در مورد احزاب ناسیونالیست قومی کرد, پاسخ به دو سئوال

دوستی از فعالین سیاسی در کردستان دو سئوال را مطرح کرده است که در پایین همراه با پاسخهای من آمده است.
“عبدل گرامی با درود خسته نباشید. در موارد زیادی در رابطه با نقش، اهداف و سیاستهای احزاب ناسیونالیست کرد مطلب نوشته اید. من و دوستانم این مطالب را دنبال میکنیم و بسیار خط دهنده بوده اند. طی روزهای اخیر موضوعات داغی از سوی احزاب ناسیونالیست کرد مطرح شده اند که برای ما فعالین سیاسی داخل در کردستان زیر ذره بین قرار دارند و مشتاقیم پاسخ شما به آنها را بدانیم.
یکم اینکه عبدالله مهتدی از سازمان زحمتکشان از نیروی پیشمرگ ملی، پارلمان، حفاظت از اموال بجا مانده اقتصادی و اداری و مسایلی از این قبیل بعد از سرنگونی حکومت اسلامی صحبت کرده است. شما این سخنان را چگونه ارزیابی میکنید و این صحبتها میخواهد چه پیامی را برساند. بنظر شما آیا این احزاب شانس این را دارند که ساختاری شبیه حکومت اقلیم را به کردستان ایران قالب کنند ؟
و سئوال دوم اینکه اخیرا تلویزیون روداو در کردستان عراق ( اگر اشتباه نکنم روز شنبه ۲۶ مرداد ) در بخش خبری اش بنقل از مصطفی هجری از حزب دمکرات کردستان ایران اعلام کرد که هجری گفته است که، “ما چند سالی است از مسایل و رویدادهای داخل شهرهای کردستان دور شده ایم و در واقع از مبارزات مردم عقب افتاده ایم. این شکوه ها از سوی حزب دمکرات کردستان ایران از نظر شما چگونه قابل توضیح است. آیا سخنان هجری و مهتدی در تناقض با هم قرار ندارند؟ ممنون میشوم به این دو سئوال جواب دهید.
با تشکر از طرف جمعی از فعالین چپ در کردستان.”

با درود گرم به شما و دوستان فعال و دست اندرکار فعالیتهای اجتماعی و سوسیالیستی در کردستان.
ابتدا در مورد سخنان عبدالله مهتدی باید بگویم که این اظهارات پیشینه ای قدیمی و تاریخی بقدمت بقدرت رسیدن حکومت اقلیم در کردستان عراق دارد. از این رو چیز تازه ای در بر ندارد. شاید آنچه که تازگی داشته باشد این است که در شرایط حاد و متحول سیاسی کنونی در ایران و مشخصا در کردستان دارد اتفاق میافتد عنوان شده است. سازمان مهتدی و دیگر احزاب ناسیونالیست کرد همیشه در تلاش بوده اند که از بالای سر مردم با بند و بست و بده و بستان به اهداف خود دست پیدا کنند. متاسفانه باید بگویم علاوه بر احزاب ناسیونالیست کرد، خط راست و ناسیونالیستی درون سازمان کردستان حزب کمونیست ایران نیز خود را در این افق و استراتژی شریک احساس میکند و بارها در ائتلافهایی با بقیه احزاب و سازمانهای اپوزیسیون ناسیونالیست کرد در این گونه تلاشها قدم برداشته است. نمونه های روشن همسویی این جریانات را میتوان در”کنگره ملی کرد”، “کنفرانس میری در کردستان عراق”، در “کمیته دیپلوماسی با شرکت ۳۳ سازمان و حزب ناسیونالیست و اسلامی” و “خیز برداشتن مخفی و پنهانی برای زدو بند با نمایندگان جمهوری اسلامی در کشور نروژ” را نام برد.
تمام این تلاشها و دیگر فعالیتهای این احزاب در چنین راستایی به این خاطر است که نه تنها با امیال و آرزوهای مدرن، سکولار، چپ و کمونیستی جامعه کردستان بیگانه و بی ربط هستند بلکه درست بدلیل همین بی ربطی ناچارند تحقق اهداف خود را در بالا جستجو کرده و به آن دست یابند.


