پنج سئوال از محسن ابراهیمی درباره زبان مادری!

 

بابک شفق: آیا در شرايط کنونی ايران حمايت از زبان مادرى تبليغ ناسیونالیسم نیست؟

محسن ابراهیمی: پاسخ این سئوال بستگی به این دارد که منظور از “حمایت از زبان مادری” چیست؟ خود سئوال این احساس را به من پاسخ دهنده میدهد که کسانی یا جریاناتی “در شرایط کنونی” تحت لوای “حمایت از زبان مادری” دارند برنامه ناسیونالیستی خودشان را پیش میبرند. این مشاهده شما کاملا درست است. به این معنا سئوال شما هشیارانه و بجاست.

واقعیت این است که همیشه طبقات حاکم سعی کرده اند انسانها را با هویتهای کاذب متنوعی از هم جدا کنند. این کار را میکنند تا از همبستگی انسانی و طبقاتی توده های محروم علیه طبقات حاکم جلوگیری کنند. دقیقا در همین رابطه کسانی هم هستند که  با اتکا به “زبان مادری” انسانها را از هویت انسانیشان تهی میکنند تا میان بخشهای مختلف توده های زحمتکش و تحت ستم و اساسا طبقه کارگر تفرقه بیاندازند.

میتوان از حق مردم تحت ستم برای استفاده از زبان مادریشان در آموزش  و تحصیل و خلاقیت ادبی و هنری دفاع کرد بدون اینکه در دام ناسیونالیسم افتاد. یا بهتر است بگویم دفاع از حق مردم برای استفاده از زبان مادریشان مخصوصا در دوران ابتدایی تحصیل یک وجه مهم از همبستگی طبقاتی و انسانی مردم تحت ستم است.

مخصوصا باید توجه کرد که ما در مورد جامعه ای صحبت میکنیم که هم در دوره سلطنت پهلوی و هم در دوران جمهوری اسلامی سرکوب مردم منتسب به ملیتهای مختلف یک وجه مهم سیاستهای سرکوب کل جامعه بوده و هست و میدانیم که برای رسیدن به این هدف، از سرکوب و ممنوعیت زبان مادری به عنوان یک وسیله بسیار ساده و دم دست استفاده کرده اند.

بابک شفق: چرا ناسیوناليست ها زبان مادرى را به نام خود مصادره میکنند؟ آيا زبان مادرى ملك شخصی آنهاست؟

محسن ابراهیمی: زبان مادری نه ملک است و نه شخصی است. زبان یک وجه مهم از زندگی اجتماعی بشر است. زبان ابزار ارتباط میان انسانهاست.  اگر زبان “ملک” کسی است قبل از هر چیز “ملک” انسانها برای ارتباط انسانی است. اما جریانات ناسیونالیستی دقیقا همانطوری که در سئوال مطرح کرده ای زبان را ملک شخصی خود میدانند تا از آن علیه انسانهایی که از لحاظ طبقاتی درد مشترک دارند استفاده سیاسی بکنند.

ناسیونالیستها مساله شان اتحاد انسانها علیه ستم و تبعیض نیست.  مساله شان دقیقا برعکس فاصله انداختن میان انسانها، تبعیض قائل شدن میان انسانهاست. زبان مادری را به یک امر مقدس تبدیل میکنند تا میان انسانهایی که به زبانهای مختلف تکلم میکنند فاصله بیاندازند.

در این رابطه  فرق زیادی میان ما کمونیستها و ناسیونالیستها هست. در دو جبهه متقابل یک نبرد سیاسی قرار گرفته ایم.

برای ما کمونیستها این مهم است که کارگرانی که به زبانهای مختلف تکلم میکنند دردشان مشترک است، دشمنشان مشترک است و مبارزه شان مشترک است. برای ما این مهم است که کارگرانی که به زبانهای مختلف تکلم میکنند متحد ویکپارچه علیه دشمن مشترکشان مباره کنند و از وضعیت فلاکتبار رها شوند.

برعکس، ناسیونالیستها تلاش میکنند چشم کارگران را کور کنند. از نظر آنها سرمایه داران ترک زبان متحد کارگران ترک زبان و همه کارگرانی که به زبانهای دیگر تکلم میکنند هستند. و در مقابل کارگران ترک زبان دشمن کارگرانی هستند که به زبانی غیر از زبان ترکی حرف میزنند.

برعکس، از نظر ما کارگران ترک زبان متحد کارگران فارس زبان، عرب زبان، کرد زبان و همه کارگرانی که به زبانهای دیگر تکلم میکنند هستند و همه اینها دشمن مشترک دارند که سرمایه داران هستند مستقل از اینکه به چه زبانی حرف میزنند.

بابک شفق: چرا  ناسیوناليسم از زبان استفاده ابزارى و غير انسانى ميكند؟

محسن ابراهیمی: به این خاطر که از منظر ناسیونالیسم هدف سعادت و حرمت و کرامت انسانی نیست. هدف آزادی، برابری و رفاه انسانی نیست. هدف زندگی انسانی برای همه نیست.

هدف ناسیونالیسم تفرقه انداختن میان مردم زحمتکش جامعه، میان کارگران است. ایجاد شرایط برای سرمایه دار “هموطن” است تا در جغرافیای معینی کارگران “هموطن” و همزبان را بچاپد. هر چیزی به این امر خدمت کند ناسیونالیسم پشتش میرود.

بازار ناسیونالیسم تنها با جدایی انداختن و نفرت شکل دادن میان بخشهای مختلف مردم داغ میشود. ناسیونالیستها مخصوصا پشت دفاع از زبان مادری قایم میشوند چون میدانند زبان یک وجه مهمی از زندگی انسانهاست و مخصوصا با توجه به سرکوب زبانی توسط طبقات حاکم میتوانند به تحریکات عاطفی دست بزنند. تحریکات عاطفی علیه مردمی که زبانشان متفاوت است.

بابک شفق: ناسيوناليستها ستم ملى را بهملت حاكمنسبت میدهند به جاى اينكه نظم حاکم را نشانه روند؟ چرا؟

محسن ابراهیمی: “ملت حاکم”؟! “ملت حاکم” معنای واقعی در جامعه ندارد. هیچ موقع “ملتها” حاکم نبوده اند و نیستند. این طبقات حاکم و حکومت و دولتشان است که به نام “ملت حاکم” بر طبقه کارگر – که اتفاقا مرکب از “ملیتهای مختلف” تحت ستم است – و توده های وسیع مردم حکومت میکنند.

ناسیونالیستها ستم ملی را به “ملت حاکم” نسبت میدهند دقیقا به این خاطر که طبقات حاکم را تبرئه کنند. طبقه حاکم را از مقابل چشم مردم دور کنند.

روشن است که در یک جامعه آگاه به منافع طبقاتی، در جامعه ای که کارگرانش در صف مبارزه علیه نظم سرمایه داری متحد شوند و نظم حاکم یعنی سرمایه داری را نشانه روند، زیر پای ناسیونالیستها از جمله ناسیونالیسم ترک برای چپاول کارگران همزبان و “هموطن” هم خالی میشود. نمیتوان کارگری را که دشمنش را خوب میشناسد با هیجانات ملی و میهنی فریب داد.

بابک شفق: بعنوان دبير كميته آذربايجان نظرتان بطور شفاف در مورد جایگاه زبان مادرى بيان كنيد.

محسن ابراهیمی: در این مورد در مطلبی تحت عنوان “جنگ ناسیونالیستی بر سر زبان” قبلا مفصل صحبت کرده ام.  اینجا مختصرا بگویم که زبان به خودی خود هیچ تقدسی ندارد. زبان مادری فقط به این خاطر مهم است که امکانی برای ارتباط معنوی، عاطفی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی میان بخشی از مردم است.

به این معنا باید با صراحت و روشنی و بدون لکنت زبان از حق مردم – از جمله مردم ترک زبان- برای استفاده از زبان مادریشان در آموزش، تحصیل و خلاقیت ادبی و هنری دفاع کرد. باید  در مقابل طبقه حاکم و حکومت پاسدارش در مقابل هر گونه تبعیض از جمله سرکوب زبان مادری مبارزه کرد.

کمیته آذربایجان حزب کمونیست  کارگری تشکیل شده است تا در آذربایجان صف کارگران و زنان و جوانانی که علیه نظم حاکم و جمهوری اسلامی هستند را تقویت کند، تا این صف را در مقابل جریانات ارتجاعی ناسیونالیستی تقویت کند که مساله شان ایجاد مانع در مقابل اتحاد این صف است.

به این اعتبار روشن است که پایان دادن به تبعیض و ستم ملی و بالتبع ستم و تبعیض زبانی یکی از محورهای مهم فعالیت کمیته آذربایجان است.

**********************************************************

1- بابک شفق:  شما روز جهانى زبان مادرى چگونه ارزيابى ميكند  كلا نگاه شما به زبان چگونه است؟

فراز آزادی : فکر میکنم برای هر انسانی زبان مادری اهمیت دارد و برایش محترم است. بدیهی است که هر کسی بزبان مادری اش عادت کرده و با آن از ابتدای زندگی اش خو گرفته و بیان کلیه احساسات و تفکراتش راحتتر میباشد. باعتقاد من اهمیت زبان مادری تنها در برابر فشارهای ناسیونالیسم عظمت طلب در هر جامعه ای به نوعی مقاومت در برابر تبعیض و بی حقوقی معنی پیدا میکند و اهمیت روز جهانی زبان مادری هم میتواند از این زاویه مهم باشد. ولی فکر میکنم که نگاه  به زبان مادری از زاویه ای ناسیونالیستی که از زبان یک تقدس میسازد تا بتواند از ان بهره برداری فاشیستی و ارتجاعی بنماید،  با نگاه به زبان مادری از زاویه انسانی و کمونیستی که معتقد به حق همه انسانها از زبان مادری در همه مراودات اجتماعی و از جمله در  آموزش و تحصیل متفاوت است. بنابراین  روز جهانی زبان مادری برای من کمونیست کارگری نوعی دفاع از یک حق انسانی و نمادی علیه یک تبعیض اجتماعی اهمیت پیدا میکند.

2 – آيا زبان مادرى را جز حقوق انسانى مى دانيد و چه اولويتى در كنار حقوق ديگربه آن  قايل هستيد؟

فراز آزادی – استفاده از زبان مادری جزئی از یک حق جهانشمول انسانی است. من مخالف هرگونه تبعیض و از جمله تبعیض زبانی هستم. بشخصه در تجربه زندگی ام بارها و بارها شاهد برخوردهای تبعیض امیز ناسیونالیستی بودم و بنابراین رفع این تبعیض برای من در کنار سایر تبعیض های اجتماعی معنی پیدا میکند ولی واقعیتش ریشه این تبعیض را من در ستم طبقاتی میبینم. در جامعه ای که همه انسانها بدون توجه به زبان و ملیت و نژاد و رنگ، شهروندان متساوی الحقوق بحساب بیایند، هر انسانی قادر خواهد بود که آزادانه بزبان مادری اش تحصیل کند. درنتیجه برای من اولویت زبان مادری در کنار سایر حقوق انسانی مانند رفع تبعیض طبقاتی معنی پیدا میکند. چرا که من در دنیای امروز جوامع بیشماری  را میبینم که  در آن انسانها علی رغم داشتن حق تحصیل بزبان مادری، در فقر و فلاکت اجتماعی و تحت سیطره سیستم سرمایه داری نابود میشوند.

3 – جريانات ناسبوناليستى از زبان مادرى براى نفرت قومى و نژادى استفاده مى كنند نظر شما در اين مورد چيه؟

ناسیونالیستها برای حفظ سیستم سرمایه داری، زبان مادری را عمده میکنند که بتوانند خاک به چشم کارگران و ستمدیدگان جامعه بپاشند تا سرمایه داری را از زیر پاشنه های انقلاب کارگران و مردم نجات دهند. برای یک ناسیونالیست عمده کرده این مهم به عنوان گام اول رها شدن جامعه، در حقیقت به عقب راندن هدف اصلی انقلاب در بزیر کشیدن قدرت حکومت سرمایه داران و برپائی نظام سوسیالیستی میباشد. بنابراین برای تحقق این سیاست ارتجاعی استفاده از نفرت قومی و نژادی با اتکا به تقدس زبان مادری محور سیاستهای ناسیونالیستی میباشد.

4- آيا ريشه ستم ملى از مليت هاست يا از سيستم كه جامعه براساس اداره مى شود؟

ستم ملی بخش جدائی ناپذیر از ستم طبقاتی است. بنابراین برای اعمال ستم طبقاتی در جوامعی مثل ایران، ستم ملی یک ابزار سیاسی برای جلوگیری از اتحاد صفوف مردم  در برابر حکومتهای دیکتاتور و مستبد میباشد. حکومتها از این ابزار تاریخا بیشترین بهره را برده اند و به همین دلی برایشان اهمیت دارد.

5 – راه حل كمبته آذربايجان حزب كمونيست كارگرى كه هميشه از فعالين حمايت كرده است، خصوصا در مساله مراد پور بسيار فعال بود ه است،  شما بعنوان نيروی  دخالت گر در آذربايجان  براى تنوع زبانى مليت گوناگون چه راهكارى داريد؟

فراز آزادی – راهکار ما در برنامه حزب کمونیست کارگری ایران، یک دنیای بهتر نوشته شده است.

اعتبار زبان های رایج در کشور

ممنوعیت زبان رسمی اجباری.

دولت میتواند یک زبان از زبان های رایج در کشور را بعنوان زبان اداری و آموزشی اصلی تعیین نماید، مشروط بر اینکه امکانات و تسهیلات لازم برای متکلمین به سایر زبانها، در زمینه های زندگی سیاسی و اجتماعی و آموزشی، وجود داشته باشد و حق هر کس به اینکه بتواند به زبان مادری خویش در کلیه فعالیت های اجتماعی شرکت کند و از کلیه امکانات اجتماعی مورد استفاده همگان بهره مند شود محفوظ باشد.

بنابراین ما اعتقادی به زبان رسمی نداریم. زبان مادری در هر منطقه جغرافیائی زبان رایج در آن منطقه است. میتوان با ان فعالیت اجتماعی و تحصیل کرد. کاملا روشن و بی ابهام. به اعتقاد من همین کافی است که اهمیت زبان مادری را نشان داد. قطعا با یک رای گیری همگانی در سطح کشوری میتوان یک زبان اداری سراسری هم با توجه به مشترکات دهها میلیونی انسانها انتخاب کرد که هیچگونه ارجهیت سیاسی به سایر زبانها نداشته باشد. تنها جوابگوی نیازهای  ارتباطی در سطح کشوری خواهد بود.

——————————————————————————–

١-بابك شفق : روز جهانى زبان مادرى را شما با چه معيارهاى  انسانى مى سنجيد ؟

مسعود كريمى  : زبان يكی از اجزاى مهم و حياتی زندگى، تفكرات و رفتارهاى ماست. كمتر كسی است كه بگويد در زندگی روزمره از صحبت كردن به زبان مادرى لذت نمی‌برد. هر يك از ما هر چقدر هم به زبان ديگری غير از زبان مادری خود مسلط باشيم، زبان مهم و حياتی براى بيان احساسات يا درك‌مان همان زبانى است كه براى اولين بار به وسيله آن سخن گفته و ارتباط برقراركرده‌ايم.

اززبان مادری تعریفهای گوناگونی ارایه شده است.دربحث زبان مادری در اولین برخورد و دراولین قدم  نقش وجود پدرومادر بخصوص  نقش ونفس مادرمجسم و برجسته میشود  به طور طبیعی این تصور را به درستی‌ پیش می‌کشد که این زبان گویشی است  که انسان از بدو تولد آن را از مادر شنیده وبه کاربرده و بدون آموزش سیستمایتک وکلاسیک در مدارس یاد گرفته است  این زبان به عنوان زبانی که مادران برای ارتباط با کودکان آن را به کار گرفته‌اند تعریف میشود زبان مادری زبانی است که هرانسانی با آن می‌اندیشد خواب می‌بیند زندگی را اغاز میکنند  زبان مادری زبانی است که هرکسی آن را بهتر از زبانهای دیگر برای بیان احساسات درونی خود به کار می‌گیرد و یا زبان مادری زبانی است که انسان با ان  روابط انسانی واجتماعی خود را اغاز میکنند. بر همین اساس  روز جهانی زبان مادری برای هر انسانی دفاع از حق طبیعی علیه یک تبعیض اجتماعی در جامعه طبقاتی اهمیت دارد

٢-بابك شفق :  بعضى ها  نسبت به زبان مادرى تعصب دارند ،به نظر شما  اين تعصب از كجا نشات مى گيرد ؟

مسعود كريمى : در جهان وارونه سرمایه داری استفاده از زبان مادری تبدیل به ابزار مهم سیاسی شده و برای پیشبرد اهدافشان بهره برداری  سیاسی میشود در سطح جهان بيش از ۶۰۰۰ زبان مختلف وجود دارد كه اين تنوع بيانگر  توانايي انسان براي ايجاد ابزار ارتباطي مي باشدوهیچ برتری نسبت به سایر زبانها  از زاویه ناسیونالیستی که بهره برداری سیاسی شود ندارد تنها  فرقی که در این میان اشکارا وبروشنی خود را نشان داده است زبان تکنولوژی است که خود را به سایر زبانها تحمیل  وبرتری خود را نشان میدهد

٣-بابك شفق : چرا ناسيوناليست از زبان مادرى نردبانى براى فاشيسم استفاده ميكنند ؟

مسعود كريمى :  متاسفانه  درمیان ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی تبعیض و تحقیر دیگران  بخصوص در ایران تحت حاکمیت  رژیم اسلامی  نهادینه شده است  تحت تاثیر بمبارانهای تبلیغاتی نظیر “هنر نزد ایرانیان است و بس!  و فارسی شکر است غیر و… بسیاری از فهم و درک این حقیقت ساده غافل هستند  که زبان مادری هر کسی برای او نقش شکرعسل را بازی میکند وبر همین اساس ناسیونالیستها رنگارنگ در هر گوشه این کشور  زمینه را برای عرض اندام سیاسی مناسب تشخیص داده از حاکریز خود بیرون امده برای رسیدن به اهداف فاشیستی خود از احساسات انسانی مردم استفاده کرده بدون ارایه راه حل اساسی با علم کردن زبان مادری خود را در سکوی پرتاب قرار میدهند

٤- بابك شفق :  راهكار شمابعنوان عضو فعال كميته آذربايجان  براى مساله زبان چيست ؟

مسعود كريمى : اگر بخواهیم  یک راهکار اساسی ارایه دهیم  بنظر من راهکار اساسی برای خلاصی از تمام این شعبده بازهای سیاسی جهان سرمایه  وبه خصوص  بتوانند از خونریزهای احتمالی ناسیونالیسم وفاشیستهای موجود پایان دهد  من  در قدم اول  تبلیغ روشنگری سیاسی در ابعاد مختلف  وتوضیح نوشته منصور در یک دنیای بهتر  تحت عنون اعتبار زبانهای رایج در کشور بهترین و موثرترین میتوانند باشد

ممنوعیت زبان رسمی اجباری. دولت میتواند یک زبان از زبان های رایج در کشور را بعنوان زبان اداری و آموزشی اصلی تعیین نماید، مشروط بر اینکه امکانات و تسهیلات لازم برای متکلمین به سایر زبانها، در زمینه های زندگی سیاسی و اجتماعی و آموزشی، وجود داشته باشد و حق هر کس به اینکه بتواند به زبان مادری خویش در کلیه فعالیت های اجتماعی شرکت کند و از کلیه امکانات اجتماعی مورد استفاده همگان بهره مند شود محفوظ باشد.

——————————————————————————

١-بابك شفق : شما بعنوان يكى از زنان كميته آذربايجان حزب  كمونيست كارگرى نظرتان در مورد زبان مادرى چيست ؟

شهلا خباززاده : اغلب انسانها در مورد احساسات و عواطف خود با زبان مادری فکر می کنند و یا آنرا می توانند بسیار بهتر بیان کنند. و یا از طریق زبان مادری می توانند به بهترین شکل نظرات و شخصیت خود را نشان دهند. از این رو ممانعت اشخاص در استفاده از زبان مادری، محدود کردن آزادی افراد در بیان احساسات و نظرات آنها و محدود کردن ارتباط آنها با جامعه  و سایر اشخاص است

٢-بابك شفق : چرا جريانات ناسبوناليستى از حقوق زنان در آذربايجان صحبتى نمى كنند ،ريشه اين برخورد ناسيوناليست ها با حقوق زنان از كجا ناشى مى شود ؟

شهلا خباز زاده :  ناسيوناليسم  ، در تعریف کلی خود امری مغایر با حقوق انسانی و ارزشهای آنها است. منافع ملی که توسط ناسیونالیستها غالبا در ابعاد یک جغرافیای محدود تعریف میشود چیزی بجز منافع یک طبقه اجتماعی و بطور مشخص بخش یا تمامی از طبقه سرمایه دار نیست.

فرودستی زن همواره تامین کننده بخشی از منافع سرمایه داری است. بهره وری از نیروی کار ارزان و حتی رایگان زن همواره یکی از اهداف سرمایه داران است. همچنانکه در مورد سایر آزادی های انسانی نظیر آزادی بیان، حقوق همجنسگرایان و حقوق کودکان حرفی نمی زند. ولی در زمانی هم که قدرت داشته باشد،  آشکارا و به بهانه های مختلف از جمله به بهانه منافع ملی این حقوق را زیر پا میگذارد.

٣-بابك شفق : اخيرا پيام مادر  مرتضى مراد پور در مورد اعتصاب غذا شديدا حس انسانى داشت كه بر خلاف تبليغات فاشيستى بود ،مشاركت چنين زنان دليرى را شما بعنوان اعضا فعال كميته چگونه ارزيابى مى كنيد ؟

شهلا خباز زاده :  پیام معصومه امانی مضمونی کاملا انسانی داشت و قابل تحسین است. این صحبت‌ها ربطی به ناسیونالیسم و تبلیغات فاشیستی ناسیونالیستها ندارد. طبیعی است هر انسان رنجدیده و ستم کشیده ای نمی تواند خواهان ادامه ستم و ظلم در لباس و شکل دیگری باشد. اقدام این مادر ستم کشیده اقدامی جسورانه و افشاگرانه نسبت به وضعیت زندانیان بوده و باید مورد حمایت و سیع  قرار بگیرد و تقویت شود. کار مادر مرتضی مرادپور الگویی است که باید تمام مادران و خانواده زندانیان انجام دهند.

٤-بابك شفق : نابرابرى حقوق زنان در آذربايجان و مردسالارى موجود در آن را چگونه ارزيابى ميكنيد ؟

شهلا خباز زاده : وضعیت زنان در آذربایجان جدا از وضعیت زنان در سایر نقاط ایران تحت حاکمیت اسلامی نیست. با وجود حکومت اسلامی ارتجاعی ترین قوانین عصر حجری بر زندگی زنان ایران حاکم است. از نظر قانونی بعنوان نصف انسان شناخته می‌شوند. در بسیاری موارد اختیاری در مورد بدن خود، زندگی خود و سرنوشت خود ندارند. قوانین مردسالارانه جمهوری اسلامی اجازه تحقیر، توهین و آزار رسانی به زنان را میدهد. این مسئله چه در مورد زنان آذربایجان و یا سایر نقاط ایران همسان است. اما در عین حال اکثریت جامعه و بویژه زنان این نابرابری را نپذیرفته اند و مبارزه ای پیگیر بین زنان و حکومت سرکوبگر اسلامی در جریان است. این مبارزه از همان اولین روزهای به قدرت رسیدن حکومت اسلامی آغاز شده و تا سرنگونی این رژیم ادامه خواهد داشت.

٥-بابك شفق : شما بعنوان يكى از زنان كميته آذربايجان حزب كمونيست كارگرى براى زنان بطور كلى چه پيامى داريد ؟

شهلا خباززاده : ۵- قبل از هر چیز به زنانی که در مقابل یک حکومت وحشی و ضد زن ایستاده اند و قوانین ارتجاعی آن را زیر پا میگذارند، درود می فرستم. به مبارزه خود علیه قوانین اسلامی ادامه دهید. در این مبارزه پیروزی از آن زنان خواهد بود چرا که تمام انسانهای آزادیخواه و شریف دنیا از شما حمایت می کنند. برای پیروزی در این مبارزه باید متحد شد. باید از هر امکان و هر فرصتی برای جمع شدن و ایجاد تشکل های خود استفاده کنید تا بتوانید مبارزه خود را گسترش داده و با قدرت بیشتری به پیش ببرید. برای متشکل شدن با کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری تماس بگیرید، تا از این طریق بهتر و بیشتر با حقوق خود آشنا شده و با سازماندهی بهتر و تشکل قویتر در مقابل جمهوری اسلامی بایستید. از طریق لینک (   http://sahand-azadi.com/ )  ارتباط با کمیته آذربایجان را  بر قرار کنید.

اینرا هم بخوانید

قطعنامه شورای حکام علیه برنامه هسته‌ای حکومت اسلامی – محسن ابراهیمی

مندرج در ژورنال شماره ۷۵۰ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده …