راه حل پایدار پایان بحران در خاورمیانه – اصغر کریمی پاسخ میدهد

مندرج در ژورنال شماره ۶۵۱ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

کیوان جاوید: غزه درگیر بزرگترین هجوم نظامی توسط اسرائیل است. این تهاجم نظامی ارتش اسرائیل به غزه بعد از کشتار ۱۲۰۰ نفر از شهروندان اسرائیلی و اسارت ۲۴۰ نفر در اکتبر ۲۰۲۳ توسط حماس شروع شده است. آیا دلیل جنگ ویرانگر کنونی همین است که می شنویم؟

اصغر کریمی: دلیل این جنگ مشخص که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شروع شد اقدام جنایتکارانه حماس بود که به تهاجم وحشیانه ارتش اسرائیل منجر شد. جنگی که بیش از ۴ ماه است ادامه دارد و نزدیک به ۳۰ هزار نفر از مردم فلسطین، عمدتا کودک و مردم غیر نظامی، قربانی شده‌اند. اما جنگ و کشمکش میان دولت اسرائیل و حماس و یا بطور کلی نیروهای فلسطینی سابقه طولانی‌تری دارد. اقدام حماس کشمکش‌های گذشته را تا حد یک جنگ تمام عیار ارتقا داد، جنگی جنایتکارانه از هر دو طرف. از مقطع تشکیل دولت اسرائیل و آواره شدن میلیون‌ها فلسطینی در سال ۱۹۴۸ کشمکش شروع شده و در مقاطعی مانند ۱۹۶۷ که اسرائیل مناطق بیشتری از فلسطین را اشغال کرد به جنگ تمام عیار کشیده شده و در ده سال گذشته نیز با حاکمیت دولت‌های دست راستی در اسرائیل و حاکمیت حماس در نوار غزه به اشکال مختلف ادامه یافته است.

روشن است که حماس و دولت اسرائیل تنها پرسناژهای این جنگ نیستند. دولت آمریکا که سخاوتمندانه به اسرائیل کمک میکند و جمهوری اسلامی و سایر جریانات اسلام سیاسی که در سمت جمهوری اسلامی قرار دارند پرسوناژهای دیگر این جنگ و کشمکش هستند.

کیوان جاوید: از دولت آمریکا، دولتهای اروپایی، کشورهای عربی تا سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری محمود عباس اعلام کرده‌اند که تنها راه ممکن برای رسیدن به صلح پایدار در منطقه به رسمیت شناختن کشور فلسطین توسط اسرائیل است. مشکل کجا است؟

اصغر کریمی: کاش مساله به همین سرراستی بود. صرفنظر از اینکه دولت آمریکا که خود را طرفدار طرح دو دولت میداند با تمام قوا از نتانیاهو که مخالف طرح دو دولت است حمایت میکند، مساله اصلی این است که دو طرف مستقیم جنگ، یعنی حماس و دولت اسرائیل مخالف طرح دو دولت هستند. و مشکل از همینجا شروع میشود. دولت نتانیاهو طرح دو دولت را برسمیت نمیشناسد و حماس و کل جنبش اسلامی نیز معتقدند که اسرائیل باید نابود شود. در نظرسنجی‌هایی در سال ۲۰۰۷ اکثریت فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها راه‌حل دو دولت را بر هر راه‌حل دیگری، به‌عنوان وسیله‌ای برای حل منازعه، ترجیح دادند. اما دولت اسرائیل و حماس نماینده این مردم نیستند. دو نیروی مذهبی، فاشیستی و ارتجاعی که عامل مستقیم تداوم کشمکش و جنگ و آوارگی هستند.

با حاکمیت حماس بر غزه در سال ۲۰۰۷ و تقسیم حکومت میان فتح و حماس از یکطرف و حاکمیت دولت‌های دست راستی در اسرائیل از طرفی دیگر، بحران و کشمکش میان دو طرف تشدید شد و نهایتا به جنگی تمام عیار از اکتبر ۲۰۲۳ کشیده شد. حل مساله و پایان دادن به تراژدی تاریخی مردم فلسطین نیز بیرون راندن این دو نیرو از قدرت است. دولت نتانیاهو خود را یهودی مینامد و از دولت‌های دیگر میخواهد که آنرا بعنوان دولت یهودی به رسمیت بشناسند و طرف دیگر هم یک نیروی مذهبی عقب‌مانده ضد مردم است. جنگ جاری ادامه سیاست‌ها و اهداف و مواضع ارتجاعی و ضد مردمی این دو نیرو است. بعنوان دو نیروی مذهبی، یکدیگر را تقویت میکنند و بعنوان دو نیرو که طرح دو دولت را به رسمیت نمیشناسند نیز با هم همسو هستند. به هم نیرو میدهند و همدیگر را تقویت میکنند. هر دو برای حفظ موقعیت خود به جنگ احتیاج دارند چون در شرایط صلح موقعیت هر دو ضعیف میشود.

کیوان جاوید: آیا قابل تصور است که با وجود جمهوری اسلامی و جریانات تروریست اسلامی منطقه خارمیانه به آرامش برسد؟

اصغر کریمی: مشکل در حال حاضر فراتر از فقط جمهوری اسلامی است. روشن است که جمهوری اسلامی یک پای مهم بحران و جنگ و ناامنی در خاور میانه است و وجود نحس آن، جریانات ارتجاعی و دست راستی در اسرائیل و منطقه را هم تقویت میکند. با سرنگونی جمهوری اسلامی، حماس و حزب‌الله و نیروهای حوثی که در این جنگ نقش مستقیم‌تری دارند بسرعت رو به افول میروند و زمینه در فلسطین برای رشد جریانات سکولار و جنبش‌های حق‌طلبانه بیشتر فراهم میشود. این فاکتورها احتمال حاشیه‌ای شدن جریانات مذهبی و دست راستی در اسرائیل را تقویت می‌کند و امکان میدهد که جریانات سکولاریستی به جلو صحنه بیایند. این فاکتور تعیین کننده‌ای برای حل کلاف سردرگم خاور میانه خواهد بود.