تمام این تلاشها از سوی احزاب ناسیونالیست قومی و اسلامی کرد که خودشان را اپوزیسیون میدانند، درست در نقطه مقابل حرکتهای اعتراضی رادیکال توده ای و اجتماعی مردم کردستان قرار میگیرد. این اقدامات یعنی از هم اکنون خط و نشان کشیدن در مقابل شوراهای کارگری، یعنی ایستادن در مقابل شوراهای محلات و عقب زدن اعمال اراده حاکمیت توده ای مردم در کردستان در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی.
ارتش و نیروی مسلح ملی که مهتدی از آن سخن میگوید یعنی همان نیروی پیشمرگ ۷۰ و ۸۰ هر دو حزب طالبانی و بارزانی که طی ده سال اخیر تا به امروز به سرکوب مبارزات و اعتراضات مردم کردستان عراق مشغول بوده است. یعنی سازمان دادن نیروی مسلحی که صدای هر گونه حق خواهی را با گلوله و ترور پاسخ بدهد. مسئله پارلمان هم به همین شکل است. پارلمان از منظر احزاب ناسیونالیست کرد یعنی جمع شدن نمایندگان همین احزاب در ساختاری بنام پارلمان زدو بند با دولتهای منطقه که کاری جز تدوین قوانین ضد مردمی و تدوین قوانین تقسیم هستی، سود، سرمایه و دسترنج کارگران و کل مردم را ندارد. پارلمان برای احزاب ناسیونالیست کرد یعنی تدوین قوانینی برای سرکوب شوراهای کارگری، شوراهای شهر و محلات.


مهتدی با اظهار اینکه نباید سرمایه های موجود دست زده شوند در واقع میگوید به نهادها و مراکز اقتصادی که در دست کاربدستان و سپاه و ارتش هستند کاری نداشته باشید. این احزاب بخیال خود فکر میکنند با اینگونه حرفها میتوانند مردم خشمگین و معترض به چهل سال فقر و جنایت از دست بردن به گلوگاه اقتصادی حکومت را مانع شوند. خوابی که امثال مهتدی در این نصایح می بینند این است که همین ساختارها به همین شکل تحویل آنان داده شود تا کدخدامنشی خود را از این طریق بر مردم اعمال کنند. آنان باید مطمئن باشند که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و توده میلیونی قیام کننده اجازه نخواهند داد پروسه دست بدست شدن قدرت چه در مرکز و چه در کردستان از نظر نظامی، سیاسی و اقتصادی با خیال راحت و به خواست و تمایل احزاب قوم پرست صورت بگیرد. آنچه و آنکه حرف نهایی و اول و آخر را میزند مردم قیام کننده و از طریق نمایندگان منتخب خود در شوراهایشان است که توسط ستادهای مسلح مردمی حمایت میشوند.


تمامی آرمانهای اظهار شده از سوی عبدالله مهتدی که سخن و حرف دل تمامی احزاب ناسیونالیست کرد است، گویای عدم اتکا و بی ربطی آنان به حرکتها و جنبشهای اعتراضی و رادیکال مردم است.
همینجا به گفته های مصطفی هجری از حزب دمکرات کردستان ایران هم اشاره کنم. هجری بدرجات زیادی درست میگوید. از هر زاویه ای که باشد سخنان مهتدی را تکمیل میکند اما با بیان دیگری. از این رو با هم تناقض ندارند. وقتیکه مصطفی هجری سخن از عقب ماندن از مبارزات مردم میزند به این معنی است که ناسیونالیسم به بن بست و به آخر خط رسیده است. به این معنی است که با آرمانهای انسانی بیربط و بیگانه است. از اینرو چاره ای جز آویزان شدن به گزینه هایی از بالای سر مردم ندارد. طی سالیان متمادی کارشان همین بوده است. امید بستن به حمله نظامی آمریکا به ایران، رژیم چنچ، بحران آفرینی در مرزها و ایستادن در جدال و صف بندیهای دولتهای منطقه و بسیاری دیگر از این اقدامات، کارنامه این احزاب را تشکیل میدهد. سخنان هجری در واقع اعتراف به شکست و بن بست افق و اهداف احزاب ناسیونالیست کرد است.


