نوروز، مراسم های نوروزی، و چپ حاشیه ای

سالهاست که در خارج  کشور و به ویژه تورنتو  مراسم های نوروزی، از قبیل، بازار نوروزی، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و …برگزار می شود. هر سال هم این مراسم ها شلوغ تر و پر رونق تر و پر زرق و برق تر می شود. البته به غیر از دو سال اخیر به دلیل کوید و شیوع کرونا. خود ما در اکثر این سال ها از طرف  فدراسیون پناهندگان ایرانی نیز جشن هایی برپا می کردیم و امسال نیز دوباره خیلی محدود و کوچک گرفته ایم.

مراسم های سیزده بدر در تورنتو سالها در پارک لزلی برگزار می شد و در ساعات اولیه به قدری شلوغ می شد که تقریبا قبل از ظهر پلیس راه ورودی پارک را می بست و ما شاهد آن بودیم که از خیابان اگلینتون تا 401  (یعنی بیش از 6 کیلومتر) موقع رفتن ایرانی ها به پارک لزلی برای سیزده بدر ترافیک و راه بندان می شد. این مراسم بعد ها همراه چهارشنبه سوری به میدان مل لستمن منتقل شد. و ایرانیان این ترافیک را به خیابان یانگ هم رساندند! اخیرا هم سیزده بدر و هم چهارشنبه سوری در مکان های مختلفی در اطراف تورنتو برگزار می شود و ده ها هزار نفر هم شرکت میکنند.

بازار های نوروزی نیز یکی دیگر از مراسم هایی هست که در سه دهه ی گذشته حداقل در تورنتو و اطراف آن هر سال محل بازدید ده ها هزار ایرانی ساکن تورنتو و اطراف بوده است. این مراسم قبلا  در یکی دو محل بود و کمتر از سه روز، ولی اخیرا برای یک هفته و بیشتر،  و تعداد آن نیز به بیش از تعداد  انگشتان یک دست رسیده و تقریبا تمام روز هم باز هستند.

 در  این بازار ها بیزینس ها و صاحبان مشاغل از کوچک و بزرگ به نسبت توان مالی شان غرفه ای و یا غرفه هایی کرایه کرده و به تبلیغ کسب و کار خود می پردازند و  بازدیدکنندگان نیز در این بازار ها از تهیه آجیل و شیرینی و هفت سین و سبزه نوروزی برای خود، و همچنین با بازدید از غرفه ها با برخی از صاحبان کسب و کار ایرانی در شهر و با برخی از فروشندگان فرش و خانه و ماشین و بیمه و جواهرآلات تا شیرینی و کتاب و آجیل و … آشنا می شوند.  همزمان موسیقی زنده، مسابقات رقص (عملا کنسرت مجانی)، انواع ورزش های رزمی و غیر رزمی، رقص زومبا و… را به صورت زنده و رایگان تماشا خواهند کرد و برخی نیز فرزندانشان را در این کلاس ها ثبت نام می کنند.

موسسین و برپا کنندگان بازار ها نیز از تیپ های مختلف و متفاوتی هستند. برخی از بیزینس های بزرگ و معروف، و بخشا چهره هایی حد اقل برای من نا آشنا.  موردی که من در بیست سال گذشته با آن کار می کنم از افراد مورد احترام و اعتماد جامعه، به ویژه چهره های هنری و مردمی شهر می باشند.

چپ ایدئولوژیک و حاشیه ای، هر کجا که خودش نیست، و یا نمی تواند حضور جدی داشته باشد، یا بلد نیست و یا تحویلش نمیگیرند، فورا آن را غلفتی در جیب جمهوری اسلامی می ریزد. دهها هزار نفر از مردمی که برای شادی و رقص و آجیل و شیرینی و مراسم های سنتی و دیرینه خود به این بازار ها سر می زنند و یا در چهارشنبه سوری و سیزده به در شرکت می کنند را بدون دلیل و مدرک به رژیم ربط می دهد. و یا حد اقل از خود دور می کند و به راست و جنبش ناسیونالیستی پاس می دهد. به باور من شرکت کنندگان این مراسم و بیشتر این ده ها هزار نفر از مردم عادی جامعه هستند که زندگی شان را می کنند، ولی اکثرا مخالف رژیم اسلامی هستند و به دلیل همین محدودیت ها، یا آینده بهتری برای فرزندان و خانواده شان به اینجا آمده اند. برخی همچنین به دلیل اذیت و آزار  و مزاحمت های رژیم، خانه و کاشانه خود را رها کرده و به قول خودشان به دیار غربت رانده شده و در بلاد غربت  سکنی گزیده اند.  بخش زیادی  از این رانده شده ها  رانده شدنشان علاوه بر سیستم حاکم و مشکلات سیاسی،  همین شادی ستیزی، موسیقی ستیزی و رقص و آواز ستیزی  و از همه مهم تر زن ستیزی رژیم  در ایران است. رژیمی که نیمی از انسان ها  را انسان به حساب نمی آورد. رژیم عقب مانده و ارتجاعی ای که مردم و به ویژه زنان  را از این برنامه ها و مراسم ها محروم کرده. بخش زیادی از این مردم به دلایل بالا از ایران مهاجرت کرده و یا پناهنده شده اند.  بخش اعظم آنها  با هزار بدبختی و قرض و آوارگی و فراهم کردن  امکانات مالی و … توانسته اند از کشور خارج شوند و میلیون ها نفر هم نتوانسته اند. البته  ما شاهداین هم بوده ایم که مردم در داخل کشور هم سعی کرده اند  خیلی از مراسم ها را به رقص و آواز و شادی تبدیل کرده و حتی مراسم های عزاداری و عاشورای رژیم را نیز  به حسین پارتی مبدل کنند.

متاسفانه بخشی از  چپ ما هنوز سکت، مذهبی، ضد شادی و ضد رقص و آواز هست و از کمونیسم و مارکس و کارگر  برداشت های عقب مانده، استالینی، و پولپوتی را حمل می کند که ربطی به مارکس و ایده هایش ندارد. تحلیل و برداشت های این چپ در این مورد هم تا حدودی بی شباهت به فرهنگ مذهبی و حاکم در جامعه نیست.  به طور مثال غرفه دارانی مانند آجیل فروش، سبزی فروش، شیرینی فروش، کتابفروش و باشگاه های ورزشی و … را سرمایه دار و استثمارگر می داند. از طرفی چون تعداد زیادی از مردم در این برنامه ها شرکت می کنند آنها را نیز لشکریان و طرفداران رژیم و خمینی و سلیمانی می خواند. با اینکه نجات واقعی این مردم تنها به دست چپ ها و سوسیالیست های واقعی هست. و چپ های واقعی هستند که می توانند  و باید همه ی این مردم را نیز آزاد و رها سازند. اما این چپ حاشیه ای با اینگونه اتهام ها به این مردم، آنها را به راحتی از خود بیشتر دور خواهد کرد. چپ هپروتی با  اینگونه برخورد و ادبیات و تبلیغات حتی می تواند برخی این افراد را به دامان ناسیونالیست ها و جنبش ناسیونالیستی سوق دهد.

این چپ لوناتیک برگزار  کنندگان این بازار ها را هم،  همه را  رسما و غلفتی صراف، پولشو و کلاهبردار می داند!

به تعبیر این چپ و با حساب آنها رژیم کل خارج کشور را در دست دارد و قدر قدرت و شکست ناپذیر هست. از طرفی بازار نوروزی برپا می کند! از طرفی هزاران نفر از طرفداران خود را به این بازار ها می کشاند و خلاصه همه چیز در دست رژیم هست. این چپ حداقل در کانادا تورنتوی سرخ ، پلازای ایرانیان سنگر مخالفین رژیم و میدان مل لست من،  و در ونکوور آرت گالری را  ندیده و درک نکرده است. عاشورای رژیم راکه چپ های واقعی بر سر رژیم ومزدورانش خراب کردند را نمی تواند درک و تجزیه و تحلیل کند. تظاهرات های چند هزار نفره ی مخالفین رژیم در تورنتو و فریاد های مرگ بر و سرنگون باد  رژیم اسلامی آنها را نادیده می انگارد. اینکه قتل عام 67 در هر سه پارلمان کانادا در یک روز مشخص در نتیجه فعالیت مخالفین رژیم به عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت شناخته شده را درک نمی کند. با اینکه خود هم بخشا در این اعتراضات شرکت داشته، اینکه دهم سپتامبر  در کانادا به عنوان روز زندانیان سیاسی در ایران به رسمیت شناخته شده را متوجه نیست.

