سخنرانی بابک یزدی در کنفرانس ٢٦مارچ در تورنتو در پانل جمهوریخواهان  پیرامون

“ضرورت گفتگوی مستمر و هدفمند میان گروه های مختلف اپوزیسیون و چگونگی شکل دادن یک فوروم گفتگو”

با درود به تک تک عزیزان،  و با تشکر از برگزارکنندگان برنامه

قبل از اینکه من صحبت  و روایت خودم را حول اتحاد که به شکلی به موضوع ربط دارد را شروع کنم اجازه دهید دو مورد را اشاره کنم.

اول اینکه من با اینکه عضو حزب کمونیست کارگری و از بنیانگذاران کانون خاوران هستم ولی در اینجا از طرف هیچ کدام از این جریانات صحبت نمی کنم و چرائی آن را در خلا صحبت  اشاره خواهم کرد.

دوم اینکه چون آقای شریعتمداری گفتند باید نقد پذیر باشیم اجازه بدهید من به خود برگزار کنندگان هم دو تا نقد داشته باشم . اگر می خواهید این جلسات بیشتر سیاسی باشد و نه ایدئولوژیک.  یک با پرچمی که دوستان پشت خود گذاشته و دو با سرودی که اول برنامه نواختند برنامه را ایدئولوژیک کردند. تعدادی پشت در ایستادند تا سرود تمام شود و تعدادی هم در داخل سالن بلند نشدند. بدون این دو مورد می توانست برنامه بیشتر سیاسی باشد  تا ایدئولوژیک.

با این دو توضیح  اجازه بدهید بروم سر بحث اصلی خودم که حول اتحاد هست.

سالهاست که خیلی ها مرتب  بحث  “اتحاد”، را دارند. حالا اتحاد چه کسانی، حول چی و برای چه کاری؟ اتحاد های “همه با هم” بیشتر حول “همه با من” بوده.

 من  پیشنهاد اتحاد حول سه محور را دارم. که خیلی از مردم و جریانات سیاسی را می توان با هم  متحد کرد.

اول:  میشود و باید خیلی از مردم سرنگونی طلب را حول “خواسته های مشخصی” متحد و متشکل کرد. نه حول فرد و یا آیکون خاصی.

این خواسته ها به نظر ما باید خواسته هایی همگانی، که اکثر  مردم سرنگونی طلب در آن اشتراک دارند مثل  “سرنگونی کلیت رژیم” ، “آزادی کلیه زندانیان سیاسی”، “لغو مجازات اعدام”، “برابری زن و مرد”، لغو حجاب اجباری”، “جدائی دین از دولت”، آزادی بدون قیدو شرط بیان و عقیده، تحزب، تشکل، اعتراض و اعتصاب.  پایان دادن به دخالت مذهب در زندگی مردم، و… باشد. میشه بطور کلی گفت خواست های انسانی، خواست هایی که در انقلاب زن زندگی آزادی مطرح شده. معیشت و منزلت، “زن زندگی، آزادی”،  خواسته ای که میگه ” یه اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه”.

این ها خواست هایی هست که جریانات و احزاب سیاسی، جدی، مطرح و مردمی می توانند خود و  مردم را حول آن متحد کنند.

نه خواسته ها و  مواردی که خودشان مبنا و منشا اختلاف هستند به طور مثال “پرچم سه رنگ”، “مرز پرگهر”، “خدا شاه میهن” “تمامیت ارضی”، (که دوستان اینجا رقیقش کردند نوشتند “یکپارچگی”)  که همه باعث اختلاف و انشقاق بین مردم هستند.

من مطمئن هستم برخی از جریانات سیاسی و یا نمایندگانشان که  در این جمع حضور ندارند به دلیل  همین بند “یکپارچگی” هست. من شخصا هیچ جریان، حزب و سازمان جدائی طلبی را در ایران سراغ ندارم. ولی حق جدائی را باید به رسمیت شناخت و نه اینکه با ارتش و سپاه به سراغ آنها رفت. خود کسانی که این موارد را مطرح میکنند جدایی و تفرقه را دامن میزنند و زمینه را برای تجزیه هم آماده کنند. اتفاقا ما که حق جدائی را به رسمیت می شناسیم، می توانیم متحد کننده باشیم، اعتماد جلب کنیم و اتحاد داوطلبانه همه مردم  را حفظ کنیم.

دوم: ببینید چند تا منشور تا به حال بیرون اومده یکی منشور 6 نفر، و یا به روایتی 5 + یک، که چشمش به بالائی ها، دالان های قدرت، دولت ها، کنوانسیون ها و پروتکل های دولتی و جهانی هست. شما  اگر بند لغو مجازات اعدام را از آن بردارید هیچ نکته مثبتی ندارد.  یکی هم منشوری که بیست تشکل از داخل دادند. تشکل های کارگری، دانشجوئی، بازنشستگان، معلمان و …

و ده ها جریان، حزب، گروه و افراد زیادی در داخل و  خارج کشور هم حمایت کردند، از چپ تا راست. از جبهه ملی تا برخی جمهوریخواهان و ملی گراها، تا خیلی از جریانات چپ و آزادیخواه. این منشور به طور مثال مفهوم “زن زندگی آزادی”، مفهوم “سرنگونی رژیم”، مفهوم نفی استبداد صدو چند ساله و … را باز کرده.

به نظر من این  منشور تشکل های بیست میتواند مبنائی باشد برای اتحاد و همگرایی همه ی جریانات مردمی و گروه هایی که به انقلاب زن زندگی آزادی چشم دوخته اند.

تعدادی از این منشور و همچنین روایت ما از “زن زندگی آزادی” در سر میز ما موجود هست و دوستانی که مایلند می توانند با خود ببرند.

سوم: یا مورد آخر، اینکه تمام جریانات جدی سیاسی باید تعهد بدهند و امضاء کنند که هم قبل از سرنگونی رژیم و هم بعد از آن “آزادی بدون قید و شرط همه ی احزاب و جریان ها و فعالیت آزادانه مردم و حق تشکل برای همه مردم” را به رسمیت بشناسند، تا احزاب مختلف سیاسی آزادانه بتوانند برنامه های خود را به مردم معرفی کنند و مردم هم آزادانه بتوانند متشکل شوند و به حزبی که خواستند بپیوندند.

باید جریانات مدرن و متمدن و امروزی از چپ و راست را به این تعهد پایبند کرد.

پس اگر خلاصه کنم یکی متحد کردن مردم حول خواسته های بالا در بند اول، یکی اتحاد حول منشور بیست جریان داخل، و یکی هم به رسمیت شناسی آزادی بدون قید و شرط همه جریانات از راست تا چپ.

این سه مورد  می تواند اولین و یا پیش  شرط های چگونگی قرار گرفتن احزاب و جریانات در کنار هم باشد.

اما آیا این خواست ها یا حتی  همین 12 بند  منشور بیست گروه داخل را اگر  بخواهیم پیاده و اجرا کنیم در نظام سرمایه داری که مبنایش پول و سود و استثمار هست عملیست؟ ما بدین باوریم که خیر، تنها و تنها در یک نظام سوسیالیستی هست که میشه یه کشوری به ویژه مثل ایران را به رفاه و خوشبختی رساند!

ولی همزمان باور داریم که برای رسیدن به آن  در  همین نظام هم می شود و باید جریانات مردمی را حول موارد بالا متحد و متشکل کرد و به سمت آن گام برداشت.

زن زندگی آزادی!

با تشکر

بابک یزدی

لینک سخنرانی در یوتیوب

اینرا هم بخوانید

تأمین اقتصادی برای مردم باعث ظهور یزید می گردد! مهران محبی

تیتر انتخاب شده این نوشته نقل به مضمون صحبت اخیر علم الهدا از مؤسسین دانشگاه …