این جریانات جلو چشمانشان و در بیخ گوششان شکستن استخوانهای حکومت اقلیم را می بینند و میشنوند. حزب مصطفی هجری نا امیدانه هر گونه بند و بست از بالای سر مردم را تنها راهکار حزب خود میداند تا خواب سهم خود در اتوپی آینده کردستان ایران را با بند و بست توجیه کند. مهتدی اما امیدوارانه به این اتوپی نگاه میکند.
این افق ویرانگر آیا ممکن است یا نه باید با اطمینان خاطر گفت غیر ممکن است. چرا میگویم غیر ممکن است؟ یکم اینکه الگوی مهتدی یعنی حکومت اقلیم که از سوی مردم معترض، خشمگین و ناراضی در کردستان عراق مدتهاست به چالش طلبیده شده است. دوم اینکه در کردستان عراق پدیده ای به اسم ستم ملی مدتهاست موضوعیت ندارد چرا که حکومت مرکزی عراق نزدیک به سه دهه است در کردستان عراق هیچگونه حضور سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی ندارد. اگر طی سه دهه اخیر حکومت صدام حسین و حکومتهای بعد از ۲۰۰۳ در عراق، بر مردم کردستان عراق ستم اعمال کرده اند اکنون و طی این سه دهه احزاب ناسیونالیست، طایفه ای، عشیره ای و اسلامی حاکم بر کردستان عراق این ستم را اعمال کرده اند. از این رو اینها مدتهاست نمیتوانند با صراحت از رفع ستم ملی بر مردم کردستان ایران حرف بزنند و به همین خاطر به دامن فدرالیسم قومی خزیده اند. در نتیجه مردم کردستان ایران که پیشینه مبارزات آنان بر حاکمیت شورایی و اعمال حاکمیت توده ای استوار بوده و تجارب ارزنده ای بعد از قیام ۵۷ را در دست دارند، دیوانه نشده اند که سنتهای رادیکال، چپ و انسانی را کنار بگذارند و روی اسبی که بارها شکست و باخت خود را نشان داده است شرط بندی کنند.


در فردای سرنگونی حکومت اسلامی و تصرف مراکز نظامی بدست مردم، اسلحه در دست توده های قیام کننده تنها ضامن حمایت از شوراهای منتخب خود آنان است. امروز دیگر هیچ حزب مسلحی نمیتواند با روش و سنتهای شش دهه قبل خود را بعنوان نماینده و سخنگوی تام الاختیار خود خوانده بر مردم خود را به جلو صحنه پرتاب کند. روش، سنت، افق، اهداف و سیاستهای احزاب ناسیونالیست کرد که امروز بوی تعفن قوم گرایی از آن بیرون میزند، نه تنها پاسخ توقعات انسانی و آرزوهای مردم رنجدیده مردم کردستان نیست بلکه درست در مقابل این توقعات قرار دارد. مصطفی هجری این را هر چند خفیف اما ابراز کرده است که از توقعات، سنتهای مبارزاتی و آرمانهای مردم کردستان جا مانده اند. باید گفت که روند رو به پیش مبارزات مردم کردستان، همسرنوشتی طبقاتی و اجتماعی آنان با مردم سراسر کشور و کل اوضاع متحول جهانی بجایی رسیده است که میرود بر احزاب و جریانات عقب مانده مهر پایانی بگذارد. علیرغم اینها نباید از ایجاد مزاحمت آنان در فردای سرنگونی حکومت اسلامی غافل بود. تنها اسلحه و تنها ضامن یک شرایط سالم سیاسی، انسانی و مدرن، تقویت نهادهای توده ای، تقویت شوراها بعنوان تنها ارگانهای حاکمیت مردم و نیروی مسلح توده ای است که از این نهادها حفاظت کند.
از هم اکنون این روند را باید تقویت کرد. ماهیت مخرب احزاب ناسیونالیست قومی کرد که میکوشند سراسر کشور را بر حسب “قوم”، “ملیت”، “نژاد”، “مذهب”، “زبان”، “فرهنگ خودی” و دیگر القاب تفرقه افکنانه تحت عنوان “فدرالیسم قومی” در میان شهروندان تقسیم کنند، باید آنرا برای افکار عمومی بیشتر و بیشتر روشن ساخت. امیدوارم پاسخ به این دو سئوال را توانسته بوده باشم بدهم.
برایت در پیشبرد اهداف آزادیخواهانه، برابری طلبانه و سوسیالیستی آرزوی موفقیت میکنم.
۲۸مرداد ۹۹
ایسکرا ٤ ۱۰۵

اینرا هم بخوانید

اعترافات فرمانده کل سپاه به شروع موج دوم انقلاب

«قوی‌ترین، خطرناک‌ترین، جدی‌ترین، نابرابرترین و وسیع‌ترین پیکار جهانی ضد نظام اسلامی قصد دارد در سالگرد …