نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم

دوست عزیزم مصطفی یونسی در سایت “آزادی بیان” مطلبی را تحت عنوان “می‌بخشیم ولی فراموش نمی‌کنیم” منتشر کرده که من را بر آن داشت تا مطلب پیش رو را بنویسم. من با محتوای مطلب فوق موافقم؛ گرچه تیتر آن با محتوایش مغایرت دارد. اما همزمان بدین باورم که این شعار را نباید در مقطع کنونی مطرح کرد. چرا که هر شعار و مطالبه ای زمان و دوره خودش را دارد.

حداقل بیش از سه دهه است که در جنبش دادخواهی و در میان خانواده‌های جانباختگان این بحث، آیکون و شعار به درستی مطرح بوده و جا افتاده است که “نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم”. حدود ۲۵ سال پیش در “سازمان دفاع از زندانیان سیاسی” و بعدتر در “کانون خاوران” و حتی کمیته‌های یادمان در تورنتو، مونترال و بعضا ونکوور نیز این شعار را لوگوی محوری خود کرده ایم و بر سر در اکثر فراخوان‌ها، اطلاعیه‌ها، فلایرها و شعارهایمان شعار “نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم” حک شده است. در دیگر جنبش‌های دادخواهی از “مادران خاوران”، تا “مادران پارک لاله” تا “دادخواهان قتل عام ۶۷” و جنایات دهه شصت و اخیرا “دادخواهان هواپیمای ۷۵۲” و آبان و اصفهان و خوزستان هم به نوعی این شعار را از آن خود کرده اند.

تاریخچه کوتاهی از شعار “می‌بخشیم اما فراموش نمی‌کنیم”

سالها پیش، در اوایل شکست دو خرداد و زمانی که طیفی از دو خردادی‌ها که خود بخشی از سیستم سرکوب و زندان و شکنجه بودند، زمانی که از رژیم رانده و به خارج کشور پناه آوردند این بحث را زیرکانه و موذیانه در اپوزیسیون راه انداخته و مطرح کردند که “ما خشونت ستیز هستیم”! “باید بطور مسالمت آمیز حرکت کنیم” “انقلاب نمی‌خواهیم”! “به دنبال جنبش مدنی هستیم”. “خشونت پرهیز باشیم” و … مطرح می‌کردند که “نلسون ماندلا هم شکنجه گران خود را بخشید. ما هم باید از او سرمشق بگیریم و فراموش نکنیم ولی ببخشیم”.

بسیاری از دادخواهان و از جمله ما در همان زمان تلاش کردیم این ترفند دو خردادی‌های رانده شده از حکومت را خنثی کرده و تا حدودی هم موفق شدیم. بحث ما این بود که اولا نلسون ماندلا خود قربانی نظام آپارتاید بود و بیش از ۲۷ سال در زندان آنها! اما شماها خود بخشی از سیستم سرکوب بوده اید، نه قربانی آن. در ثانی و از این مهمتر ماندلا پس از سرنگونی رژیم و زمانی که خود در قدرت بود بحث بخشش را مطرح کرد و نه قبل از آن. از همه مهمتر شما کی هستید که ببخشید و یا فراموش کنید؟! حتی خانواده‌های جانباختگان هم پس از سرنگونی نباید قاضی قضاوت در این پرونده‌ها باشند. بحث ما این است که در یک سیستم عادلانه بحث قصاص و انتقام نباید در میان باشد، بلکه سیستم عادلانه محاکمه عادلانه می‌طلبد. پس از سرنگونی رژیم اسلامی این دادگاه‌های برخاسته از انقلاب هستند که سران و جنایتکاران رژیم را که دستشان به خون فرزندان مردم آغشته هست را باید محاکمه کرده و طبیعتا این جانیان نیز باید حق داشتن وکیل را عادلانه داشته باشند. دادگاه‌ها و محاکمات نیز علنی باشند و باید در سطح بین المللی قابل تعقیب و پاسخگو باشند. ما گفته ایم که اکیدا با مجازات اعدام مخالفیم. قصاص و انتقام نداریم. حتی به نظر من حبس ابد هم نباید داشه باشیم. متهمین اگر به جنايات خود و رژیم اسلامی اعتراف کردند و محل اختفای جنایاتشان (بطور مثال محل دفن خیلی از عزیزان و شکنجه گاه های مخفی و … که هنوز هم معلوم نیست) را نشان دادند و … ممکن است مورد لطف دادگاه قرار گرفته و تخفیفی در مجازات و احکامشان در نظر گرفته شود. اما و در هر صورت دادگاه ها و احکام باید کاملا علنی، عادلانه و منصفانه باشد.

البته که قدرت سیاسی و حاکمیت مهم هست و باید به محض استقرار نظام بعدی جلوی عملکردهای خودسرانه و خشونت آمیز گرفته شود وگرنه برخی از داغدیدگان و خانواده‌های قربانیان و حتی برخی از مردمی که در این چهل سال زندگی شان تباه شده است، ممکن است در فردای سرنگونی رژیم به هر تیر چراغ برقی یک آخوند و یا پاسداری آویزان کنند.

همانطورکه جنبش علیه اعدام پس از سالها تلاش و مبارزه به ویژه تلاش‌های مخالفین اعدام از جمله منصور حکمت، مینا احدی و کمیته علیه اعدام به اینجا رسیده است که بیش از ۹۰ درصد جریانات اپوزیسیون و مخالف رژیم در حال حاضر مخالف اعدام هستند. جنبش دادخواهی هم باید به جائی برسد که نه می‌بخشد و نه فراموش می‌کند. و البته و نه اعدام می‌کند، نه قصاصی در کار است و نه انتقام می‌گیرد.

ایراد اصلی «می‌بخشیم ولی فراموش نمی‌کنیم» این است که به سران و جنایتکاران رژیم و کسانی که دستشان به خون مردم آغشته هست چک سفیدی تقدیم می‌کند. بهرحال بر این واقفم که در خصوص مسئله سران جنایتکار رژیم و جنایاتشان سئوالات زیادی مطرح است. ما جواب سئوالات پیش رو را همین حالا می دهیم و سئوالات مربوط به آن زمان را هم، آن زمان می‌دهیم. بنابراین حداقل تا سرنگونی کامل رژیم اسلامی در مورد جنایتکاران و سران این رژیم و هر کس که دستش به خون مردم آغشته هست “نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم”.

۳۱ ژانویه ۲۰۲۲

اینرا هم بخوانید

پدر مهسا و شعله ور تر کردن انقلاب – بابک یزدی

مندرج در ژورنال شماره ۴۹۹ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده …