعال کارگری با تلویزیونی مثل صدای آمریکا و یا بی بی سی مصاحبه میکند او را مورد نقد و حمله  قرار میدهند که سوخت و راست شد و غیره.

ببینید شما از هر تریبونی، از هر امکانی به شرط اینکه اهداف و سیاستهای رادیکال و انسانی و کارگری را دنبال کنید مجازید استفاده کنید و باید استفاده کنید. وگرنه من نمیدانم دنبال کدام رسانه و اتحادیه باید گشت که طبق تعریف دوستان کمونیستی باشد. کمونیسمشان هم چنان مختص به خودشان و رفقای دور و برشان هست که هیچکس دیگری اصلا بحساب نمی آید.

به نظر من این نوع انتقادات را باید در کنار برخوردهای کاملا ایدئولوژیک، فرقه ای و غیر سیاسی گذاشت. نه تنها این نوع انتقاداتی که مطرح میکنند نقطه ضعف این تشکل نیست بلکه نقطه قوت آن است. من امیدوارم – و باید برای این مبارزه کرد- که حتی دولتها خود را ناگزیر ببینند از این تشکل دفاع کنند. میشود این کار را کرد. مگر در پارلمانها از انقلاب زن زندگی آزادی حمایت نکردند؟ هنوز هم از جانب همین دولتهای بورژوائی و رسانه های راست این حمایتها ادامه دارد.

به نظر من این دوستان دنیا را سروته می بینند. از سر منافع و خواستها و مضمون مبارزات حرکتی را ارزیابی نمیکنند. بلکه از این سر که چه کسی از چه کسی حمایت کرده ارزیابی میکنند. با چنین دیدگاهی هر چه شما منزوی تر، هر چه بی سرو صداتر، هر چه کمتر مورد توجه دولتها و رسانه ها و اتحادیه ها باشید گویا رادیکال تر هستید! این نوع “رادیکالیسم” نسخه انزوا است. رادیکالیسم را ما با اهداف و سیاستها و نحوه مبارزه عملی ارزیابی میکنیم و به هر دلیلی هر نیروئی از این مبارزات حمایت کند آنرا تقویت کرده است. ما مجازیم و موظفیم از هر امکانی برای پیشبرد اهداف انسانی خودمان استفاده کنیم. 

حسن صالحی : یک بحث دیگر اینست که اقداماتی که اینها در دستور خود گذاشته اند ، دیگران هم قبلا انجام داده اند، می پرسند چرا تشکیل دهندگان کنفدراسیون کار تشکیلات موازی ای تشکیل داده اند؟ در مورد این مساله نظر شما چیست؟

شهلا دانشفر: با این استدلالهر تشکلی که ایجاد شودموازی سازی با یک تشکل دیگر خواهد بود و بنابراین نباید کاری کرد. همین نکته را به من هم گفتند و حرفشان این بود که شما (فری دم ناو) کمپین برای آزادی کارگران زندانی را دارید و این اشتباه شده است که اینها همه در موازات آن کنفدراسیون را ایجاد کرده اند. جواب من روشن است. فری دم ناو اهداف مشخصی دارد و تلاشش این است که صدای کارگران زندانی و جنبش کارگری در سطح جهان باشد. یا بطور مثل کمیته همبستگی کارگری در فرانسه در این مدت توانسته اند با س ژ ت در فرانسه ارتباطاتی داشته باشند و کار معینی را پیش برده اند . کنفدراسیون کار هم بدنبال دستاوردهایی از این دست شکل گرفته است و میتواند از همه این تجربیات استفاده کند یک قدم به جلو بردارد . به این معنا این تشکل در ادامه این اتفاقات و متاثر از اوضاع سیاسی امروز جامعه  ایجاد شده است و  بازتابش را در اهداف و اصول سازماندهی آن می بینیم.  البته فراتر از اینکه این تشکل کارش به کجا برسد،  از نظر من  همین بحث های عقب مانده ای که به راه افتاده  یک عقب گرد است. ارتجاعی است و تیر به پای جنبش کارگری میزند و ما مسئولیم که  این مباحث را به روشنی حلاجی کنیم. این مباحث ضد تحزب است. ضد سازمانیابی کارگری است. از یک موضع عقب مانده و انحلال طلبانه است. از یک موضع  ضد امپریالیستی ست. از یک موضع کارگر زدگی و غیر سیاسی است. بطور مثال یک نقد اینست که چرا کنفدراسیون در طرح سازمانی خود تشکیل کمیسیون های مختلف را در دستور گذاشته است.  پس کارگر چه میشود؟  کارگر را میخواهند دوباره به کارخانه ببرند. و این شکست جنبش کارگری که کارگر را جدا از موقعیت اجتماعی اش فقط یک صنف می بیند.  به نظر من این نقد ها به هیچ وجه وارد نیست.  اهداف خوبی را در دستور کار خود قرار داده اند و امیدوارم که بتوانند آنها را به پیش ببرند. و هر قدمی که در جهت پیشبرد آن اهداف و اصول بردارند طبعا قابل حمایت هستند. طبعا باید بیینیم که چه میکنند و به حرکت های بعدی آنها نگاه کرد. و اگر جایی خطایی کردند، ما نقد میکنیم. ما همیشه هر جا که قدمی در جهت به انحراف کشاندن جنبش کارگری برداشته شده حرفهای خودمان را روشن و شفاف رو به جامعه طرح کرده ایم . الان هم  اگر حرکتی در جهت  خلاف  این اهداف انجام گیرد، صریح و روشن مورد نقد قرار خواهیم داد. 

 حسن صالحی:  حمید تقوایی اجازه بدهید آخرین سئوال را از شما بپرسم. شما و شهلا دانشفر در مورد اهداف مثبت این تشکل نوپا زیاد صحبت کردید. ولی یک شاخص دیگر برای محک این تشکل معیار عملی است. می خواستم بدانم شما از این منظر چطور به این مسئله نگاه می کنید و فی الواقع در عمل چه انتظاراتی را از این تشکل دارید؟

حمید تقوایی: ارزیابی بر مبنای معیار عملی احتیاج به زمان دارد. تشکلی که  آغاز بکار میکند و تازه اعلام موجودیت میکند و اهدافش را اعلام میکند هنوز دست به عملی نزده است. بنابرین تنها معیار برای ارزیابی اش  سیاستها و اهدافی است که اعلام کرده. ما هم از این زاویه صحبت کردیم و جنبه های مثبت و منفی اش را بررسی کردیم. عملکرد را باید در عمل دید. طبعا انتظار میرود که این تشکل در جهت پیشبرد اهدافش فعالیت کند. هر جا در تناقضی بیفتند، هر جا راهشان را کج کنند و هر جا در واقع پشت کنند به همین بندهائی که در اساسنامه شان نوشته اند ما آنرا مورد نقد قرار میدهیم و تلاش میکنیم این کج رویها پیش نیاید. بله پراتیک معیار مهمی است منتهی وقتی تشکیلاتی برنامه عملی اعلام میکند و هنوز در آغاز کار است شما پیشداوری نمیتوانید بکنید و بگوئید در عمل حتما کار دیگری خواهند کرد. البته عده ای ممکن است معتقد باشند حتی عملکرد به همین بندها هم کارگری نیست چون ظاهرا به اندازه کافی از کارگر اسم برده نشده. در حالیکه اسم این تشکل کنفدراسیون نیروی کار است و دفاع از مبارزات کارگری در ایران و جلب حمایت بین المللی، جلب حمایت اتحادیه های کشورهای دیگر را هدف قرار داده و در کنار آن یک سری مسائل مهم اجتماعی جامعه را مطرح کرده است. من فکر میکنم برای جنبش چپ، برای جنبش کمونیستی، برای هر کسی که ادعای آزادیخواهی و سوسیالیستی دارد بسیار مهم است که تشکلی باسم تشکل کارگری پرچم حق زن را بلند کند، پرچم علیه اعدام را بلند کند، پرچم دفاع از پناهندگان را بلند کند. این دارد اتفاق می افتد. اگر این حرکت پیش برود به نظر من یکی از مهمترین تحولاتی است که در جنبش کارگری و در انقلاب زن زندگی آزادی اتفاق افتاده است و باید کاملا از آن حمایت کرد. هر جا در عمل از این هدف تخطی کنند و منحرف بشوند و راه دیگری در پیش بگیرند طبعا ما اولین نیرویی خواهیم بود که برخورد انتقادی میکنیم. امیدوارم که در پیشبرد اهداف اعلام شده شان حرکت کنند و در اولین مجمع عمومی شان نیز بند عقب مانده ممنوعیت شرکت اعضای احزاب در هیات مدیره را کنار بگذارند.   

۱۰ اسفند ۱۴۰۲ – ۲۹ فوریه ۲۰۲۴

کارگر کمونیست ۸۲۱ 

اینرا هم بخوانید

تعرضات وسیعتر کارگری علیه حکومت، پاسخ به دستمزد چهار برابر زیر خط فقر- مهران محبی

کارگر کمونیست ۸۲۴ طبق معمول هر سال در آخرین روز اسفند 1402 شورایعالی کار حداقل …