اما جمهوری اسلامی یک پای بحران است و دولت‌های دیگر منطقه مانند ترکیه و عربستان که در دهه گذشته بعنوان قطب‌های منطقه‌ای عروج کرده‌اند در کنار دولت‌های روسیه و آمریکا از عوامل مستقیم جنگ و ناامنی هستند. این نیروها زندگی صدها میلیون مردم را در کشورهای این منطقه به خون کشیده‌‌اند و در کوتاه مدت دورنمایی متاسفانه برای پایان این وضعیت بنظر نمیرسد. تنها با تقویت جریانات سکولار و سوسیالیست میتوان این نیروهای ارتجاعی و تروریست را عقب راند و یک خاور میانه سکولار ایجاد کرد. این کار این دولت‌ها و سایر دول ارتجاعی منطقه نیست، اینها خود در صف مقابل مردم، در صف مقابل تمدن و سکولاریسم قرار دارند. تنها نیروی سوم، مردم متمدن و انساندوست جهان، جریانات سکولار و سوسیالیست هستند که در سطح جهان میتوانند پرچم مقابله با این دو سوی جنایت و آدمکشی را بلند کنند. سرنگونی جمهوری اسلامی فوری‌ترین چشم‌انداز بهبود اوضاع در این منطقه است.

کیوان جاوید: سیاست حزب کمونیست کارگری از همین امروز تا بعد از پیروزی انقلابِ ایران در خاورمیانه چگونه خواهد بود. بطور مثال در حکومت سوسیالیستی در دفاع از انقلاب و انقلابیون در کشورهای عربی و خاورمیانه چه سیاستی در پیش می‌گیرید؟ دست به صدور انقلاب می زنید، از انقلابیون کشورهای دیگر حمایت مادی و تسلیحاتی می کنید یا در اوضاع منطقه سیاست بی‌طرفانه در پیش می‌گیرید؟

اصغر کریمی: سیاست حزب تا جایی که به مساله فلسطین مربوط میشود در قدم اول پایان دادن هر چه سریعتر به جنگ، کمک‌‌‌های جهانی فوری به مردم فلسطین برای بازسازی زندگی خود، محاکمه جنایتکاران جنگی در هر دو طرف جنگ و حمایت بی‌چون و چرا از حق تاریخی مردم فلسطین برای داشتن یک کشور و دولت مستقل و سکولار است. باید به دولت آمریکا و دول غربی فشار آورد تا دست از حمایت از دولت اسرائیل بردارند و دولت اسرائیل را وادار به پذیرش دولت مستقل فلسطین کنند. حل مساله فلسطین و صاحب کشور مستقل شدن توسط آنها، اسلام سیاسی را که مانعی بر سر این راه حل است تضعیف میکند چون از ظلم تاریخی بر مردم فلسطین و بی‌کشوری آنها خود را تغذیه میکند. راه حل مساله فلسطین سیاسی است و نه نظامی آنهم توسط دو جریان فوق ارتجاعی در دو سوی این کشمکش.

نکته دیگر تلاش برای تقویت جنبش‌های سکولار و چپ در منطقه از جمله در خود اسرائیل و فلسطین است که زیر فشار نظامی‌‌گری در حاشیه قرار گرفته‌اند. این جنبش‌ها وجود دارند و میتوانند نقش مهمی در لگام زدن به جریانات مذهبی و دست راستی در اسرائیل داشته باشند. در فلسطین نیز در صورتی که صلحی نسبتا پایدار شکل بگیرد جریانات سکولار و پیشرو میتوانند بویژه بر متن نارضایتی از حماس و سایر جریانات اسلامی به سرعت رشد کنند و به یک پای تحولات تبدیل شوند.

و بالاخره گسترش مبارزه علیه جمهوری اسلامی و سرنگونی آن که محتمل‌ترین افق پیش روی ما است نقشی مستقیم و بلافاصله بر سیر تحولات در فلسطین خواهد داشت. به این معنی انقلاب ایران نه تنها نزدیک به نود میلیون مردم ایران را نجات میدهد بلکه تاثیر فوری در فلسطین، عراق و یمن و لبنان خواهد داشت. راه حل پایدار پایان بحران در خاور میانه علاوه بر حل مساله فلسطین، تماما در گرو عروج جنبش‌های سکولار و سوسیالیستی در منطقه و کوتاه کردن دست جریانات اسلامی در منطقه و جریانات دست راستی در اسرائیل است.

حکومت آتی ایران، یک جمهوری سوسیالیستی که ما برای آن در حال مبارزه‌ایم، نیاز به صدور انقلاب و لشگرکشی ندارد و با همه کشورهای منطقه میتواند رابطه‌ای مسالمت‌آمیز داشته باشد. نفس سرنگونی جمهوری اسلامی و عروج سوسیالیسم که رفاه و آزادی را در یک کشور بزرگ و مهم منطقه مانند ایران حاکم میکند، بسرعت تاثیرات سیاسی مهمی در منطقه خواهد گذاشت و جنبش‌های سکولار و سوسیالیستی را بسرعت تقویت خواهد کرد. این حکومت های ارتجاعی و ضد مردمی هستند که برای گسترش نفوذشان به جنگ و لشکرکشی احتیاج دارند.

اینرا هم بخوانید

روحانی چرا رد صلاحیت شد؟ اصغر کریمی

مندرج در ژورنال شماره ۶۶۱ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده …