“نه ی” سراسری، مخمصه انتخابات، شکست حکومت- مهران محبی

بعد از یک مدت چند هفته ای از تهدیدات و در عین حال التماس های سران حکومت و اقدامات تطمیع کننده دولت مانند طرح تشویقی یارانه موسوم به “فجرانه” و اجرای نمایشات رقص و دلقک بازی چه از طریق صدا و سیما و چه مانند معرکه گیران و سیرک گردانان در کنار خیابان ها و پیاده روهای پر ازدحام برای ترغیب مردم به شرکت در انتخابات، سرانجام روز جمعه ۱۱ اسفند به یک رسوائی، بی اعتباری و نامشروعیتی بیشتر از پیش برای جمهوری اسلامی تبدیل شد.

مردم تشنه سرنگونی جمهوری اسلامی با همسوئی و همبستگی ای که در روزهای قبل از روز انتخابات از طریق بیانیه ها و فراخوان های تشکلی، جمعی و فردی از زندان گرفته تا خیابان در میان خود با خواست بایکوت انتخابات به وجود آورده بودند، یک شکست بزرگ دیگر در بستر انقلاب “زن، زندگی، آزادی” بر حکومت تحمیل کردند و به جانیان و قاتلان عزیزان خود اعلام کردند که جنایاتشان را نه فراموش می کنند و نه می بخشند. به این ترتیب روز انتخابات رژیم، روز گرفتاری و محاصره اش توسط مردم و روز دریافت رأی چند باره سرنگونی اش شد.

شکست حکومت از قبل محرز و قطعی بود، اما فکر می کردند با تغییر زبان تهدید به تشویق می توانند سنگینی مخمصه انتخاباتشان را کمی سبک کنند. به همین خاطر طی روزهای نزدیک به انتخابات، زبان سران حکومت به کلی بر گدائی و التماس و به خیال خود تحریک احساسات دینی و مذهبی و ملی مردم برای شرکت در انتخابات می چرخید. گفته های ” خامنه ای: انتخابات تنها راه ایجاد تحول و اصلاح است”، “آخوند محمدجواد حاج علی اکبری امام جمعه موقت تهران: رأی هر نفر نامنویسی در خیل ارادتمندان امام زمان است” ، “سردار حاجی زاده: رأی دادن پر کردن خشاب نیروهای مسلح اسلامی است” و … نمونه هائی از آنها هستند.

هیچیک از این تقلاهای مذبوهانه نگرفت. روز جمعه نمایش “نه ی” عمومی مردم تنها به بایکوت انتخابات محدود نماند. مردم منطقه “کوه ون” از توابع شهرستان سرباز در سیستان و بلوچستان شیشه های خودرو حامل صندوق رأی را شکستند و مردم سیل زده دشتیاری در همین استان نیز صندوق های رأی را شکستند. در شهرهای کردستان، مردم شب جمعه به دنبال شکست و بی آبرو کردن نمایش انتخاباتی حکومت، به خیابان آمدند و جشن و پایکوبی برپا کردند.

در عرصه کارخانه و مراکز کار هم اعتراضات متوقف نشد. همان روز انتخابات، کارگران فلات قاره در جزیره لاوان دست به تجمع اعتراضی زدند. روز شنبه که هنوز حکومت نفس اش از مشت محکمی که از مردم خورده بود بالا نمی آمد، اعتصابات کارکنان و کارگران چندین پالایشگاه گاز پارس جنوبی عسلویه، نفت فلات قاره لاوان و نیروگاه رودشور تهران بر سر حکومت آوار شدند.  

حکومت علی رغم تهدیدات و اجبار معمول بر کارمندان دولتی و سربازان برای شرکت در انتخابات و تقلب و رأی نویسی ها و رأی سازی هائی که ویدئوهای رسوا کننده اش پخش شده اند، نتوانست آماری بیشتر از ۴۱ درصد مشارکت در انتخابات معادل 25 میلیون نفر را اعلام کند.

این آمار به هیچ وجه واقعی و حتی نزدیک به واقعیت نیست. این آمار از سر ناچاری و دردسری است که خامنه ای سالها پیش برای حکومت ایجاد کرده است. خامنه ای قبلا در برابر نفرت عمومی و نشان دادن مخالفت خود با سیرکهای انتخاباتی حکومت ناچار شد سقف انتظار خود را پائین آورد ولی کف انتظارش را هم مشخص کرده بود که اگر هر انتخاباتی با مشارکت کمتر از آن برگزار شود، برای حکومت ننگ است. از جمله او در یکی از سخنرانی های سال ۱۳۸۰ گفته بود ” ننگ است برای ملتی که انتخابات ریاست جمهوری اش با مشارکت ۳۵ درصد و چهل درصد برگزار شود،،. و حالا این ننگ بیش از هر زمان گریبان خود و حکومتش  را گرفته است.

از همین رو است که حالا حکومت نمی تواند از گفته رهبرش عدول کند و مجبور است عددی بالاتر از ۴۱ درصد برای انتخاباتش انتخاب کند. انتخاب عدد ۴۱ درصد به عنوان میزان مشارکت در انتخابات، بر اساس همان گفته خامنه ای است که امروز برایشان به معضلی تبدیل شده است.

اما وقاحتشان به حدی زیاد است که این شکست و رسوائیشان را پیروزی تفسیر می کنند. اوضاعشان  به حدی وخیم و داغان است که با تمام کثافت کاریها، تقلب ها و رأی نویسی ها و رأی سازی ها به ۴۱ درصد به اصطلاح مشارکت راضی شده اند. شورای نگهبان به وجد آمده و در بیانیه خود می نویسد: “حضور مردم در انتخابات حجم سنگین “جنگ روانی دشمن” را از بین برد.

این دوره، سخت ترین دوره انتخاباتشان بود. حتی نتوانستند آماری در حد دوره قبلی انتخابات که برای ریاست جمهوری برگزار شد و با رسوائی تن به قبول ۴۹ درصد مشارکت دادند را بتراشند. رأی ۴۹ درصدی مطابق مکانیسم های حقوقی سازمان ملل، رأی سرنگونی است. طبق آن مکانیسم اگر در حکومتی 50 درصد مردم رأی ندهند غیر مشروع است و باید از بین برود.

جمهوری اسلامی حتی مورد تأئید ۱۰ درصد جامعه هم نیست. اگر همین انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رژیم تحت نظارت ناظرین سازمان ملل و بدون اجبار و تهدیدات برگزار می شد کمتر از ۱۰ درصد آنهم از خودی هایشان شرکت می کردند. این یعنی عدم مشروعیت حکومت از نظر سازمان ملل که دولتها و نهادهای بین المللی به اصطلاح متکی به قوانین اش همچنان به روابط و مماشاتشان با حکومت ادامه می دهند و به خاطر منافعشان اجرای قوانین و مقرراتشان را لازم نمی بینند.

 ساقط کردن و از کار انداختن حکومت اسلامی کار خود مردم است. مردم با بایکوت سراسری انتخابات، رژیم را از مشروعیت انداخته اند و با انقلابشان آن را سرنگون و ساقط خواهند کرد. رژیم بعد از انتخابات، منزوی تر و بی اعتبار تر از قبلش است. دیگر حتی دولتهائی که همچنان زیر بغلش را گرفته اند نمی توانند مانند گذشته حمایت سیاسی اش کنند. حتما روابط اقتصادیشان را آشکار و پنهان ادامه خواهند داد و توجیهاتی برای آن مبنی بر نیازهای اقتصادی در کشورهای خود خواهند تراشید. اما آن هم زیاد ادامه نخواهد یافت.

مردم انقلابی را که شروع کرده اند تا پیروزی ادامه خواهند و با سرنگون کردن رژیم اسلامی همه روابط و بده بستان هایی که دولتها به خاطر تأمین منافع ضد انسانی طبقات حاکمه خود با این حکومت فوق ارتجاعی و قرون وسطائی داشته و به ادامه حیات آن کمک کرده اند را افشاء خواهند کرد.

کارگر کمونیست ۸۲۱

اینرا هم بخوانید

تعرضات وسیعتر کارگری علیه حکومت، پاسخ به دستمزد چهار برابر زیر خط فقر- مهران محبی

کارگر کمونیست ۸۲۴ طبق معمول هر سال در آخرین روز اسفند 1402 شورایعالی کار حداقل …