رقابت بر سر “چه کسی کمتر دزدیده”! مهران محبی

کارگر کمونیست ۸۳۱

 کشمکش های جدید و در آستانه دور دوم مجلس دوازدهم بر سر دزدی های درون باندی باند اصولگرایان میان جریانات منتسب به رائفی پور و قالیباف علیه یکدیگر، محمد جواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری دولت روحانی را جسارت بخشیده تا عنوان رقابت بر سر “چه کسی کمتر دزدیده” را به جدال انتخاباتی دور دوم مجلس دوازدهم اسلامی بدهد.

ماجرا از این قرار است که چند روز قبل از برگزاری دور دوم انتخابات مجلس دوازدهم در شبکه های اجتماعی لیستی از تراکنش حساب های مؤسسه مصاف به مبلغ نزدیک به 100 میلیارد تومان منتشر شد که حکایت از دریافتی های خاص علی اکبر رائفی پور از مهره های اصولگرا، بنیانگذار مؤسسه مصاف (مخفف مبارزه با صهیونیسم، اومانیسم و فراماسونری) و دبیرکل جبهه صبح ایران در دو سال اخیر دارد.

مؤسسه مصاف، طبق گفته آخوند جلیل محبی از هم باندی های رائفی پور در باند اصولگرایان و دبیر سابق ستاد امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه اش پژوهش در حوزه مهدویت بوده و در باره حضرت مهدی می خواهد فعالیت کند. آخوند محبی در ادامه با اصرار بر وقوع پولشوئی در مؤسسه مصاف، خواهان رسیدگی توسط مراجع ذیصلاح می شود.

منشأ این یقه گیری درون باندی اصولگرایان که قدرت را تقریبا به طور کامل به دست گرفته اند، این بوده که مؤسسه مصاف که در انتخابات مجلس با عنوان صبح ایران فعال بوده است، بعد از اینکه حاضر نبوده لیست انتخاباتی “امنا” (ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب) در حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس) که متهم به دریافت سکه، لپ تاپ و کارت هدیه بوده اند را در لیست انتخاباتی خود قرار بدهد، مورد غضب و افشاگری جریان قالیباف واقع شده و اسنادی هم از فسادش منتشر کرده اند.

این سرنوشت تا امروزی حکومت و تصویری از اوضاع شدیدا به هم ریخته اش است که تحت فشارهای اعتراضات توده ای مدام خود را پالایش و یک دست کرده و با این وجود همچنان یکدیگر را تکه پاره می کنند.

گرگ های درنده حکومتی که امروز بر سر چپاول مردم به جان یکدیگر افتاده اند و موضوع رقابتشان برای بیرون راندن رقبایشان از قدرت، حول بزرگ جلوه دادن دزدی های دیگران و در عین حال کوچک شمردن دزدی های خودشان قرار داده اند، در دوره های پیشین انتخابات در یک جناح و پشتیبان یکدیگر بوده اند.

به قول محمد جواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری دولت روحانی که از باندهای پاکسازی شده است، به دنبال خالص سازی و یکدست کردن حکومت، حالا رقابت برای گرفتن کرسی مجلس و دیگر کرسی های قدرت میان اصولگرایان بر سر ” چه کسی کمتر دزدیده” می باشد! یعنی فساد و کثافت کاری حکومتی به جائی رسیده که در میان خودی ترین های تا دیروز هم، باندهای جدیدی ایجاد شده اند که حالا به جان هم افتاده و شانس پیروزی خود را در گرو اثبات بزرگتر و بیشتر بودن میزان دزدی رقبایشان نسبت به دزدی های خودشان می بینند.

در جمهوری اسلامی دیگر مانند گذشته رقابت میان باندهای حکومتی حول به اصطلاح میزان باور به ایدئولوژی اسلامی و درجه دور و نزدیکی با ولایت فقیه و خامنه ای و شعارهای عامه پسند و در عین حال عوامفریبانه نیست. حالا نزاع و کشمکش میان دستجاتی است که از نظر ایدئولوژی و دسته بندی سیاسی متعلق به یک جناح و باند هستند ولی نمی توانند بر سر سهم بری از دزدی ها با هم به تفاهم برسند.

حال دیگر توپ تنها در زمین اصولگرایان است که اختلاف سیاسی و جناحی با یکدیگر ندارند و مسؤلیت تمام اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود در جامعه را بر گردن دارند. در نتیجه باید نقطه ضعف های یکدیگر که همانا میزان دزدی هایشان است را محور جدال خود قرار دهند و دارند همین کار را می کنند که فلاحت پیشه نماینده ادوار مجلس می گوید جریانات قالیباف و رائفی پور در آستانه دور دوم انتخابات ثابت کرد که “چاقو دسته خودش را هم می برد”!

اختلافات میان جریان قالیباف و رائفی پور که هر یک برای شکست دیگری دست به افشاگری از دزدی های یکدیگر زده بودند، شروع یک کشمکش و نزاع برای تصفیه های درون باند خامنه ای است که با سرایت به بقیه قوا و بدنه حکومت، آن را بیشتر از گذشته دچار بحران و ریزش خواهد کرد و این روند به ناتوانی اش در برابر مردم عمق و دامنه خواهد بخشید.

مردم ناظران بی طرف اوضاع درونی جمهوری اسلامی نیستند، بلکه دشمنان واقعی ای هستند که با مبارزات خود، آن را به مرحله بحرانی و در هم ریخته کنونی کشانده اند. کارگران و همه مزدبگیران، زنان و جوانان ایران به بهانه های اختلافات درونی حکومت اهمیت نمی دهند. برای عموم جامعه علت ها و دلایل به جان هم افتادن جانیان حاکم که ناشی از تأثیرات مستقیم مبارزات خود می دانند، حائز اهمیت هستند.

عموم مردم همه سران و مهره های حکومت را دزد و فاسد می دانند و تردیدی ندارند که حتی یک مهره دست چندم رژیم هم نمی تواند دزد نباشد. به خاطر وقوف به این واقعیت در کنار دیگر جنایات جمهوری اسلامی طی 45 سال گذشته است که امروز حکومت مورد طرد و بایکوت و سلب مشروعیت از سوی مردم گردیده است. نمایشات مسخره انتخاباتی اش با بایکوت عمومی مواجه می شوند و برایش رسوائی به بار می آورند و این از دلایل اصلی بحران داخلی موجود حکومت و به جان هم افتادن مهره ها و دسته های درون اصلی ترین باند آن می باشد.

بر خلاف گفته فلاحت پیشه این چاقو نیست که دسته خودش را هم می برد. چون هیچ یک از باندهای حکومتی نه خود چاقو و نه دسته چاقو بوده و هستند. مبارزات و اعتراضات جامعه بوده اند که چاقو را به دست باندهای حکومتی داده تا مدام خود را از پوسته به سوی هسته برش بزنند و این برش ها تا سوراخ کردن هسته اصلی و سرنگونی رژیم ادامه خواهد یافت.

گفته فلاحت پیشه مانند بسیاری دیگر از سران و مهره های رژیم اذعان به نزدیک شدن حکومت اسلامی به پایان خود و احساس و تشخیص سرعتی است که برای رسیدن به این خط پایان شدت بی سابقه ای یافته است.

اینرا هم بخوانید

اعلام شرایط جدید اخراج کارگران! مهران محبی

انترناسیونال ۸۳۲ وقاحت حکومتی به حدی رسیده است که حتی از انتخاب و به زبان …