الکسی ناوالنی، محمد قبادلو و ماله‌کشان جنایت – یاشار سهندی

مندرج در ژورنال شماره ۶۵۶ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

الکسی ناوالنی که تنها جرمش “مخالفت سرسختانه با پوتین” بوده، به شیوه جمهوری اسلامی در زندانی در روسیه کشته شد. ظاهراً در ساعت هواخوری یکهو حالش بد شده و بعد هم فوت کرده! اینکه در زندان بوده، اینکه مسئولین زندان و بالاتر از آن به‌عنوان یک زندانی سیاسی، دولت حاکم و در مورد روسیه شخص دیکتاتور یعنی پوتین مسئول حفظ جان زندانی هستند، همه کاملاً به شیوه‌ای که برای ما سخت آشنا و دردآور است از سوی دیکتاتوری حاکم بر روسیه نادیده گرفته می‌شود؛ و نه‌تنها این بلکه عملاً شرایط را به‌گونه‌ای رقم می‌زنند تا زندانی به‌سوی مرگ هدایت شود و اگر نشد خود دست به اقدام می‌زنند.

در جمهوری اسلامی یک امر دیگر هم برای ما سخت آشنا و دردآور است و آن پرداختن به مرگ‌های این‌چنینی از سوی کسانی است که اصلاح‌طلب خوانده می‌شوند. حالا که دستشان از بساط غارت و چپاول کوتاه است از “باب نصیحت” یک چیزهایی می‌گویند که اگر نگویند بسیار شایسته‌تر است، حداقل این است که خود را شریک جرم جنایت معرفی نمی‌کنند.

احمد زیدآبادی در قتل بی‌رحمانه محمد قبادلو از “چرخه خشونت” می‌گوید. این یعنی زنده‌یاد قبادلو یک طرف این چرخه بوده و با تأکید زیدآبادی بر اینکه در مورد او رحم و بخشش در کار نبوده و تنها انتقام‌جویی مطرح بوده عملاً تأییدی است بر جنایت جمهوری اسلامی و یا ایشان سفر خانم النشیف را در جهت یاری رساندن “به شفافیت فضا” در مقابل مخالفت‌ها با سفر ایشان به ایران قلمداد کرده بود. این یعنی اینکه مخالفان سفر از یک چیزهایی هراس دارند که جمهوری اسلامی ندارد! زیدآبادی پذیرفتن مرگ ناوالنی به علل طبیعی را مثل باور به حرف‌های پوتین در حمله‌نکردن به اوکراین دانسته است و نهایتاً فرمودند: “گویی سقوط و ظهور متداوم رهبران و رژیم‌های خودکامه در روسیه، تقدیر این کشور بزرگ و نابغه‌خیز شده است. خداوند آن را نجات دهد.”

این تقدیر خداوندی نیست که بر روسیه و ایران حاکم است. دیکتاتوری خشن حاکم بر ایران و روسیه نتیجه نیاز جامعه طبقاتی معاصر است. جولان رژیم‌های “خودکامه” عکس‌العمل طبقه حاکمه در مقابل جنبش‌های اعتراضی در بطن جامعه است و اصلاح‌طلبانی از نوع زیدآبادی هم ضرورت وجودی‌شان به حیات این رژیم‌ها بسته است. ایشان بهتر است به خود آیند و به “ماله‌کشی” دیکتاتوری حاکم پایان دهند. تجربه تاریخی ثابت کرده است که به وقتش از خداوند کاری ساخته نیست.

اینرا هم بخوانید

هیاهوی چپ سنتی، ترس از آینده- یاشار سهندی 

   می گویند فرض محال، محال نیست. سندی تحت عنوان “نامۀ انجمن بین‌المللی کارگران به …