نامه ای سرگشاده به ایرج مصداقی

ایرج جان

مصاحبه ات با سعید بهبهانی (تلویزیون میهن) در 22 فوریه در دفاع از رضا پهلوی و طرفدارانش را دیدم و برای اولین دفعه به این نتیجه رسیدم که مخالفت و کینه شما با مجاهدین چنان عمده شده که جنایات و چماقداری شاه اللهی ها هم را به گونه ای توجیه می کنی! و بسیار متاسف شدم.

از اینرو مواردی از نقد و اختلافات خودم را با شما اینجا می آورم

اول اینکه در تظاهرات علنی و بیرونی که رسما فراخوان داده می شود، هرکسی حق دارد شرکت کند از جمله مجاهدین. ما هم با بیشتر فراخوان دهندگان در تورنتو بروکسل و … اختلاف داریم ولی در بیشتر این تظاهرات ها با بنر و شعار خود شرکت می کنیم. و طوری هم هماهنگ می کنیم که هیچ مورد اختلاف و درگیری پیش نیاید.

اینکه خانم علینژاد و یا دیگر فراخوان دهندگان نظرشون در مورد مجاهدین چی هست هیچ حقی از مجاهدین برای شرکت در این تظاهرات ها نمی گیره .

دوم این که آزادی بیان یعنی این که هر کسی حق دارد هر بنر و پرچمی را به تشخیص خودش حمل کند و هیچ کس حق برخورد فیزیکی را ندارد. چه چماقداران شاه اللهی و چه حزب اللهی.

در برنامه بروکسل یه عده آن هم تحت نام سکوریتی و برگزار کنندگان امنیت! بنر مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر را فیزیکی از یکی (حس حبیبی) میگیرند و این محکوم هست. حتی اگر آن فرد را کتک هم نمی زدند باز هم محکوم بود.

ما تا کنون در خارج کشور این شعار را نداده ایم و از اول هم مطرح کرده بودیم که نباید اپوزیسیون اپوزیسیون شد و در خارج کشور علیه مسیح و یا مجاهد و یا پهلوی شعار داد. چون اتحاد مردم سرنگونی طلب علیه رژیم را بر هم می زند. هنوز هم این شعار را نمی دهیم ولی این حق را برای هر فرد و جریانی به رسمیت شناخته و می شناسیم. خیلی ها هم در داخل ایران این شعار ها را داده و می دهند. البته نفس شعار به نظر من شعار خوبی هست که هیچ نوع ستمگری را نمی پذیرد، چه از نوع شاهش و چه از نوع ستمگرش را، ولی حتی اگر هم این شعار اشتباه باشد، نباید و نمی شود با حمل کننده شعار برخورد فیزیکی کرد! نقد آن یک بحث هست و حق حمل آن هم یک بحث دیگر.

مورد دیگر شما مرتب از رضا پهلوی تعریف کرده و “شاهزاده”، ” شاهزاده” می کنی. چی شده که برای شما فرزند مذکر یک پادشاه دیکتاتور بودن امتیاز شده است.

تفاوت خانزاده، شاهزاده، امام زاده، آیت الله زاده و هر آقازاده دیگه در چیست؟ تنها امتیازی که رضا پهلوی ظاهرا با بقیه دارد این هست که ایشون ادعای “حقوق بشر و دموکراسی و آزادی احزاب” را دارد. خوب این ادعا ها که خمینی هم قبل از به قدرت رسیدن خیلی بیشتر از رضا پهلوی داشت. خمینی قبل از به قدرت رسیدن می گفت “لیکن کمونیست ها هم آزادند و ..” و دیدیم چه قتل عامی از آنها راه انداخت! ولی آقای رضا پهلوی پس از 44 سال زندگی در غرب هنوز میگه کمونیستها زمان پدرش وز وز می کردند و رسما هم اون شعار” مرگ بر سه فاسد، ملا چپی مجاهد” را که همسرش پست کرده بود را لایک می کند و یعنی هنوز هیچ کاره نشده حکم مرگ هزاران مجاهد و کمونیست را صادر کرده است! حالا این پادشاه شما اگر بتواند به قدرت برسد چه ها کند معلوم نیست؟

در قسمتی هم از دوستی و دوستان خاله خرسه رضا پهلوی گلایه می کنی که چرا رضا پهلوی این ها را از خود جدا نمی کند و یا خودش را از آنها جدا نمی کند؟ از دوستداران سر شکنجه گر سابق (پرویز ثابتی) تا چماقداران و شاه اللهی ها که همه طرفداران صدیق شازده هستند و… ایرج جان شما هم زیاد برای شازده دلسوزی نکن و به قول خودت از خجالت زیر میز نرو! رضا پهلوی در این دو هفته صد ها طرفداری که بینابینی بودند را به خاطر همین ها و محکوم نکردن همین دوستان و همین چماقداران شاه اللهی از دست داد. جامعه هم دارد پلاریزه و قطبی می شود و تکلیف خود را بیشتر روشن می کند. شما هم کاسه از آش دلسوز تر برای رضا پهلوی نباشی به نفع خودت هست عزیز.

