از اقتدار تا احتضار

نگاهی به زمینه ها و پیامدهای قتل بکتاش آبتین
این نوشته برمبنای مصاحبه با کانال جدید تدوین شده است


خلیل کیوان: مرگ بکتاش آبتین نویسنده و شاعر و فیلم ساز مبارز راه آزادی با واکنشهای گسترده و اعتراضهای وسیع روبرو شده و با واژه هایی همچون قتل عمد با کرونا، ادامه قتلهای زنجیره ای و کشتار خاموش زندانیان سیاسی توصیف شده است. در این مورد با حمید تقوایی گفتگو میکنیم.
حمید تقوایی در واکنش به قتل بکتاش آبتین همه جا صحبت از این است که این یک قتل عمد در ادامه قتلهای زنجیره ای بود. شما چطور به این واقعه تلخ نگاه میکنید؟


حمید تقوایی: بنظر من اعتراض به این جنایت محل تلاقی روندها و اعتراضات و مبارزات مختلفی است که در جامعه ایران جاری است. یک مساله خود فاجعه کرونا است و بخصوص کرونا در زندانها که مدتها مورد اعتراض بوده و فعالین و نهادهای کارگری و خود زندانیان سیاسی مدام این را بعنوان یک خطر گوشزد کرده اند. حکومت نه در جامعه و نه در زندانها به هیچوجه توجهی به این مساله ندارد و کرونا به یک آلت قتاله در زندانها تبدیل شده است. بکتاش دز اثر کرونا و بدست جمهوری اسلامی بقتل رسید.
این یک جنبه است و یک جنبه دیگر برمیگردد به اعتراض روشنفکران آزادیخواه، نویسندگان و هنرمندان و بخصوص کانون نویسندگان به سانسور و اختناق نظری و عقیدتی و فکری در جامعه. اعتراض اساسی بکتاش و هم پرونده هایش از کانون نویسندگان همین بود که در جمهوری اسلامی اجازه و امکان ابراز نظر، عقیده و قلم و آزادی تفکر و غیره وجود ندارد. این مساله اجتماعی مهمی است که اعتراضات وسیع و مداومی را در جامعه باعث شده است و کانون نویسندگان در راس این حرکت قرار دارد.


نکته بعدی نفس زندانی سیاسی است. هر کسی که به سلب و پایمال شدن آزادی ها و تبعیضات و بی حقوقی هایی که در جامعه وجود دارد کوچکترین اعتراضی بکند و خواستار حقوق پایه ای انسانها باشد با پرونده سازی های “امنیتی” حکومت روبرو میشود. بجرم اقدام علیه امنیت ملی و از این نوع پرونده سازی ها میگیرند، زندانی میکنند، و در زندانها به قتل میرسانند. این هم یک جنبه مهم مساله است.
بالاخره شاید مهمتر از همه همین مساله قتلهای زنجیره ای نویسندگان و هنرمندان آزادیخواه است. جمهوری اسلامی فقط با اعدام نمیکشد، با ده ها وسیله دیگر مخالفین خودش را، آزادیخواهان را ترور میکند،. به قتل میرساند و قتلهای زنجیره ای که نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران را هدف قرار داده بود، شاخه ای از این نوع جنایات حکومت است. مرگ بکتاش آبتین در اثر بیماری کرونا در زندان را باید ادامه قتلهای زنجیره ای بحساب آورد.


این نکته را هم باید یادآوری کنم که یکی از باصطلاح جرمهای بکتاش آبتین و هم پرونده هایش این بود که در مراسم بزرگداشت کشته شدگان قتلهای زنجیره ای محمد جعفرپوینده و محمد مختاری شرکت کرده بودند. این یکی از جرمهای آنان بود و اکنون طنز تلخ این است که بکتاش آبتین هم همان سرنوشت را پیدا کرد. در واقع قتلهای زنجیره ای حکومت با کشتن آبتین در زندان ادامه یافت.
برآیند مجموعه این مسائل و مجموع این اعتراضات را شما الان در واکنش نسبت به کشته شدن بکتاش آبتین می بینید که فریادهای اعتراض از هر سو بلند شده و اعتراضات در عرصه هایی که گفتم تعرضی تر شده و گسترش پیدا کرده است.


خلیل کیوان: حکومت محاسبات اشتباه دارد. در بن بست است ولی حماقت پشت حماقت انجام میدهد. این قتل مثل قتل نوید افکاری و خیلی از قتلهای دیگر برای رژیم گران تمام شد. عقل حکم میکند که حکومتها ضرر و زیان های خودشان را در قبال چنین مسائلی حساب کنند. آیا عقل از سر حکام جمهوری اسلامی پریده است؟ چرا اینطور میکنند؟ چرا افکار عمومی را علیه خودشان تحریک میکنند؟


حمید تقوایی: دیکتاتوری هایی مثل جمهوری اسلامی هم “عقل” خودشان و محاسبات خودشان را دارند. مهمترین مساله این حکومتها حفظ خود در قدرت در برابر دریای خشم و نفرت مردم است. میترسند که اگر دست از این جنایتها بردارند جامعه بلند بشود و از هر طرف در محاصره اعتراضات قرار بگیرند و حکومتشان سقوط کند. از طرف دیگر همانطور که اشاره کردید هر عمل جنایتکارانه شان آتش خشم مردم را بیشتر شعله ور میکند و این یک نوع پارادوکس و موقعیت باخت باخت است. امروز جمهوری اسلامی مثل حیوان تیر خورده و وحشی که سه کنج گیر کرده است به همه چیز چنگ میزند. احمقانه ترین جنایت اینها شلیک به هواپیمای مسافربری بود که ببینید چطور گریبانشان را گرفته و به رسوایی جهانی حکومت منجر شده است. بخیال خودشان میخواستند با این جنایت جنون آمیز از شرایط بحرانی آبانماه سال ٩٨ خودشان را نجات دهند. میخواستند صورت مساله را عوض کنند و توجه ها را بجای دیگری معطوف کنند اما این جنایت به کابوس حکومت تبدیل شد.
قتلهای زنجیره ای هم همینطور است، قتل زندانیان هم همینطور است. مشخصا در رابطه با قتل بکتاش آبتین توجه کنید که دز فروردین ماه امسال ۳۳۵ نفر هنرمند و نویسنده در نامه سرگشاده ای به حکومت درباره بیماری کرونا در زندانها هشدار داده بودند و مطرح کرده بودند که جان زندانیان در خطر است و باید زندانیان را آزاد کنید و یا حداقل مرخصی استعلاجی بدهید و مشخصا از ابتلای بکتاش آبتین به بیماری کرونا ابراز نگرانی کرده و هشدار داده بودند. با این حال حکومت دست به این جنایت زد.
به نظر من این حرکت هنرمندان و نویسندگان آزادیخواه در شکل تعرضی تری ادامه پیدا خواهد کرد.
از سوی دیگر اعتراض به قتل بکتاش آبتین میتواند اعتراض به کشتار نویسندگان و هنرمندان، اعتراض به قتلهای زنجیره ای و کشتار زندانیان سیاسی را به یک رگه مهمی از جنبش دادخواهی تبدیل کند.
اینها بنظر من پیامدهایی است که حکومت ناگزیر با آنها روبرو میشود و همانطور که گفتم چاره ای دیگری ندارند. دیکتاتوری ها منطق شان این است که هر چه بیشتر بکشند ظاهرا بیشتر خودتان را در قدرت نگه میدارند در حالی که بنظر من در شرایط امروز جامعه ایران این روند معکوس شده است. هر یک از این جنایتها آتش مبارزه جدیدی را شعله ور میکند.