من در بیست سال گذشته  و اکثر سالها  در یکی از این بازار ها  برای کار خود (فروش، تعمیر و تدریس کامپیوتر) غرفه ای را کرایه می کردم. امسال هم به شکل سابق یک هفته تمام و  روزانه ده ساعت در بازار نوروزی بودم. در این یک هفته من با هزاران نفر ملاقات و برخورد داشتم، منی که بیشتر امور را به سیاست ربط می دهم و  سعی می کنم پای رژیم را هرکجا به میان آورده و مقصر بدانم.  جالب اینکه در این یک هفته حتی با یک نفر از طرفداران رژیم در این بازا روبرو  نشدم. شاید از هر هزار  نفر کمتر از انگشتان یک دست ما روسری به سر ( حجاب یواش) بازدید کننده داشتیم که لزوما آنها هم طرفدار رژیم نبودند.

چپی که شادی و خوشی و رقص و موسیقی مردم را دو دستی و غلفتی به رژیم ربط می دهد متوجه نیست که چه خدمت بزرگی به رژیم می کند.

گیریم برخی از برگزار کنندگان این بازار ها مشکوک و یا پول شو و حتی از عوامل رژیم هم باشند، که ممکن است چنین هم باشد. وظیفه ی انسان های آزادیخواه و برابری طلب  و همه ی مخالفین رژیم افشای این هاست. البته با ذکر ادله و مدرک. (نه علی العموم با حدسیات و تحلیل های آبکی همراه با  توهین و اتهام که “گفته اند”، و “شنیده ایم” و “شایعه هست”). ما باید  این نوع بازار ها را نه تنها  تحریم، که در سطح  اجتماعی بایکوت و منزوی شان هم بکنیم.  ولی نه اینکه کلا شادی و خوشی و نوروز توده های مردم را بخواهیم از آنها بگیریم. چپ هپروتی ما با یک فتوا غرفه داران را خورده بورژوا و برپا کنندگان غرفه ها  را بورژوا نامیده و تا روز انقلاب سوسیالیستی ( آن هم در کانادا) این شغل ها را نجس شمرده و اولی را ممنوع و دومی را حرام می داند!این چپ احتمالا همه ی ایرانیان ساکن کانادا  را به کارگر شهرداری و یا ساختمانی  شدن تشویق می کند،  که البته در کانادا این شغل ها هم خیلی مهم، و درآمدشان هم خوب و  احتمالا بیشتر از برخی  از این غرفه داران می باشد!

البته باید اذعان کنم که  در این چند روز حداقل در بازار نوروزی که ما مستقر بودیم ده ها انسان چپ و سوسیالیست و آزادیخواه هم به این محل آمدند و خرید کردند و موسیقی گوش دادند و رقصیدند و شادی کردند و با ما هم خوش و بش.  ولی متاسفانه و از طرف دیگر چپی هم داریم که روز به روز منزوی تر، منفرد تر، ایدئولوژیک تر و مذهبی تر  و لوناتیک تر می شود و از همه کس و همه چیز هم طلبکار !. چپی که  همه کس و همه چیز غیر از خودش را به رژیم ربط می دهد.

به امید اینکه روزی چپ های منزوی، سکت، بی تاثیر و بی عمل هم کمی اجتماعی  شده و  در شادی و خوشی و نوروز و چهارشنبه سوری و دیگر شادی های مردم نیز دخیل و درگیر  و همراه آنها شوند.

در پایان برای لذت و شادی شما عزیزان چند لینک از بازاری که ما بودیم و اشاره شد را به عنوان عیدی تقدیم می کنم.

بهاران خجسته باد.

سال نو مبارک.

 به امید بهار آزادی واقعی و هر چه زودتر برای همه ی مردم ایران.

***

آواز نلی و هنرنمائی جعفر نشاط (حاجی فیروز) در بازار نوروزی

هنرنمائی میلاد جی (جلائیان) در بازار نوروزی تورنتو

کلیپ یک

کلیپ دو

کلیپ 3

شرکت کنندگان در مسابقه رقص بازار نوروزی در تورنتو

هنرنمائی پنج نفر اول مسابقه رقص در بازار نوروزی

دو نفر اول یاسمین و فاطیما در مسابقه رقص بازار نوروزی

اینرا هم بخوانید

پدر مهسا و شعله ور تر کردن انقلاب – بابک یزدی

مندرج در ژورنال شماره ۴۹۹ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده …