سقوط آزاد ریال، عروج انقلاب – سینا پدرام

مندرج در ژورنال شماره ۶۷۷ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

روزنامه “هم‌میهن” روز چهارشنبه ۲۳ اسفندماه به آمار بانک مرکزی استناد کرده و نوشته است که حساب خالص سرمایه به منفی ۱۵ میلیارد و ۳۷۸ میلیون دلار در نیمه نخست سال جاری رسید که این عدد منفی‌ترین تراز از سال ۱۳۹۷ تاکنون است. در این گزارش تأکید شده که خالص حساب سرمایه در سال‌های گذشته همواره منفی بوده که مفهوم آن خروج سرمایه بیشتر از ورود آن به کشور است.

ما در نوشته‌های پیشین نیز این سقوط آزاد ریال را بررسی و پیش‌بینی کرده بودیم. سرعت این سقوط به بحران سیاسی امروز در ایران، با ورشکستگی سیاسی رژیم در منطقه، شکست سیاسی تمامی جناح‌ها در انتخابات چند هفته پیش و در گسترش اعتراضات اجتماعی و سیاسی فزاینده اخیر رابطه مستقیم دارد.

دزدسالاران حکومتی و سرمایه‌داران میلیاردر می‌دانند که امیدی به آینده این رژیم نیست و با گسترش اعتراضات، رژیم توان سرکوب خود را هرچه بیشتر از دست خواهد داد. خروج سرمایه از ایران، سرمایه‌گذاری در شاخه‌هایی کوتاه‌مدت، افزایش چند صددرصدی مایحتاج عمومی، آمارهای سرسام‌آور تورم، شوک‌های اقتصادی که بیشتر از آنکه شوک باشند به یک دزدی سیستماتیک از جیب مردم و بازنشستگان و صندوق‌های تأمین اجتماعی تبدیل شده است، از خصوصیات بارز دوره آخر حکومت رژیم اسلامی است.

موضوع جذب سرمایه و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی با سیستم سرمایه‌داری بحران‌زده مزمن، نمی‌تواند خوانایی داشته باشد. در مقابل، ما موضوع بحران سرمایه در ایران را به عدم ادغام سرمایه‌داری ایران در بازار جهانی و بحران سیاسی ایدئولوژیک رژیم اسلامی به‌عنوان “وصله ناجور” در سیستم حکومتی سیاسی بعد از انقلاب ۵۷ ارزیابی کردیم.

انقلاب ۵۷ تنها شاهد عروج ضدانقلاب اسلامی در ایران نبود. انقلاب ۵۷  پارادایم سیاسی ضد سرمایه‌دارانه در ایران را نیز گسترش داد. سرمایه‌داری ایران به‌سادگی نمی‌توانست “گورستان آریامهری” به‌عنوان سیستم دیکتاتوری که نیازمند سرکوب دستمزدها و بالابردن نرخ استثمار در ایران است را دوباره به مردم انقلاب‌دیده ایران تحمیل کند.

عدم وجود “بهشت موعود” برای سرمایه‌گذاری قطعاً یک علت اساسی در بحران فزاینده اقتصاد سرمایه‌داری در ایران بوده است. به‌هرحال هر نوع سرمایه‌گذاری بلندمدتی نیاز به تضمیناتی دارد که رژیم اسلامی نمی‌توانست در این جهت عمل کند.

به عبارت ساده‌تر مردم برای رفاه و برابری اجتماعی و اقتصادی به پا خاستند و در عوض رژیم اسلامی را به آنان تحویل دادند. پارادایم رفاه، عدالت و برابری همچنان موتور محرک مردم ایران است و انقلاب زن زندگی آزادی، انقلاب زنانه نمونه بارز تبلور این گفتمان‌ها در جامعه معاصر ماست.

اینرا هم بخوانید

علیرضا زاکانی و وام‌های “رؤیایی” – سینا پدرام

مندرج در ژورنال شماره ۷۲۸ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده …