شرمتان باد، رکورد تورم 30 ساله ده ها سال پیش شکسته شده است! مهران محبی

سایت حکومتی جماران گزارشی از بانک مرکزی منتشر کرده است که بر اساس این گزارش قدرت خرید مردم ۶۰ درصد کاهش یافته است. این گزارش می افزاید نرخ تورم نقطه به نقطه شهری در آذر ۱۴۰۲ به ۵۴.۲ درصد و تورم میانگین هم به ۵۵.۹ درصد رسیده است و به این جمع بندی رسیده که رکورد تورم ۴۹ درصدی سال ۱۳۷۴ را خواهد شکست!
پیش از این هم مرکز آمار ایران نرخ تورم نقطه به نقطه را ۴۰.۱ درصد و تورم میانگین را ۴۴.۱ درصد اعلام کرده بود که به ترتیب ۱۴ و ۱۶ درصد پائین تر از نرخ اعلامی بانک مرکزی است.


دستگاه های ذیربط حکومتی همچنان در چشم ۸۰ میلیون نفر می نگرند و دروغ می گویند. مردمی که در زندگی روزمره خود با تورم و گرانی افسارگسیخته دست به گریبان هستند و مدام از توان خریدشان کاسته می شود، می دانند که نه بانک مرکزی و نه مرکز آمار راست نمی گویند. جمهوری اسلامی را می شناسند و می دانند که هیچ وقت واقعیت را بیان نمی کند. اعتراف به این میزان از وجود تورم در نتیجه وجود اعتراضات و ابراز نارضایتی های عمومی است.
مردمی که فشارهای کمرشکن تورم و گرانی را عملا در جریان زندگیشان بر دوش می کشند بهتر و ملموس تر از هر مهره حکومتی و هر کارشناس نان به نرخ روز خوری نرخ واقعی آن و افزایش نجومی اش را نسبت به هر گذشته ای توضیح می دهند. و تنها با ذکر چند نمونه می توان به مرکز آمار و بانک مرکزی حکومت نشان داد که آنجه را که تحت عنوان نرخ تورم و قدرت خرید مردم ارائه می دهند، غیر از لاپوشانی برای انکار بخش زیادی از واقعیت جهنمی که برای مردم ایجاد کرده اند، نیست.
قیمت چند قلم کالای سال ۱۳۷۴ را که بانک مرکزی به عنوان رکورد دار تورم در سی سال گذشته یاد کرده است با قیمت همان کالاها در سال جاری، سال ۱۴۰۲ مقایسه می کنیم؛
سال ۱۳۷۴ قیمت یک کیلو گوشت گوسفند با استخوان ۸۶۶ تومان بوده است و حالا ۵۵۰ هزار تومان است، قیمت نان سنگگ ۱۰ تومان بوده است و حالا ۱۰ هزار تومان است و قیمت دلار ۴۰۴ تومان و حالا ۵۷ هزار تومان است.
قیمت گوشت از سال ۱۳۷۴ تا حالا ۶۳۵ برابر، قیمت نان سنگگ یک هزار برابر و قیمت دلار ۱۴۱ برابر شده است. در سال ۱۳۷۴ میانگین قیمت سه قلم یاد شده ۳۲۰ تومان بوده و در سال ۱۴۰۲ به ۱۵۴۲۵۰تومان رسیده است. یعنی ۴۸۳ برابر شده و به طور میانگین طی ۳۰ سال گذشته هر سال ۱۶ برابر گرانتر شده اند. در نتیجه رکورد تورم سال ۱۳۷۴ از فردای اعلام رسمی آن شکسته شده است، نه بعد از ۳۰ سال و آن هم بنا بر گزارش بانک ملی.


دزدان بی شرم حکومتی به این راحتی آمار تقلبی و بی ربط با واقعیات موجود و ملموس ارائه می دهند و با سالوسی و فریبکاری می خواهند آمارهای دروغینشان را به کارگری که سال ۱۳۷۴ با حقوق روزانه ۵۳۳ تومان می توانست ۶۲۰ گرم گوشت بخرد و حالا با حقوق روزانه ۱۷۷۰۰۰ تومان بیشتر از ۳۲۰ گرم نمی تواند بخرد، بقبولانند.
آمار گرانی و نرخ تورم رسمی را به هر کارگر، معلم و بیکار و هر آدمی از اکثریت جامعه بدهید، به روی سران حکومت تف خواهد انداخت. شیادی های سران حکومت بیش از حد نمایان شده و دستشان را رو کرده است.
تجمعات و راهپیمائی های هر روزه بازنشستگان، کارگران، پرستاران و معلمان حق التدریسی علیه پائین بودن سطح حقوق و دستمزد و گرانی کمرشکن جوابی است به دروغگوئی های حکومتی ها. فضای اعتراضی امروز جامعه دست شیادان را بسته است تا مانند گذشته با آمارسازی، نرخ تورم را تا حدی اعلام کنند که بتوانند در ظاهر برابر با آن حداقل مزد را افزایش دهند.


سالهاست که دستشان رو شده و امروز نیز زیر فشار اعتراضات به گرانی و تورم ناچار به اعتراف به بخشی از تورم واقعی شده اند. اما کماکان از اعلام کامل آن طفره می روند. با اینحال بی شرم تر و وقیح تر از گذشته به سفره ده ها میلیون کارگر و کارمند دستبرد می زنند. خودشان اعلام می کنند که نرخ تورم ۴۹ درصد و ۵۵ درصد است، اما بر سر ۲۰ درصد افزایش حقوق، با هم اجماع نظر دارند.
قبلا با شعبده بازی سعی می کردند درصد افزایش حداقل مزد را با نرخ تورم همسان نشان دهند و مزد چند برابر زیر خط فقر را با اتکاء به آمارهای ساختگی توجیه و تحمیل کنند، اما حالا واضح و آشکار حداقل مزد را با اختلاف بیش از دو برابر کمتر از نرخ تورم رسمی تحمیل می کنند. این یعنی اعلام رسمی و قلدرانه جنگ علیه عموم مردم بر سر معیشت! یعنی اینکه حکومت به هر میزان که بخواهد بواسطه دزدی ها و غارتگری های سازمانیافته اش به نفع باندهای مافیائی خود گرانی و تورم ایجاد کند و به هر میزان هم که بخواهد به کارگر و بقیه مردم جامعه اجازه برخورداری از ضروریات زندگی دهد.
گرانی و تورم در ایران هیچ وقت در نقطه ثابتی برای کمترین دوره ممکن قرار نگرفته است. هر روز رکورد تورم روز قبل را شکسته است. مردم بیاد ندارند که کالائی را با یک قیمت در دو روز متفاوت خریده باشند. بیخود نمی گویند قیمت لحظه ای است. تحت چنین شرایط غیر قابل تحمل معیشتی ای است که ده ها میلیون حاشیه نشین، بی خانمان، کارتن خواب، گورخواب شده اند.


طبق آمارهای رسمی مربوط به حاشیه نشینی ۱۸ تا ۳۸ میلیون نفر حاشیه نشین و به زعم کار به دستان رژیم شهروندان درجه صفر هستند و در فقر مطلق بسر می برند. این رقم شامل بیکاران، از کار افتادگان فاقد بیمه و بی درآمد و بخش حداقل بگیر کارگران است که توان تأمین حداقل های زندگی از قبیل سرپناه و خورد و خوراک و پوشاک و غیره را ندارند. علاوه بر اینها صدها هزار و شاید میلیونها نفر بی خانمان، کارتن خواب، گور خواب و غیره هستند. معیار محاسبات نرخ تورم و گرانی این ها هستند.
باید میزان گرانی واقعی را با مقایسه هزینه لازم برای تأمین یک زندگی معمولی با مقدار هزینه ای که در شرایط کنونی این ده ها میلیون انسان صرف زنده ماندن در خط فقر می کنند به دست آورد. آنچه که دزدان زندگی مردم اعلام می کنند، بر اساس هیچ محاسبه اقتصادی ای نیست، یک کلاهبرداری و شیادی عددی و آماری است.
جمهوری اسلامی با پائین نگه داشتن سطح حقوق و دستمزد کارگر و مزدبگیر جامعه، رفاه را از عموم مردم می گیرد. سطح رفاه و برخورداری از ضروریات و ملزومات زندگی عمومی به میزان دستمزد کارگر گره خورده است. این واقعیت را هر روزه ما اکثریت مردم در ایران تجربه می کنیم. به عنوان مثال می توان به کشاورزان خرد و صاحبان کارگاه های کوچک که خود بخشی از کارگران هستند اشاره کرد که وضعیت معیشتی و شرایط زندگی نامناسب و خارج از استانداردهای قابل قبول امروزی دارند.


مبارزات جاری بازنشستگان، کارگران و پرستاران و دیگر مزدبگیران علیه فقر و پائین بودن حقوق و دستمزد، مبارزه ای علیه فقر عمومی و گرانی و تورمی است که زدگی عموم را به جهنم تبدیل کرده است. امروز مردم علیه کل این بساط فقر و بی تامینی در اعتراضند. اتحاد مبارزاتی بخش های مختلف جامعه بر سر معیشت یک امر فوری و عاجل در این شرایط است که بازنشستگان با فریاد “اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد ” فراخوانش را میدهند. اتحادی که تبلور آنرا در انقلاب زن زندگی آزادی خود را در شعار مهم “فقر فساد گرونی میریم تا سرنگونی” شاهد بودیم.

کارگر کمونیست ۸۲۰

اینرا هم بخوانید

تعرضات وسیعتر کارگری علیه حکومت، پاسخ به دستمزد چهار برابر زیر خط فقر- مهران محبی

کارگر کمونیست ۸۲۴ طبق معمول هر سال در آخرین روز اسفند 1402 شورایعالی کار حداقل …