زندانی سیاسی واژه ایست که با فعالیتهای آزادیخواهانه و برابریطلبانه در ایران همواره همراه و اجین بوده است. حرکات و جنبشهای مردمی با مطالبات انسانی در ایران از آغاز قرن بیستم همراه و همگام با جنبشهای سیاسی در دنیا بوده و باعث متحول شدن فضای سیاسی و تغییر در توازن قوا در پیکر سیاسی سیستمهای حاکم بر ایران شده است.
فعالین و احزاب سیاسی از همان ابتدای ایجاد تشکلات و احزاب در ایران با سرکوب، شکنجه، تبعید، حذف فیزیکی و اعدام روبرو شدند. سرکوبها و ظلمهایی که به واسطه بسط قدرت حاکمانی مانند رضا شاه با ماهیت ناسیونالیزم که ایجاد و گسترش سرمایه داری در ایران بود و فعالین سیاسی و مخصوصاً کمونیستها و سوسیالیستها را زیر ضرب خود برد. از همان برهه بود که زندانی سیاسی، اعدام سیاسی و تبعیدیان سیاسی، مفهومی امروزی پیدا کردند. مفهومی که با بسط قدرت، قانونی کردن سرمایهداری آن هم از نوع ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی وجهه رسمی و قابل قبول از سوی حکومت های سرمایه داری جهانی و حامیان بینالمللی خود پیدا کرده بود.
تبعید، زندان، شکنجه، اعدام و محرومیتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سرنوشت مشترک تمام فعالین سیاسی و مخالف با ایدئولوژی حاکمان در ایران بوده و هست. بعد از رضا شاه و به قدرت رسیدن محمد رضا پهلوی، در ادامه راه ناتمام پدرش، سرکوبها شکلی مدرن تر و شدیدتر بخود میگیرد. علیرغم فضای سرکوبها و نقض حقوق انسانی اما مبارزات پیدرپی و منسجمانه تمام اقشار مردم، به انقلاب مردمی ۱۳۵۷ ختم میشود. زندانیان سیاسی که آزاد شده بودند به همراه سایر مردم و مبارزان رژیم سلطنتی را سرنگون میکنند اما خمینی و جریان اسلامی با حمایت دولتهای سرمایه داری و حمایت ملی مذهبیون و حزب توده و سازمان اکثریت و با سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام تمام مخالفان خود را قلع و قمع کرده و انقلاب مردم را به شکست میرساند و خود را بعنوان حکومت جدید در فضای سیاسی ایران تثبیت میکند.
دهه شصت را میتوان نقطه اوج سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام فعالین مخالف با حاکمیت جمهوری اسلامی دانست. زندانهای طولانی مدت، شکنجه، قتلعامهای گسترده، فرار و تبعید و فرار فعالین سیاسی در دهه شصت شمسی را میتوان یکی از فجایع بزرگ انسانی در قرن بیستم دانست. حاکمیت اسلامی در چهار دهه عمر خود به کشتار، زندانی کردن و اعدام هزاران فعال سیاسی پرداخته است و هر دوره با پیشروی اعتراضات مردم به جمعیت زندانیان سیاسی میافزاید.
زندانی سیاسی مقولهایست که جمهوری اسلامی از اعتراف به وجود آن در مجامع بینالمللی به واسطه ترفندهای مختلف طفره میرود. وجود زندانی سیاسی در ایران با وجود اینکه مسئلهای جدید نیست، ولی حاکمیت ارتجاعی جمهوری اسلامی با استفاده از قوانین قرون وسطایی اسلامی هرگونه مخالفت با قوانین عقبمانده خود را به وحشیانهترین شکل ممکن سرکوب میکند که زندانهای طولانی مدت یک نمونه از آن سرکوبها محسوب میشود. بحث در مورد سرکوب فعالین سیاسی و زندانیان سیاسی به عنوان نقض آشکار حقوق انسانی و سرکوب اندیشه مسئلهایست که در سالهای اخیر توسط کارزارهای مختلف حقوق انسانی حمایت و در سطح بینالمللی باعث روشنگریهای بسیار در میان مردم کشورهایی شده است که خود را حامی حقوق انسانی میدانند، در این میان کارزارهای تشکیل شده توسط اعضای حزب کمونیست کارگری ایران نقشی پیشرو در سطح بینالمللی ایفا میکند.
لزوم حمایت از زندانیان سیاسی در داخل و خارج از کشور در درجه اول در جهت آزاد شدن فوری زندانیان سیاسی به عنوان یک مطالبه باعث پیشبرد خواست اکثریت مردم مبارز و آزادیخواه است. در درجه دوم زندانی کردن و صدور احکام سنگین به فعالین به عنوان یکی از اقدامات شنیع معمول جمهوری اسلامی باید محکوم شود.
بحث حمایت از زندانیان سیاسی در حالی در جریان است که آخرین اخبار حاکی از سرکوب، زندان، شکنجه فعالین سیاسی در ایران بیداد میکند، فقط در یک مورد جوانی بنام «علیرضا شیرمحمدعلی» که حاکمیت و عوامل آن را نقد میکند محکوم به زندان میشود در داخل زندان توسط رژیم اسلامی حذف فیزیکی میشود.
فریادهای بلند مادر «علیرضا شیرمحمدی» یادآور فریادهای کسانی است که در این چهاردهه عزیزانشان توسط حکومت اسلامی در ایران به قتل رسیدند، کسانی که بخاطر پیگیری حال دختران و پسرانشان مورد انواع توهینها قرار گرفتند.
نمونههای بسیاری از زندانی کردن و سرکوب اندیشههای مخالف با حاکمیت دزد محور و ارتجاعی جمهوری اسلامی وجود دارد که در میان آنها میتوان به این موارد اشاره کرد؛ سرکوب، زندان و کشتار دانشجویان مخالف جریان اسلامی در جریان انقلاب فرهنگی، قتلعام زندانیان سیاسی در طول دهه شصت شمسی و مشخصا سال ۱۳۶۷، زندانی، شکنجه و کشته شدن فعالین دانشجویی در دهه هفتاد، ادامه مبارزات مردمی و زندانیان اعتراضات ۱۳۸۸ و فجایع زندان کهریزک، سرکوب اعتراضات ۱۳۹۶، زندانی و شکنجه کردن فعالینی مانند؛ «اسماعیل بخشی» و «سپیده قلیان» و دستگیری و شکنجه فعالین در روز جهانی کارگر ۱۳۹۸.
اینها تنها نمونههایی از جنایات رژیم جمهوری اسلامیست، رژیمی که فقط با سرکوب، زندان و اعدام، خود را بر مردم تحمیل میکند. پس در نتیجه، زندان و زندانیان سیاسی رویکرد ثابت و غیر منفک از استراتژی دستگاههای حاکمیت جمهوری اسلامی در بسط و پیشبرد افکار و سیاستهای بربریت محورش میباشد.
مبارزان و فعالین سیاسی در داخل و خارج کشور با مطرح کردن قوانین ارتجاعی و منسوخ اسلامی که بواسطه حاکمیت ارتجاعیاش در ایران تمام حقوق انسانی را سلب کرده است میتوانند زوایای واقعی از چهره حاکمیت جمهوری اسلامی را به جهانیان عیان کنند. در این صورت نهادهای بین المللی و احزاب و سازمانهایی که خود را مدافع حقوق انسانی معرفی میکنند، میتوانند ابتدا حمایت خود را از زندانیان سیاسی در ایران اعلام کنند و این امکان ایجاد خواهد شد که با اعتراض به دولتهایشان نوع رابطه دولتهایشان با جمهوری اسلامی را وادار به تجدید نظر کنند.
امیر عسگری
۲۰ ژوئن ۲۰۱۹
۳۰ خرداد ۱۳۹۸