انحطات یا اقتدار؟!

جامعه در غلیان و التهاب دفع فضولات تلنبار شده قرنها جهل و فریب و بیداد است!گلوله‌هایی که در آبان سرخ جامعه را به خون کشید، تیر خلاص بر پیکر گندیده نظامی بود که جز مرگ، اندوه، اعدام و چپاول برای نسلهادر ایران و منطقه به ارمغان نیاورده است.فشار جامعه شیرازه کار حاکمیت را از هم دریده است! سران رژیم سیاه اسلامی بهتر از هر به اصطلاح فعال سیاسی و اجتماعی کههنوز دربدر در بین پسمانده‌های این سیستم بدنبال فریب‌کاری به اصطلاح اصلاحات میگردند، فشار بر بدنه دستگاه سرکوب را حسمیکند.کار به جایی رسیده که تمام چهره های تبهکار و مافیایی حکومتی که ۴۲ سال بازجویی کردند، شکنجه کردند، تیر خلاص زدند و به دارکشیدند، ترور کردند و دزدیدند بی‌اعتمادیشان به یکدیگر را اعلام میکنند، همدیگر را مسبب فاجعه و نابودیشان اعلام میکنند، حتیصورت ظاهر را هم دیگر حفظ نمی‌کنند، همدیگر را حذف میکنند و همزمان هیچ توهمی نسبت به توفانی که احاطه‌شان کرده ندارند خوبمیدانند که سینه به سینه مردم ایستاده‌اند!یک جلاد حرفه‌ای را در رقابت با رئیس زورخانه‌های ایران و پنج نفر همشان آنها را به پیش صحنه رانده‌اند تا بیرحمی و قساوت یک سلاخ،اقتدار نظامشان را حفظ کند همانطور که در کشتار سالهای ۶۰ و ۶۸ حفظ کردند.

اعتراض خودی‌هایشان را ممنوع اعلام کرده‌اند! هیچ اهمیتی به حفظ چهره به اصطلاح دمکراتیک برای دلخوشی عقب‌مانده‌ترینپس‌مانده‌های تحولات سیاسی در ایران را هم ندارند! قرار است در استقبال از توفان جلاد، قوه قضائیشان عقربه‌های تاریخ را عقب کشندتا به خودیهایشان روحیه دهند و نوید “اقتدار!”اقتداری که بیشتر نماینگر استیصال همه آنهاست!توفان اعتراضی میلیونها کارگر و زن و مرد، پیروجوان حکم به سرنگونی نظام سیاه اسلامی داده‌اند و دست‌و‌پا زدنهای احمقانه امثالخامنه‌ای و روحانی اقتدار نظامشان نیست! مضحکه استیصال آنها است!

اینرا هم بخوانید

نامش “م” عنوان زده شده، ۲۸ مین حرف از حروف الفبا در روزنامه همشهری و در گزارشی با عنوان “مرگی با طعم ناموس!”- سیاوش مدرسی

«پدر و برادرش او را کشان‌کشان می‌بردند، «م» جلوی چشم فرزندانش و همسرش التماس می‌کرده …