در ضمن رضا پهلوی تا کنون یک بار هم تا به حال زندان و شکنجه و اعدام دوران پهلوی ها و جنایات ساواک را محکوم نکرده است. فقط گفته “اشتباهاتی بوده”. ممکن است جنایت ها را به اشتباهاتی تقلیل دادن برای شما کافی باشد ولی برای دادخواهان دوران پهلوی ها خیر! از نظر ما زندان و شکنجه و اعدام خوب نداریم نه مال شاه و نه مال خمینی و نه مال استالین. البته هم شاه اللهی ها و هم حزب اللهی ها دو تا را محکوم کرده و یکی را توجیه می کنند!

مورد دیگه توهین های مرتب شما به کمونیست ها (علی العموم) هست، که عملا در خدمت نظام های ضد کمونیستی و سرمایه داری و صد البته که شاه اللهی ها هم کیفور می شوند. رژیم اسلامی را خودت تحقیق کن! و هر وقت هم که یکی از شما پرسیده منظورت از کمونیست ها چیست فوری توده ای و اکثریتی را مثال می زدی. در صورتی که جهان کنونی خیلی از دستاوردهای آزادیخواهانه اش را بدهکار کمونیستها بوده و هست. کمونیست فقط توده و اکثریت در ایران، و یا چین و شوروی و پول پوت و کره در جهان نبوده اند. شاه جزنی ها و حمید اشرف ها و حسین فاطمی ها و پدرش ارانی ها و خمینی هم سلطانپور ها و هزاران کمونیست دیگر را کشته اند. کمونیست کشی هم فقط کار شاه و خمینی و سوکارنو و ضیا ءالحق و بیشتر دیکتاتور های جهان سوم نبوده، جمهوری اسلامی هم اگر جنایتکار هست به خاطر قتل عام مجاهدین و کمونیست هاست که راست ها و رضا پهلوی هم ظاهرا این جنایات را محکوم می کنند ولی از طرفی هم ناراحتند که شاه چرا آن ها را قتل عام نکرد؟! شما هم متاسفانه ناآگاهانه در خدمت اونها قرار گرفته ای! وگرنه توده و اکثریت عمر تاریخی شان به سر آمده؟

جهت یادآوری شما یک قلم بیش از یک میلیون کمونیست را در کمتر از یک سال 1965 تا 1966 در اندونزی به دست دولت سوکارنو قتل عام شدند! همان زمانی که شاه کمونیستهای ظفار را قتل عام می کرد و آمریکا در ویتنام و … دهه ها جنبش های آزادی خواهانه جهان با کمونیست تداعی میشد. بنابراین کمونیست ستیزی را پیشنهاد می کنم به همان شاه پرستان و ساواکی ها و شاه اللهی فرش گردی ها که به تازگی به ایران نوین کوچیده اند، و البته از همه مهمتر رژیم اسلامی و طرفدارانش واگذار کنی به نفع خودت هست. در آمریکا هم البته ما به قدر کافی طرفداران ترامپ را داریم.

مورد دیگه اعتراض به جلسات سروش هست که شما محکوم کرده ای. شما حتی همین دموکراسی نیم بند دولت های غربی را هم دیگه قبول نداری!؟ همون اندازه که امثال سروش و گنجی و خلخالی و خاتمی و … را دولت های غربی اجازه ورود و سخنرانی می دهند، به ما هم حق می دهند برویم اعتراض سازماندهی کنیم. دموکراسی غربی این حق را به ما می دهد و شما گویا این حق ما را به رسمیت نمی شناسی؟ حتما اعتراض به کنفرانس برلین را هم محکوم میکنی؟ من یکی از سازماندهندگان اعتراض به حضور سروش، گنجی، و دیگر دو خردادی های رژیمی در تورنتو بودم و باز هم ده بار به تورنتو بیایند این کار را خواهم کرد. نه چوبی و نه چماقی در کار بوده. نه به کسی زور گفته ایم. از حق اعتراض خود استفاده کرده و افشاگری کرده ایم. در بیرون ما اعتراض سازمان داده و شعار و سخنرانی و افشاگری می کردیم و در داخل هم می رفتیم اگر موفق می شدیم و یا وقت می دادند و یا به زور وقت می گرفتیم حرف خودمان و افشاگری خودمان را می کردیم. یک مورد محسن ابراهیمی اتفاقا در نوبتش چند دقیقه برای جمعیتی که برای به قول شما سخنرانی سروش آمده بودند در دانشگاه تورنتو صحبت کرد و اکثریت همان جمعیت برای ما و محسن ابراهیمی کف زدند! ما بدین باوریم که امثال حمید نوری، خاتمی، سروش و … قبل از سخنرانی باید در دادگاه های صالحه پاسخگو باشند. وقتی هم که میریم و افشاگری می کنیم اگر جواب نداشتند و جلسه شون به هم خورد هم، ما نگران دموکراسی این ها نخو.اهیم شد. این ها در داخل می کشند و یا توجیه کشتن می کنند و در خارج هم می خواهند این جنایات رژیم را تئوریزه کرده و به این شکل درس دموکراسی به ما میدهند! در ضمن جهت اطلاع شما هیچ توده ای و اکثریتی هم به این سخنرانی ها اعتراضی نداشته، بلکه در کنار اصلاح طلبان به ما اعتراض داشتند! این را گوشزد کردم که دوباره به این بهانه کمونیست ستیزی نکرده و کمونیست ها را تخریب نکنی!

در مورد تجزیه طلبی و تجزیه طلبان هم شما به نظر من با ادبیات سلطنت طلب ها بحث می کنی. ما بدین باوریم که فردای سرنگونی رژیم اسلامی اگر مردم کردستان خواستند جدا شوند (هرچند ما موافق نیستیم) ولی مانند رژیم های شاه و خمینی با اسلحه به سراغ آنها نخواهیم رفت. بلکه مانند مردم کبک در کانادا حق جدائی را اگر بیش از 50 درصد از مردم کردستان رای دادند به رسمیت می شناسیم.

در مورد داخل و چپ و آلترناتیو: شما گویا دنبال رضا پهلوی هستی و آلترناتیو خود را انتخاب کرده ای ولی ما فکر می کنیم آلترناتیو می تواند همان منشوری باشد که بیست گروه داخل دادند و ده ها جریان کوچک و بزرگ هم در خارج از آن حمایت کردند و تلویزیون های مین استریم هم بالاجبار آن را پوشش دادند و ده ها مصاحبه با فعالین این عرصه داشتند. خود حامد هم که مدتهاست در تدارک منشوری هست، مدعیست که حمایت کنندگان منشورش باید بیشتر از داخل باشند وگرنه شکست می خورد. این را با دقت هرچه تمامتر می گویم چون بارها رو به بیرون گفته و در ضمن من هم یکی از آن بیست نفر اولیه هستم که حامد برای نشست اولیه منشورش دعوت کرده بود، و از اینرو تا حدودی در جریان هستم.

ایرج جان

این نکته را نیز چون به خود حامد هم گفته ام به شما هم میگم. به نظر من این حامد بود که توانست 50 هزار نفر در تورنتو و 80 هزار نفر را در برلین جمع کند. آن هم نه به خاطر حامد بلکه به خاطر دادخواهی. رضا پهلوی نه در تورنتو نه در برلین هزار نفر هم و نمی توانست و نمی تواند جمع کند. حامد متاسفانه سرمایه اش را ریخت در کیسه پهلوی و نه برعکس. خوشنامی حامد به رضا پهلوی کردیت داد و نه برعکس.

در پایان این متنی هست که من برای یکی از دوستان سلطنت طلب فرستادم، برای شما هم می فرستم تا فکر نکنی من از مجاهد دفاع می کنم. بک گراند من را شما بهتر از خیلی ها می دانی! همچنین نقد و نوشته های من به مجاهد هم می دونی کم نیستند. از همه مهمتر اینکه انقلاب ما برای زن زندگی آزادی هست و رهبران مجاهد هنوز اولین پله آن را درک نکرده اند. بالچک، خود محور بینی،اتهام های هر کی با آنها نیست با رژیم هست، غیر شفاف بودن، چشم و امید به امثال جان بولتن و مایک هریس و… نمی شود با انقلاب زن زندگی آزادی هماهنگ شد.

سلامتی ات را آرزومندم

بابک یزدی

22 فوریه 2023


…. جان
میدونی که من همانقدر که با سلطنت و رضا پهلوی مخالفم با مجاهدین و رجوی هم مخالفم. شانس هر کدومشون را هم بیش از 5 تا ده درصد در فردای سرنگونی وشرایط آزاد ایران نمی بینم.

رضا پهلوی به فرض که تقلبی و دروغی در کار نبوده، 450 هزار نفر به او وکالت داده اند که میشه دقیقا نیم درصد از جمعیت ایران. چرا باید بیشتر به او بها داد؟

این حرکات چماقداری و شعبون بی مخی طرفداران شازده در لندن، کلن، مالمو و بروکسل و … درست مانند حرکات چماقداری 44 سال حزب اللهی ها و چماقداران طرفداران رژیم هست.

ما امیدمان اون بیست گروه داخل هست که علیرغم همه ی فشارها و خطرات، منشور به این مدرنی و مترقی را دادند که همه ی دنیا را تحت تاثیر قرار داد. و حتی تلویزیون های مین استریم را هم مجبور کرد در این مورد ده ها مصاحبه کنند. و تا به حال بیشترین حمایت و ساپورت احزاب و جریانات خارج کشوری را هم همراه داشته است.

اینرا هم بخوانید

تأمین اقتصادی برای مردم باعث ظهور یزید می گردد! مهران محبی

تیتر انتخاب شده این نوشته نقل به مضمون صحبت اخیر علم الهدا از مؤسسین دانشگاه …