یکی از دوستان فیسبوکی اخیرا در یک اقدام شجاعانه و بی سابقه، موفق شده است با میکروسکوپ سیاسی اش پیوندی عجیب بین سلطنت طلبان و حزب کمونیست کارگری کشف کند. من اما با مراجعه به محتوای همین نوشته، پیوند اصلی را نه بین این دو، بلکه بین نویسنده و جمهوری اسلامی میبینم. اجازه بدهید توضیح بدهم. ایشان میفرمایند که موضعگیری در مورد تحولات غزه، یکی از دلایل کشف این پیوند است. البته اگر منظورشان “موضعگیری سیاسی” باشد، باید گفت این یک تحریف شیک و براق است. حزب کمونیست کارگری بارها و صریحا جنایات رژیم نتانیاهو را محکوم کرده و آن را نسل کشی نامیده است. ولی ظاهرا مشکل این دوست فیسبوکی این است که حزب، مبارزه با جمهوری اسلامی را تعطیل نکرده و مثل ایشان به دنبال نیروهای حزبالله و حماس در تظاهراتهای “ضدجنگ” زیر پرچم نیروهای اسلامی و تمثال خامنه ای رژه نرفته است.
بعد هم مینویسند که حزب تمرکز “یکجانبه” بر سرنگونی جمهوری اسلامی گذاشته و هر انتقاد به اسرائیل یا آمریکا را “همسویی با محور مقاومت” مینامد. این هم البته همانطور که گفتم، دروغی ساده و قابل گوگل زدن است. هر کس حتی با اینترنت دایال آپ هم میتواند دهها اطلاعیه و مصاحبه از رهبری حزب پیدا کند که مواضعشان خلاف این ادعاست. اما اصل حرف ایشان همان است: “تمرکز بر سرنگونی جمهوری اسلامی” باعث سوزش است.
به نظر میرسد این دوستان خیلی کمونیست هستند، آنقدر که طرفدار لغو کار مزدی اند و عجله دارند تا بدون اینکه زحمت سرنگونی جمهوری اسلامی را بدهند، مستقیم بروند و ساختمان سوسیالیسم را وسط یکی از اردوگاههای سوسیالیستی قرن بیستمی پی ریزی کنند. لابد بعدش هم در مراسم افتتاح، خامنهای و پوتین روبان را قیچی میکنند.
من ماندهام این کشفیات را کجا باید ثبت کرد: در دانشنامه پزشکی به عنوان عارضه جانبی مصرف بیشازحد پروپاگاندا، یا در مجله طنز به عنوان نمونه موفق شوخی تاریخی.
۱۱ اوت ۲۰۲۵