مبارزه با مذهب، چگونه؟ سؤال از مصطفی صابر

مندرج در ژورنال شماره ۷۲۹ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

کیوان جاوید: آیا مذهب را می‌شود از سیاست جدا کرد؟

مصطفی صابر: خیر، نمی‌شود. سیاست یک امر عینی و خارج از اراده هرکسی است. مذهب هم ساخته‌وپرداخته خدایان نیست، بلکه یک پدیده عینی اجتماعی و تاریخی است. تا وقتی که سیاست هست و مذهب هست این دو برهم دیگر تأثیر متقابل می‌گذارند.

در مراحل اولیه تحول اجتماعی بشر، وقتی که هنوز مالکیت خصوصی، طبقات و دولت شکل نگرفته بود، چیزی به‌عنوان سیاست به معنای طبقاتی و امروزی وجود نداشت. مذهب نیز به شکل و با خاصیت امروزی‌اش نبود. مذاهب اولیه، مثلاً آنیمیسم یعنی روح قائل‌شدن برای کوه و حیوانات و نیاکان، یا شمینیسم، جادوگری و غیره، منطبق بود با جوامع اشتراکی و اولیه. هم مذهب سازمانیافته و هم سیاست هر دو محصول شکل‌گیری جامعه طبقاتی، یعنی جامعه مبتنی بر استثمار اکثریت توسط یک اقلیت حاکم است. در این دوره نقش اجتماعی مذهب تغییر کرد و معمولاً در خدمت حفظ حاکمیت طبقات دارا قرار گرفت و گاه نیز پرچم جنبش‌های اجتماعی برای تغییر اوضاع شد.

در دوره پیشا سرمایه‌داری، مذهب رسمی، آخوند و کشیش و خاخام در خدمت خان و فئودال بود. بورژوازی برای برقراری حاکمیت خود پرچم رفرم مذهبی و نهایتاً جدایی مذهب از دولت را برافراشت و با پیشرفت علم و صنعت، به میزان زیادی نفوذ تاریخی مذهب و جهل و خرافه عقب رانده شد. با این‌همه، گرچه در خیلی جوامع اصل جدایی دولت از مذهب کم‌وبیش برقرار شد، اما مذهب همچنان از لحاظ سیاسی نقشی مهم به نفع حفظ وضع موجود و منافع بورژوازی ایفا می‌کند. در اواخر قرن بیستم و تمام طول قرن بیست و یکم ما شاهد برگشت و عروج مذهب سیاسی بخصوص به شکل اسلام سیاسی هستیم که نقش کاملاً ارتجاعی در خدمت حاکمیت سرمایه و علیه کارگران و زنان و همه اقشار جامعه ایفا کرده است. نمونه بارز آن جمهوری اسلامی است.

کیوان جاوید: چرا جدایی مذهب از دولت مهم است؟

مصطفی صابر: جدایی مذهب از دولت اولین گام جدی در جهت رهاکردن بشر از شر خرافه و جهل و مذهب است. جدایی مذهب از دولت، از آموزش‌وپرورش و سلب امتیازات تاریخی مذهب مثل نقشش در ازدواج و تولد و مرگ و غیره، کمک زیادی خواهد کرد که نقش سیاسی مذهب تقلیل یابد و بهر حال اهرم امتیازات دولتی و قانونی از آن گرفته شود. در این حالت مذهب از امتیازات بی‌شماری که بدیهی قلمداد می‌شود، مثل انتقال طبیعی مذهب از والدین به فرزندان، محروم می‌شود. مذهب مثل هر انجمن و بنگاه دیگر شامل علنیت، شفافیت می‌شود و در معرض حسابرسی شهروندان قرار می‌گیرد و به جایی که تعلق دارد؛ یعنی به باور مؤمنین و پیروانش رانده می‌شود. دولت در این حالت کاملاً خصلت غیرمذهبی به خود می‌گیرد و آزادی بی‌قید شرط بیان و عقیده و از جمله آزادی مذهب و بی مذهبی را برقرار می‌کند.

کیوان جاوید: مذهب به‌عنوان جهل در چه شرایطی ریشه‌کن می‌شود؟

مصطفی صابر: تا کنون متناسب با هر درجه از پیشرفت علم و صنعت و اعتلای اجتماعی از نقش جهل و خرافه و مذهب در جامعه کاسته شده است. اما ریشه‌کن‌شدن مذهب بستگی به این دارد تا تمامی زمینه‌های اجتماعی بقای مذهب از جمله فقر، نابرابری، ازخودبیگانگی، محرومیت و تبعیض و گرایشات عقب‌مانده از بین برود. فقط در جامعه‌ای که انسان از هرگونه استثمار و نابرابری رها می‌شود و تماماً بر سرنوشت خود حاکم می‌شود، در جایی که آزادی و برابری جهان‌شمول انسانی و علم مبنای زندگی اجتماعی قرار گیرد می‌توان تصور کرد نقشی برای مذهب باقی نخواهد ماند. در آنجا مذهب مثل خیلی محصولات ماقبل تاریخ “انسانیت اجتماعی شده” ، نظیر دولت و سیاست به مفهوم امروزی آنها، نهایتاً زوال پیدا خواهد کرد.

اینرا هم بخوانید

انفجار علیه اعدام! گزارشی کوتاه از هفته کارزار جهانی علیه اعدام در ایران

انترناسیونال: به‌عنوان یکی از دست‌اندرکاران اصلی کمپین اخیر علیه اعدام لطفاً کمی در مورد ضرورت …