خلیل کیوان: تقابلی که بین زندانیان و جمهوری اسلامی وجود دارد، و شما به آن اشاره کردید، روز بروز پررنگ تر میشود. بعد از قتل بکتاش آبتین، زندانیان از زندان فشافویه، اوین و رجایی شهر بیانیه داده اند و از نهادهای حقوق بشری و مجامع بین المللی خواستند که ساکت ننشیند اعتراض کنند و مقابل این وحشیگری جمهوری اسلامی بایستند. خود بکتاش سمبل یکی از این زندانیان مبارز بود. امروز هم صدای زندانیان مبارز بلند است. رو در روی جمهوری اسلامی ایستاده اند و بیانیه صادر میکنند. در مورد جایگاه اعتراض از درون زندانها چه نظری دارید؟


حمید تقوایی: این را هم من اضافه کنم که بعد از این جنایت کشتن بکتاش آبتین همبند های او در زندان با شعار مرگ با خامنه ای و مرگ بر جمهوری اسلامی تحصن کردند. میخواهم بگویم تا این حد اعتراض زندانیان رادیکال و تعرضی شده است.
کلا این پدیده خیلی منحصر بفرد و خیلی جالبی در نظام جمهوری اسلامی است که زندان خودش یک مقر و یک پایگاه اعتراض و مبارزه است. مدتهاست اینطور است. کارگران زندانی مدام در رابطه با مسائل مختلف در جنبش کارگری و در دفاع از مبارزات مردم در خارج از زندان بیانیه و اطلاعیه میدهند، با اسم و رسم از درون زندانها مصاحبه میکنند، از درون زندانها حرکتهایی مثل همین تحصن اعتصاب غذا و غیره انجام میدهند، از درون زندانها با چهره ها و شخصیتهایی که در خارج از زندان فعال هستند رابطه برقرار میکنند و اطلاعیه و بیانیه و فراخوان مشترک میدهند و غیره.


میخواهم بگویم زندان برخلاف شرایط معمول در دیکتاتوری ها – مثلا در زمان شاه – که زندان قاعدتا محلی است که صداها را خاموش میکند ، اعتراض را متوقف میکند و اجازه نمیدهد از نظر اجتماعی حرکتی نضج بگیرد، میبینیم امروز در جامعه ایران عکس قضیه صادق است. وقتی فعالی به زندان میافتد میدان تازه ای برای فعالیت پیدا میکند، به همفکران و همرزمانش می پیوندد و صدای اعتراضشان بلندتر میشود. اعتراض نه فقط به وضعیت خودش و زندانیان سیاسی بلکه نسبت به مساءل اجتماعی و مساءل سیاسی و اقتصادی که در جامعه حولش مبارزه جریان دارد. اکنون بعد از قتل بکتاش آبتین مساله آزادی زندانیان سیاسی، فاجعه کرونا در زندانها و قتلهای خاموش، نیز بالقوه شرایطی ایجاد میکند که میتواند و این قابلیت را دارد که به یک عرصه مهم اعتراض زندانیان تبدیل شود و ادامه پیدا کند.


خلیل کیوان: در ایران جنبشهای اعتراضی گسترده ای در جریان است. جنبش دادخواهی که در سالهای گذشته گامهای بلندی بجلو برداشته و دادگاه هایی برگزار شده یکی از این جنبشهاست که ابعادی بین المللی نیز یافته است. این جنایت بر متن شرایط امروز جامعه و در رابطه با این جنبش های اعتراضی و جنبش دادخواهی چه تاثیری دارد و چطوری با هم مرتبط میشود؟


حمید تقوایی: همانطور که قبلا اشاره کردم این یک عرصه جدیدی در اعتراض به جنایتهای جمهوری اسلامی باز میکند. ببینید اتفاقاتی که در همین یکی دو سال اخیر بعد از ۹۸ رخ داد – مثل قضیه شلیک به هواپیما و یا مساله کشتارهای آبانماه که به فعال شدن مادران آبان و حرکت مادران آبان شکل داد- به جنبش دادخواهی که مدتهاست، از دهه شصت، مطرح است نیروی جدید و مومنتوم جدیدی داد.
کشتن بکتاش آبتین هم عرصه جدیدی را باز میکند. من مطمئن هستم که امروز خانواده بکتاش و همینطور خانواده های زندانیان سیاسی خودشان را در کنار مادران آبان و مادران خاوران قرار میدهند. از این به بعد شاهد اطلاعیه ها بیانیه ها اعتراضات آنها همدوش و همبسته با هم خواهیم بود.


یادآوری میکنم که در قضیه انتخابات رئیسی مادران آبان در کنار مادران خاوران علنا در کلیپی در مدیای اجتماعی اعلام کردند رای ما سرنگونی است. این نشان میدهد که جنبش دادخواهی خودش را صرفا به مساله دادخواهی از عزیزانی که از دست داده است محدود دمیکند. این جنبش امروز حرکتی علیه کل جمهوری اسلامی و جزیی از جنبش سرنگونی است. کما اینکه در دادگاه آبان تریبونال مادران آبان شجاعانه بسیار کوبنده و تعرضی علیه حکومت کیفرخواست خودشان را اعلام کردند. نه فقط بر سر مساله کشتارها و اعدام ها بلکه کلا تمام مسائل و بی حقوقی هایی که این حکومت بر جامعه تحمیل کرده است. در شرایط حاضر شاهد آن هستیم که از یکطرف جنبش دادخواهی حول مساله محاکمه سران رژیم هر روز گسترده تر و تعرضی تر میشود و از طرف دیگر جنبش سرنگونی طلبنه جاری را تقویت میکند و به جلو میراند.
تا آنجایی که به مساله جنایت و قتل بکتاش آبتین برمیگردد اعتراضات کانون نویسندگان و فریاد اعتراض علیه سرکوب عقاید، علیه سانسور، علیه بستن دهان ها نیز بنظر من بر متن جنبش عمومی علیه کل حکومت قرار میگیرد و گسترده تر و تعرضی تر از گذشته به پیش میرود.


خلیل کیوان: اشاره کردید که قتل بکتاش پیامدهایی را برای حکومت دارد و منجر میشود که خانواده اش و کانون نویسندگان و دیگران اقداماتی را در دستور بگذارند. همین الان ما حرکتهای جهانی ای را در رابطه با جنبش های دادخواهی شاهد هستیم که دادگاه حمید نوری و دادگاه آبان تریبونال و دادگاه عالی انتاریو که به محکومیت خامنه ای سران سپاه به جرم شلیک به هواپیما منجر شد، نمونه هائی از آنست. به نظر شما قتل بکتاش آبتین در سطح جهانی چه انعکاسی خواهد داشت؟


حمید تقوایی: همانطور که اشاره کردید جنبش دادخواهی هم اکنون ابعاد جهانی پیدا کرده است.
مشخصا از آبان ماه صدای اعتراضات مردم در سطح جهانی انعکاس بیشتری یافته است. اعتراض به دستگیری اعضای کانون نویسندگان ایران نیز از مدتها قبل در سطح بین المللی توجه ها را به خود جلب کرده بود.
در شهریور امسال انجمن پن انجمن قلم آمریکا جایزه سالانه خودش را به بکتاش آبتین و رضا خندان و کیوان باژن اعضای کانون نویسندگان که هر سه زندان بودند تقدیم کرد و در اطلاعیه اش از حکومت خواست که اینها بسرعت آزاد شوند. اعلام کرد این نویسندگان هیچ جرمی مرتکب نشده اند بلکه از آزادی عقیده و آزادی قلم دفاع کرده اند و باید آزاد شوند. در واقع فی الحال مساله نویسندگان زندانی در ایران ابعاد جهانی پیدا کرده است و اعتراض به قتل بکتاش آبتین، یکی از سه نویسنده برنده جایزه انجمن قلم آمریکا، میتواند در سطح جهانی نیز ابعاد گسترده تری بخود بگیرد. حزب ما با تمام امکانات خود تلاش خواهد کرد چنین شود.
١٥ ژانویه ٢٠٢٢

اینرا هم بخوانید

سقوط آزاد ریال و سقوط آزاد رژیم – حمید تقوایی

مندرج در ژورنال شماره ۷۰۰ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده …