سفر میمنت اثر- یاشار سهندی

همین اول بگویم عنوان این نوشته، یادداشت یا مطلب ( هنوز تفاوت اینها را نفهمیدیم!) از یک اثر شاملو کِش رفتیم. بهرحال دست شاملو از دنیا کوتاه است و ما به عنوان یک دوستدار او به خود اجازه دادیم یک ناخنکی به یکی از آثارش بزنیم. اگر در قید حیات بود خدا میداند چه ها که بارمان نمی کرد!


اثر فوق در مورد سفر یک پادشاه خیالی ایرانی، به “ممالک امریغ” نوشته شده. شاملو سخت باور داشت که پادشاهانیکی از دیگری سفیه تر بودند. ما البته اصلا همچین اعتقادی نداریم. یکی اش همین کورش کبیر خودمان. خیلی پادشاه مهربانی بوده. اول شهرها را محاصره میکرده و راه رسیدن خوراک و آب را بر ساکنان شهر می بسته و پیغام میداده تسلیم می شوید یا نه! اگر جواب منفی بود، خب البته هر پادشاهی عاقلی آنهم از نوع کبیر چه چاره جز فرمان به ویران کردن آن شهر و قتل و عام ساکنین و به اسارت در آوردن آنها داشته. شاه هر چقدر هم مهربان، موقع دعوا که حلوا پخش نمی کنند حالا چه رسد موقع جنگ. بله؛ جان بدربُردگان باید تا شاه بعدی، به پادشاه غاصب خراج میدادند.
در روزگار باستان چیزی که زیاد بوده پادشاه بوده. خوب یا بد، رئوف یا سنگدل، جز لشکر کشی، سر به نیست کردن مخالفان با نیش مار، یا خوراک درندگان ساختن، یا پوست شان را غلفتی کندن، یا در مهمانی هنگام باده گساری با اشاره گوشه چشم غلامان با شمشیر آخته بر سرشان ریختند و یا با سر شورشیان را در چاه آهک فرو کردند…. مگر کار دیگری هم میشده انجام بدهند که ندادند. اما کوروش کبیر از یک جَنم دیگر بوده. اون زمان که اصلا اسم بشر مطرح نبوده، نزد ایشان حقوق اش مطرح بوده. و قتی ملازمان رکاب پرسیدن این که فرمودید یعنی چه؟ ایشان فرمودند: خودمان هم نمیدانیم. منجمان اما گفته اند این را دقیقا دو هزار پانصد و سی هفت سال بعد، حالا پنجاه سال بالا وپایین میفهمند. فرمان میدهیم یک لوح استوانه ای بنویسند که “من کوروش شاه شاهان… خیلی با حال هستم.”جناب منجم باشی مخصوص خبر دادند که این لوح را یک جای که قرار میدهند انور دنیا، که پای کسی تا حالا به آنجا نرسیده است و ما عهد کردیم که خودمان برویم آنجا را فتح کنیم.


میگویند هرودوت پدر تاریخ نویسی، نه اینکه یونانی بوده از لَجش این بخش از تاریخ را اصلا هیچ نشنیده که بنویسد. همین هرودوت اما نوشته است بعد از فتح بابل، کوروش کبیر لشکریان را به قصد رام کردن قومی سرکش، ابتدا به ملکه آنها پیشنهاد ازدواج داده اما ایشان جواب رد داده، بعد جنگ در گرفته است. همان ملکه سر کوروش را از تن جدا کرده. خب شد این وصلت سر نگرفت و گر نه چه زندگی میشد.خود جهنم!


بهر حال قبل از این اتفاق شوم. شهر بابل به خوشی و خرمی تصرف شد. هفت و روز هفت شب بعد از تصرف شهر، زدن و رقصیدن و نوشیدن. پس کوروش فرمان داد که یهودیان میتوانند به سرزمین خود برگردند و چنین بود که نام ایشان نه یک بار بلکه چندین بار در کتاب مقدس آمده است. میگویند در نام ایشان در قرآن هم آمده که البته سر آن میان علما و فضلا بد جوری اختلاف است. بهرحال کوروش حتی دستور بازسازی اورشلیم را هم داده است.( هیچی دیگه، کم سر اورشلیم و یا بیت المقدس دعواست این هم اضافه شد. فردا پس فرداست که سلطنت پرستان مدعی شوند بخش شمالی اورشلیم مال ماست!) همه اینها در دل تاریخ ثبت است.
چیزی بیشتر یا کمتر از 2500 خورشید طلوع کرد و غروب کرد تا یکی که خون فَرهی در رگانش جاری است به سرزمین مقدس رسیده. یکی از جان نثاران توئیت زده که چه نشسته اید وقتی که یک وزیر کابینه مهماندار است. این یعنی شاهزاده، بله…! یکی دیگر از ذوق زیادی خطاب به دولت اسرائیل نوشته: ایشان را بزرگ بدارید که تنها آلترناتیو موجه ماست!


شاهزاده اما برای رد گم کنی نوشته: میخواهیم پیام دوستی ملت ایران را برسانیم. ضمنا یک گپ و گفتی با متخصصان آب اسرائیلی داشته باشیم درباره چگونگی مواجهه با بحران آب، البت شاهزاده یادشان رفته یک تیم متخصص با خودش ببرد. تقصیر ندارد، ققنوس متخصصان ایشان در آتش سوخت و تا آمدن بجنبند خاکستراین ققنوس را باد برد. ضمنا فرمودند برای ادای احترام به قربانیان هولوکاست دست به سفر زده اند. ای بابا! قرار بود که هم ببخشند و هم فراموش کنند. شاهزاده و بانو یادشان رفت که نباید در این موارد عُقده ای بود، بخصوص اینکه پدر بزرگ چکمه پوش شاهزاده به عنوان یکی از پادشاهان ایرانارادت خاصی به بانیان هولوکاست داشته.


بهرحال سفر مبارکی است. این را میتوان در رفتار شاهزاده مشاهده نمود که چیزی نمانده بود انگشتان دست وزیر اطلاعات اسرائیل را بشکند. ذوق زدگی برای شاهزاده که بار امانت از کوروش تا خودش را به دوش میکشد اصلا خوب نیست. بهتره شاهزاده یک تیم از شهرام همایون و تقی زاده و طاهری و شهریار آهی ( نه این یکی نه! ایشان آبش با آن سه تا تو یک جوی نمی رود) خلاصه استخوان خورد کرده ها با خودش همراه میکرد تا آداب دیپلماتیک را به ایشان بیاموزند.


بزودی اثرات این سفر بیرون میزند، هر چند علیاحضرت یاسمین، شهبانوی زاپاس ناراحت شدند که چرا خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشته است:”روشن نیست که او چقدر برای بازگشت به قدرت می‌تواند حمایت جلب کند. پدرش در ایران اشرافی زندگی کرد و از کودتای سیا بهره برد.” مفسران اما خبر قطعی دارند که شاهزاده میتواند در پروژه های موساد کارساز باشد. از پشت پرده خبر رسیده حتما موساد با نفوذی که در جمهوری اسلامی دارد مطمئن شده رژیم اسلامی در حال فروپاشی است برای همین شاهزاده را جز برنامه های امنیتی خودشان قرار دادند. ظاهرامیخواهند دیِنِ 2500 ساله را ادا کنند و شاهزاده را به همراهی جان نثاران و به اضافه پرویز ثابتی و دستگاه آپولو به سرزمین شان برگردانند. ما که بخیل نیستیم. خدا کنه!

اینرا هم بخوانید

سخنی با جمعی از کارگران عسلویه و جنوب کشور- یاشار سهندی

بیانیه ای از سوی ” جمعی از کارگران عسلویه و جنوب کشور” تحت عنوان “درسهایی …